
|
فصل اول
کلّیــات
ارزشهای اجتماعی بُعد مهمی از نظام فرهنگی هر جامعه محسوب میشود, چرا که شناخت نظام فرهنگی جز در سایه شناخت آنان ممکن نمیگردد. در عین حال اهمیت ارزشهای اجتماعی از آن روست که ترجیحات و سوگیریهای ارزشی یکی از مهمترین تعیینکنندههای جهتهای رفتاری اعضای یک جامعه به شمار میروند. ارزشها ریشه در باورها و عقاید یک جامعه دارند و براساس این باورهاست که اعضای جامعه چیزی را خوب یا بد, زشت یا زیبا, اخلاقی یا غیراخلاقی میدانند. بنابراین میتوان گفت تغییرات اجتماعی ریشه در تغییر باورها و ارزشهای یک جامعه دارند و تا زمانی که باورها و ارزشهای اجتماعی در یک جامعه تغییر ننماید, در آن جامعه تغییری بوجود نخواهدآمد. از این رو سنجش نظام ارزشی جوامع از مهم ترین دغدغههای اندیشمندان علوم اجتماعی به شمار میرود.
ارزشهای اجتماعی, دیرپا و ماندگارند و یک شبه تغییر نمینمایند. همانگونه که استقرار ارزشها دیر زمانی به طول میانجامد, تغییر آنها و جایگزینی ارزشهای نوین نیز اینگونه میباشد. نهایتاً باید گفت تغییر ارزشها به تغییر نظام اجتماعی منجر خواهد شد و پربیراه نیست که موضوع تغییر ارزشهای اجتماعی مورد توجه صاحبنظران, اندیشمندان و مسئولان کشور قرار دارد.
بیگمان بخش مهمی از چالشهای فرهنگی موجود در جامعه ما ناشی از تعارض ارزشها و یا مقاومتهایی است که در مقابل دگرگونی ارزشها صورت میگیرد. چالش سنت و تجدد یکی از این چالشهای دیرینهای است که بسیاری از کشورهای جهان به ویژه کشورهای مسلمان را در خود غوطهور ساخته است. مظاهر این چالش را میتوان در ابعاد و زوایای گوناگون زندگی اجتماعی دید. به عنوان مثال چالش میان دین که سرچشمه اصلی فرهنگ سنتی ماست و فرهنگ مدرن هر روز جدی و شدیدتر میشود. اخذ و جذب تکنولوژیکه میوه فرهنگ مدرن است, امروزه گریزناپذیر است و تندادن به لوازم نهفته در آن که همانا عناصر فرهنگی غرب میباشد, گریز ناپذیرتر. امروزه توسعه اقتصادی که در بطن خود آرزوی آوردن صنعت و تکنولوژی غرب را میپروراند, به یکی از کارزارهای اصلی رقابت میان سنت و تجدد درآمده, که امید خلاصی از آن خود آرزویی است بزرگتر. از دیگر سو باید توجه داشت که ابعاد فرهنگی نوسازی اقتصادی نیز مسئله قابل ملاحظهای است که نباید از آن مغفول ماند. برخی مطالعات جامعه شناختی حاکی از آن است که آنچه در دهه دوم انقلاب اسلامی تحت عنوان نوسازی اقتصادی صورت گرفته, نقش مهمی در دگرگونیهای ارزشی بعد از انقلاب ایفاء نموده است.(رفیع پور,1377,ص537 و کوثری78,ص3)
علاوه بر صنعتی شدن و توسعه اقتصادی, رشد و نمو تکنولوژی فرهنگی که جهان را چون دهکدهای کوچک درآورده نیز کارزاری جدید به این رقابت میان سنت و تجدد افزوده است و این پرسش را پیش روی ما نهاده که آیا چالشهای این عرصه سر آمدنی است و یا همچنان باید ادامه آن را انتظار کشید؟ در کنار رشد تکنولوژی و تسهیل رفت و آمد میان کشورهای مختلف, رسانهها از عوامل این دگرگونیهای فرهنگی در جهان جدید به شمار میروند. اگر روزی مارکوپلو میبایست از ونیز پا به سفر طول و دراز چین بگذارد و طی این سفر پرمخاطره، در سفرنامه خود، مردمان اروپا را با فرهنگهای شرقی آشنا کند، امروزه این جعبهء جادویی بی هیچ مخاطره و دردسری این وظیفه را انجام میدهد.گسترش ماهوارهها، به تعبیر «مک لوهان» جهان را بسان یک دهکده کوچکی کرده است که مردم جنوبیترین نقاط استرالیا میتوانند لحظه به لحظه شاهد یک گروگانگیری مسلحانه در مسکو باشند و یا یک رویداد جام جهانی فوتبال را نیمی از مردم کرهء زمین به طور مستقیم مشاهده کنند. اگر روزی پیدا کردن یک دوست از یک فرهنگ بیگانه، متضمن سفر حداقل از یک کشور به کشور دیگر بود، امروزه با ورود اینترنت به صحنه زندگی مردم و
استفاده از چتهای اینترنتی به هرکسی این امکان را میدهد که دهها دوست از فرهنگهای دیگر داشته باشد و گفتگو با آدمهای متفاوت از فرهنگهای مختلف بهترین راهگشا برای درک جدیدی از جهان شود و تغییر در آراء و افکار و عقاید طرفهای درگیر در این تعاملات را به ارمغان آورد.
اگر در گذشته مردمان محکوم بودند که در فرهنگی که به دنیا آمدهاند، تا آخرعمر با همان عقاید زندگیکنند و تن به ملزومات همان فرهنگ بسپرند و در مواجهه با مسائل، فقط یک هنجار یا راهحل فرهنگی مقابل خود ببینند، امروزه مردمان همیشه در حال محکزدن هنجارهای سنتی خود هستند و چه بسا افراد راه حلها و هنجارهای سنتی فرهنگهای دیگر را به عاریت بگیرند. چیزی که پذیرش آن برای نسلهای جوان آسانتراست.تجربه چند دهه اخیر جامعه ایران نشان از تحولات اجتماعی عظیمی است که جامعه را در دورههای مختلف دستخوش تغییرات بنیادین قرار داده است. با توجه به آنچه پیشتر گفته شد, چالشهای ما بین ارزشهای سنتی و مدرن, و همچنین ورود تکنولوژی و فرهنگ نهفته در بطن آن, بعلاوه تحولاّت عمیق و گسترده سیاسی و اقتصادی و پیدایش یک طبقه متوسط پرشمار شهری- روستایی و افزایش بی سابقه مصرف کالاهای جدید، تحولات ساختاری در ترکیب جمعیتی و بالا رفتن نسبت جمعیت جوان کشور،تحولات اساسی در مرجعیت فرهنگی جامعه از طریق گسترش شبکه گستردهای از مدارس و دانشگاهها، اشاعه وسایل و امکانات جدید ارتباطی با افزون شدن فعالیت شبکههای ویدئویی وتلوزیونی ماهوارهای، گسترش اینترنت در سالهای اخیر و ورود به زندگی عادّی شهروندان همگی بصورت عاملی درآمدهاند که باعث گشتهاند تغییرات ارزشی در جامعه ایران با شدت و حدّت بیشتری نمایان شود و جامعه ما در وضعیت درحال گذاری قرار داده, که لاجرم دگرگونیهای اجتماعی و تحولات فرهنگی را با نوسانهای بیشتری نسبت به کشورهای دیگر به ثبت برسانند.
ارزشهای جامعه ایران درسه قرن اخیر تغییرات بسیاری کرده است. تحولات گسترده جامعه ایران در دهه پنجاه که منتهی به انقلاب اسلامی شد ودر دهه شصت که با جنگ هشتساله با عراق ادامه یافت و دوران پس از جنگ در دهه هفتاد این دگرگونیهای ارزشی را بخوبی نشان میدهند.
بعنوان مثال برای درک تغییرات ارزشی در جامعه ایران میتوان دست به بررسی تغییر ذائقه سینمایی در دوره بیست ساله بعد از انقلاب زد. مثلاً فیلمهای “برزخیها” و “بایکوت ” که حاوی مضامینی انقلابی و ظلم ستیزی و مبارزه برای رسیدن به آرمانهای متعالی میباشند، به ترتیب در سالهای 60 و 65 به عنوان پرفروش ترین فیلمهای سال انتخاب شدند. با گذشت یک دهه، در سال هفتاد فیلم “عروس” توانست به این جایگاه برسد در حالیکه نه به خاطر مضمون انقلابیگری یا آرمانخواهی، بلکه به خاطر وجود هنرپیشه نقش اول زن توانست پرفروشترین فیلم سال شود. این تغییری بود که در دیگر فیلمهای دهه هفتاد نیز روی داد، یعنی وجود جذابیتهای ظاهری هنرپیشههای فیلم از عوامل مهم تاثیرگذار در موفقیت فروش گیشه به شمار آمدند. درست چیزی که در دهه 60 سهم چندانی در جذب
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود پایان نامه با موضوع حاکمیت شرکتی، رگرسیون، تحلیل داده، تئوری نمایندگی
تماشاچی نداشت. اینها همه نشان از یک چیز میباشد و آن تغییر ذائقه سینماروها که اغلب نسل جوان را در خود جای میدهد، میباشد. طبعاً بررسی و تجزیه و تحلیل سینمای کشور در دو دهه اخیر میتواند تغییرات و تحولات ارزشی رخ داده شده درایران را به روشنی به تصویر بکشد. که البته پژوهشی جداگانه و مفصّلی را میطلبد.
شناخت تغییرات ارزشی برای مسئولین و مدیران یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همان طورکه یک پزشک باید همیشه مقدار فشار و تعداد ضربان قلب مریض خود را تحت نظر داشته باشد تا در صورت تغییری در علائم هشدار دهنده، به مداوای بیمار خود بپردازد، مسئولین و کارگزاران یک جامعه نیز باید با در نظر داشتن تغییرات فرهنگی یک جامعه، نوسانهای آنرا به دقت در نظر بگیرند. البته شاید به زعم عدهای تعبیر و تمثیل طبیب و بیمار برای کارگزاران فرهنگی یک جامعه، برگرفته از قرائتی اقتدارگرایانه از جامعه و فرهنگ باشد، که شاید پُر بیراه هم نباشد، اما حداقل میتوان با آنان به این توافق رسید که مسئولین و مدیران یک جامعه با دریافت و شناخت تغییرات فرهنگی جامعه بهتر میتوانند به وظایف خود که همانا برنامهریزی صحیح درباره آینده و ارائه خدمات بهتر به اعضای جامعه میباشد، بپردازند.از مواد رادیواکتیو به عنوان ردیاب رادیواکتیو استفاده می شود. این مواد از طریق بلعیدن یا تزریق وارد جریان خون می شود. یکی از روش های ردیابی به این شکل است که مواد ردیاب در خون حرکت می کنند و امکان می دهند که ساختار رگ های خونی مشاهده شود. این روش مشاهده به پزشکان این امکان را می دهد که لخته و دیگر ناهنجاری های رگ های خونی را به راحتی تشخیص دهند. علاوه بر این، بـرخـی اعـضـاء بدن هستند که نوع خاصی از مواد شیمیایی را در خود جمع می کنند. برای مثال غده
تـیـروئـیـد ، یـد را در خـود جـمـع مـی کـند بنابراین با بلعیدن ید رادیواکتیو ( به صورت مایع یا به صورت قرص ) می توان تومورهای تیروئید را تشخیص داد و درمان کرد. به همین ترتیب تومورهای سرطانی نـیـز، فـسفات را در خود جمع می کنند. بنابراین با تـزریـق ایـزوتـوپ رادیواکتیو فسفر – 32 در جریان خــون مــی تــوان تـومـورهـای سـرطـانـی را، بـه دلـیـل افزایش رادیواکتیویته، شناسایی کرد.
موارد زیر از مصادیق تکنیک های هسته ای در علم پزشکی است :
این مطلب را هم بخوانید :
ماندگاری آن تا چه حد است؟
روستای خاروانا که در استان آذربایجان شرقی واقع است در سال 1380 به مرکز بخش تبدیل شد و عنوان شهر رابه خود اختصاص داد و دارای شهرداری شد .
اما با توجه به تعاریفی که از شهر و روستا می شود و معیاری برای تمایز شهر از روستاست نمی توان خاروانا را در قالب هیچ کدام از این دو تعریف قرار داد .در زیر به تعاریفی استناد می شودکه در رابطه با روستا و شهر وجود دارد تا به یک نتیجه ی کلی در ارتباط با روستا و یا شهر بودن خاروانا رسید :
در سرشماریهای 1365 و 1375 کلیه ی نقاطی را که دارای شهرداری بوده اند شهر محسوب شده اند ( بدون در نظر گرفتن تعداد جمعیت آنها) در سرشماریهای قبلی داشتن 5 هزار نفر جمعیت ملاک تعریف بوده است.
(نقدی ; 1375، 18-19)
دکتر صدیق نیز مجموعه ی تعاریف شهر را در چهار دسته تقسیم بندی نموده است :
علاوه بر این معیارها، معیارهای دیگری نیز برای تعریف شهر وجود دارد :
پیش از پرداختن به اختلافات بین شهرو روستا ابتدا به چند تعریف از شهر و روستا اشاره می شود :
( رضوانی ؛ 1374 ،16 )
دربیان اختلافات بین شهر و روستا نیز اندیشمندان نظرات بسیاری ارائه کرده اند که در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم :
و در تفاوت شهر و روستا برخی از اندیشمندان به این نکات توجه می کنند:
الف – قدرت ارزشهای سنتی:
این ارزشها به منزله ی یک حاکم در روستا حکمفرمایی می کنند .
ب – ارتباطات و تماسهای اولیه :
در روستا ارتباطات چهره به چهره است ، در شهر غیر مستقیم و رسمی و ثانویه است.
ج – سادگی و یکنواختی زندگی :
یعنی اینها حداقل تغییرات را تجربه می کنند، و به دست آوردن مقام و جاه طلبی در نواحی روستایی کمتر به چشم می خورد . سطح زندگی شاهد تغییرات سریع نبوده و به کندی تغییر می یابد .
د – تخصص گرایی :
تولیدات در نقاط شهری بر اساس تخصص و در قالب تخصص صورت می گیرد. در حالی که فعالیت و تخصص مسلط در جامعه روستایی کشاورزی است. شهرنشینان وابستگی های مختلف سازمانی، اقتصادی، اجتماعی و … را دارند در حالیکه روستائیان به ندرت وابستگی های سازمانی و صنفی دارند .
ه- استقرار و جایگزینی درست افراد :
با رقابت در نقاط شهری، افراد عموماً در منصبها و مشاغل خود استقرار می یابند. در حالیکه در نقاط روستایی چنین فرصت و امکانی کمتر وجود دارد .
و – تحرک اجتماعی :
جامعه ی شهری نیاز به تحرک دارد و آن را تقویت می کند. در این جوامع بیشتر تأکید بر اکتساب است تا انتساب . پویایی و حرکت لازمه ی تداوم حیات جوامع شهری است .
ز – محدوده های تخصصی :
هر منطقه را به فعالیتی اختصاص می دهد .
ح – موقعیت زنان:
منظور از موقعیت زنان ،فعالیت زنان شهری در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی می باشد.اما در رابطه با زنان روستایی فعالیت زنان روستایی در مزارع موجب به دست آوردن درآمد نمی گردد.
ط – تضاد در تفاوت بین خصلتها :
روستائیان تحمل کمتری در برابر اعتقادات جدید دارند. اما شهرنشینان خودشان را با شرایط و اعتقادات جدید وفق می دهند.( زرنقی ؛ 1382 ، 27-28 -29 )
با این تفاسیر در مورد خاروانا باید گفت که ، خاروانا روستا شهری دارای 2500 نفر جمعیت است اکثر ساکنین آن به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند و کارمندان شاغل در اداراتی مانند بخشداری و شهرداری و … بیشتر غیر بومی هستند و انجام کارهای تخصصی با غیر بومیان است که از خارج از روستا آمده اند و صنعت و خدمات در این روستا نقشی ندارد با توجه به اینکه این روستا سرشار از معادنی است که در صورت بهره برداری و استفاده از آن می تواند نقش مهمی در ایجاد اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی ساکنان و پدیدار شدن شاخه ی جدیدی از اشتغال و سبک زندگی برای ساکنان منطقه باشد، روابط حاکم بر افراد روستا غالباً از نوع روابط اولیه (چهره به چهره ) است و ساکنان آن همدیگر را می شناسند و علاوه بر مطالب گفته شده مشارکت زنان در عرصه جامعه ی مورد بررسی در حداقل ممکن است.
مطابق با آنچه دربالا به ان اشاره شد چه نامی برای منطقه ی مورد مطالعه برازنده تر است ؟
این منطقه از نظر تسهیلات رفاهی مانند مسافرخانه، رستوران و … برای ارائه ی خدمات به میهمانان غیر بومی در مضیقه است و همچنین دارای جاده ای نامناسب و پر از پیچ های متعدد است که فقط افرادی که در اینجا ساکن هستند و یا بنا به اقتضای شغلشان در آن رفت و آمد می کنند به آن آشنا هستند .
اما واژه ای ما بین روستا و شهرنیز وجود دارد که آن روستا شهر است در اینجا به این موضوع پرداخته می شود که آیا می توان منطقه ی مورد بررسی ما را روستا شهر نامید ؟
در این رابطه برخی از صاحبنظران، معیارهای جمعیتی، برخی دیگر معیارهای کارکردی و برخی نیز امکانات و خدمات سکونتگاه ها را مبنای تعریف خود قرار داده اند. اما در میان تعاریف مختلف از روستا شهرها بیشتر صاحبنظران ملاک جمعیتی سکونتگاه ها را مد نظر قرار داده اند .
جان فرید من[2] و مایک داگلاس[3] به عنوان نخستین صاحبنظران تئوری روستا شهر، روستا شهر را شهری با 10 تا 50 هزار نفر جمعیت می دانند. و با توجه به نقش و کارکرد روستا شهر و ناحیه ی اطراف آن به تعریف ناحیه ی روستا شهر می پردازند .( فریدمن و داگلاس ؛ 1975 ، 62 )
همچنین نظریان ،با ملاک قرار دادن میزان جمعیت 25000 نفر، معتقد به تمایز بین شهرهای کوچک و روستا شهر بوده و بیان می دارد که طبق سرشماری سال 1365 تعداد 333 روستا شهر کمتر از 25000 نفر در ایران وجود داشته است.( نظریان ؛1379 ، 159 )
علاوه بر معیار جمعیت برخی دیگر از محققان ضمن در نظر داشتن ملاک میزان جمعیت معیار کارکردی سکونتگاه ها را در نظر گرفته و با توجه به نوع فعالیت شاغلان سکونتگاه ها ، روستا شهرها را به بیانی تعریف کرده اند . این عده از محققان بر کارکرد کشاورزی روستا شهرها تأکید می کنند و معتقدند روستا شهرها (urban village) یا (rurban) نقش خدماتی، کشاورزی دارند و به جای واژه ی (agropolice) این واژه ها را به کار می برند.( جاسبرینگ ؛ 1932 ، 512 ).
سعیدی اصطلاح روستا شهررا برای توصیف شرایط بسیاری از شهرهای کشورهای جنوب در سالهای اخیرمناسب می داندوبه نظر وی ، وا ژه ی urban(شهری ) و rural(روستایی) به صورت rurban رواج یافته است این اصطلاح از دو صفت انگلیسی که در بالا به آن اشاره شد ساخته شده و عبارت است از ترکیب و ادغام ساختارهای اجتماعی شهری و روستایی در حاشیه ی مراکز شهری.
( سعیدی ؛ 1377 ، 124 – 125 )
علی اکبری روستا شهر را یک مجموعه ی زیستی مستقل و منفصل از مادر شهر اصلی می داند که شامل ساخت و سازهای نسبتاً سازمان یافته ای است که در محدوده ی یک روستا انجام می گیرد و به آن ماهیت شبه شهری می بخشد . اینگونه سکونتگاه ها از ویژگیهای صرفاً روستائی شان فاصله گرفته و با این حال موقعیت شهری هم نیافته اند و مراحل گذار شهری را سپری می کنند، به این دلیل برخی از عناصر و خصوصیات روستایی همچنان در آنها دیده می شود .روستا شهر، در نامگذاری و تعریف این تیپ شهری به کار می رود، که بیانگر
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه روانشناسی : نظریه تعاملی نگری نمادین
(village city) است. درایران در مواردی واژه ی روستاشهر شهری گرایی یا نفوذ فرهنگ و عناصر شهری در نواحی روستایی است.( علی اکبری ؛ 1383 ، 209 -210 )
رضوانی، واژه ی روستا شهر را با شهرهای کشاورزی یکی می داند و معتقد است که ((روستا شهر یا شهرهای کشاورزی روستاهای بزرگ و پرجمعیتی هستند که در آنها چشم اندازهای شهری و روستایی با هم ادغام شده اند و فعالیت اقتصادی غالب بر این روستا ها امکان دارد که فعالیت کشاورزی باشد ولی فعالیتهای خدماتی و گاهی صنعتی نیز در آنها رواج دارد.همچنین ساختار اجتماعی، فرهنگی و کالبدی این روستا ها به شهر شباهت دارد. این قبیل روستا ها را که ترکیبی از چشم اندازهای فیزیکی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی شهر و روستا در آنها دیده می شود را می توان روستا شهر نامید)).( رضوانی ؛ 1377 ،142 )این مطلب را هم بخوانید :