5-2-3 ایهام (توریه) …………………………………………………………………………..96
5-2-3-1 ایهام تناسب ………………………………………………………………..97
5-2-3-2 ایهام تضاد ………………………………………………………………………..98
5-2-4 تجاهل العارف ……………………………………………………………………….98
5-2-5 تجرید ……………………………………………………………………………………..99
5-2-6 تضاد (طباق) …………………………………………………………………….100
5-2-7 تلمیح ………………………………………………………………………………..101
5-2-8 تنسیق الصفات ……………………………………………………………………….114
5-2-9 جمع …………………………………………………………………………………..115
5-2-9-1 جمع با تفریق ……………………………………………………………………115
5-2-9-2 جمع با تقسیم ……………………………………………………………………..116
5-2-10 حسن تعلیل ………………………………………………………………………….117
5-2-11 حسن مطلع …………………………………………………………………………..117
5-2-12 حسن مقطع …………………………………………………………………………118
5-2-13 سیاقة الاعداد (اعداد) ………………………………………………………………118
5-2-14 سوال و جواب ……………………………………………………………………….119
5-2-15 لف و نشر …………………………………………………………………………120
5-2-16 مراعات النظیر ………………………………………………………………….121
نتیجه گیری………………………………………………………………………………………..123
فهرست منابع …………………………………………………………………………124
چکیده:
موسیقی شعر از عوامل موثر و مهمی است که به شکل گیری ساختار شعر و تاثیرگذاری آن کمک می کند. شعر اساساً وسیله بیان و آیینه انعکاس احساسات درونی
هر شاعر است که ابزار بیان این عواطف و احساسات، موسیقی شعر است و اوحدی برای تبیین عواطف، افکار، اندیشه ها و علایق و سلایق خود، از عوامل تاثیر گذاری موسیقی بهره گرفته است.
در این رساله که هرچند گامی است کوچک برای آشنایی هر چه بهتر با عواطف، افکار و سبک اشعار اوحدی؛ کوشش شده است که موسیقی اشعار وی، از لحاظ موسیقی بیرونی، کناری، درونی و معنوی (وزن، قافیه و ردیف و نیز انواع آرایههای لفظی و معنوی) که هر کدام به نوعی در شکل گیری و تاثیرگذاری موسیقی شعر و نایل شدن شاعر به اهداف خود؛ یعنی نفوذ در دلها و تحریک عواطف و احساسات، کمک می کنند؛ مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.
در اشعار اوحدی اوزان مختلف و مستعمل عروضی و بهره گیری از اوزان نادر و اختیارات شاعری قابل توجه است؛ انواع قافیه و ردیف در آن ایفای نقش دارند. در آرایههای لفظی (انواع جناسها، ردالعجز، تکرار و…) گوشنواز میباشد، شگردهای هنری معنوی شاعر، مانند (ایهام، تلمیح، تضاد، مراعات نظیر و…) با هنرمندی در اشعار اوحدی به کار گرفته شده اند.
پیشگفتار:
از عواملی که موجب شد، موضوع موسیقی شعر در دیوان اوحدی، برای این پایان نامه مدنظر قرار گیرد، دلبستگی فراوان به مسائل و مباحث موسیقی شعر به ویژه اشعار اوحدی است، جرقه علاقه به انجام این کار، از دوران کارشناسی و از کلاس عروض و قافیه جناب آقای دکتر صدقی در من ایجاد شد و همواره مترصد فرصتی بودم که در این مورد بیشتر به تحقیق و کاوش بپردازم؛ تا اینکه در دوره کارشناسی ارشد، موضوع پایان نامه، تحت عنوان موسیقی شعر در دیوان اوحدی مراغهای، با راهنمایی استاد گرانقدرم آقای دکتر صدقی و با مشاوره استاد ارجمند، جناب آقای دکتر گلی به گروه زبان و ادبیات فارسی پیشنهاد و از طرف گروه محترم تصویب شد، با علاقه فراوان شروع به کار کردم و برای تحقیق و تدوین آن تا جایی که میسّر بود به منابع متعدد مراجعه نمودم، در طول این مدت پشتیبان و مشوّق من استاد راهنمای گرامیم بودند که با سعه صدر و گشاده رویی راهنمایی های ارزنده خود را از بنده دریغ نکردند و مرا به ادامه راه دلگرم نمودند.
بیان مسئله:
یکی از عوامل موثر و مهمّی که به شکل گیری ساختار شعر و تاثیرگذاری آن کمک می کند، موسیقی شعر است؛ بنابراین کشف این ظرایف و دقایق و تبیین و تحلیل آنها در مجموعه اشعار اوحدی مراغهای، ضروری به نظر می رسد و در نوع خود می تواند مفید باشد.
فرضیه ها و اهداف پژوهشی:
فرض بر این است که اوحدی مراغه ای برای شکل گیری اشعار خود از اوزان متنوعی بهره گرفته و از بحرهایی از قبیل رمل، هزج، رجز، خفیف، مجتث و نظایر آن سود جسته است و برای دل انگیز کردن و موثر نمودن تاثیر سخن منظوم خود از موسیقی درونی (ترکیب و آرایش واژه) غافل نبوده است.
کشف زوایا و بیان مباحث مختلف موسیقی شعر دیوان اوحدی مراغهای، از قبیل اوزان مختلف اشعار و زحافات آن ها، مباحث مربوط به ردیف و قافیه و نیز موسیقی درونی، از جمله اهداف پژوهشی این تحقیق خواهد بود.
پیشینه تحقیق:
در مورد موسیقی شعر برخی شعرا؛ از جمله موسیقی شعر غزلیات شمس با راهنمایی دکتر احمد گلی، موسیقی شعر دیوان هوشنگ ابتهاج، با راهنمایی دکتر ناصر علیزاده، تحقیقاتی انجام شده است؛ ولی تا جایی که معلوم است تحقیقی در این مورد و با این عنوان در دیوان اوحدی مراغه ای صورت نگرفته است.
مقدمه:
بــه نـام آنکـه مـا را نـام بخـشیـد زبـان را در فصـاحت کـام بخـشیـد
(اوحدی مراغه ای)
اوحدی مراغهای (اصفهانی) از شاعران و عارفان توانای قرن هفتم و هشتم و معاصر ایلخانان مغول است که به علت هم عصری با شاعر نامداری چون حافظ شیرازی، نتوانست آنگونه که باید بدرخشد. تاریخ ولادت وی بر ما معلوم نیست و در منابع قدیمی ذکر نشده است، ولی شرح حال نویسان معاصر با توجه به بیتی از مثنوی جام جم وی که در آن به تاریخ اتمام کتاب در سال 733 و نیز بیتی از همان مثنوی که در آن به شصت سالگی خود اشاره کرده است، تاریخ ولادت او را حدود 670 الی
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه کامل : دانلود پایان نامه ها با موضوع اصول عدالت کیفری
673[1] رقم زده اند.
چــون ز تــاریـخ بــرگـرفـتـم فــال هفـتـصـد رفتــه بود و سی و سـه سال
(اوحدی مراغه ای، 1375: 672)
اوحــدی شصـت سـال سخـتی دیـد تـا شـبـی روی نیــک بخـتــی دیــد
(همان: 649)
در کتب قدیمی به نام پدر اوحدی اشارهای نشده، جز در ریحانة الادب که نام پدر وی «حسین» ثبت شده است (مدرس تبریزی، 1369:202)؛ همچنین بر روی سنگ قبر وی به نام پدرش حسین اشاره شده است.
درباره زادگاه اوحدی و این که مولدش مراغه بوده یا اصفهان بین نویسندگان اختلاف نظر وجود دارد، برخی مولد او را به دلیل اصفهانی بودن پدرش اصفهان می دانند (جامی،1366:672، خواندمیر، 1379:58) و برخی نیز زادگاه او را مراغه می دانند (دولتشاه سمرقندی، 1338: 157، شوشتری، ج2، 1334: 121) از آن جا که وی مدت زیادی از عمرش را در مراغه سپری کرده و در همانجا نیز وفات یافته است، بیشتر به اوحدی مراغه ای شهرت دارد.
عده ای معتقدند اوحدی نخست صافی تخلص می کرده است؛ از جمله «صاحب تذکرة صحف ابراهیم و به تقلید از او محمد علی تربیت مولف کتاب دانشمندان آذربایجان و نویسندة کتاب ریحانه الادب و محمود فرّخ و… و بالاخره دکتر ذبیح الله صفا در تاریخ ادبیات خود به استناد ابیات زیر از روی تسامح و تساهل تخلص آغاز شاعری اوحدی را صافی ثبت کردهاند» (گلی، مقدمه و گزینش و گزارش غزلیات اوحدی، 1387: 11).
چون ماه نو را همه با انگشت به یکدیگر نشان میدادهاند، ماه نو را رسوا خوانده است:
به همه کس بنمایم خم ابرو که تو داری ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید
مستی حرص: اضافه مسبب به سبب
معنی بیت: معلوم نیست که در این دنیای کهن تا کی به سبب حریص بودن مثل ماه نو، انگشتنمای این و آن خواهی بود؟! (دکتر احمد شوقی نوبر).
5)زمین چون گلخن و گردون چو طاق گرمابه است تو در میان جنب از همدمی کام و هوا
گلخن : 1)تون گرمابه، 2)مزبلهی تون حمام، 3)جایی که خس و خاشاک در آن ریزند، مزبله (با تلخیص از معین).
زمین : از لحاظ پستی و دنائت و فرومایگی به گلخن گرمابه که پستترین جای حمام و جای کثیف و محل انباشتن هیزم است تشبیه شده است.
طاق گرمابه : در قدیم گرمابهها را با نقوش و صور میآراستند تا در نظر بینندگان و روندگان به گرمابه زیبا جلوه نماید. مانند کاشی کاریهای امروزی. از این جهت
آسمان را از لحاظ زیبایی و درخشندگی ستارگان و شاید رنگ آبی آسمان به طاق گرمابه که با کاشیهای لاجوردی و نقوش و صور و آینه آراسته گردیده تشبیه کرده است.
بین گلخن و گرمابه : بین جنب و گلخن و زمین (که محل پستی و فرومایگی است) تناسب و مراعات النظیر وجود دارد.
بین گردون و هوا (در معنی غیر مراد آن یعنی هوایی که نفس میکشیم) و همچنین دم، ایهام تناسب وجود دارد.
معنی بیت: دنیای پست مانند مزبله تون حمام و جای کثافات و خس و خاشاک و آسمان آبی زیبا با ستارگان درخشندهاش مانند طاق مزین به کاشیهای لاجوردی و نقوش و آینهی حمام است و تو در این میان (و یا در میان زمین و آسمان) به سبب کامرانی و پیروی از هوی و هوس، آلوده و مانند شخص جنب هستی.
6)برآر غسل و ازو درگذر که صاحب دل میان گلخن و گرمابه کم کند مأوا
بین غسل و گلخن و گرمابه مراعات النظیر وجود دارد.
معنی بیت: خودت را تطهیر و پاکیزه گردان و گلخن و زمین و آسمان مانند طاق گرمابه را رها کن، چرا که شخص صاحب دل در جاهای پست و در میان گلخن و گرمابه (زمین و آسمان) آرامش ندارد و این جاهای حقیر را پناهگاه دائمی خود قرار نمی دهد.
7)به راستی رسی اندر جهان وحدت از آنک الف به راستی از با و جیم گشت جدا
این مطلب را هم بخوانید :
به : به سبب
9- طلاق…………………………………………………………………………………………………..79
10- آزادی خواهی و پیگیری حقوق زنان………………………………………………………..81
11- انتقاد از بخت و اقبال……………………………………………………………………………84
12- مرد…………………………………………………………………………………………………….86
13- زن……………………………………………………………………………………………………..90
14- ازدواج…………………………………………………………………………………………..93
15- موضوعات دیگر………………………………………………………………………………….95
فصل چهارم ( تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر)……………………………………………..97
1- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع توجه به ائمه اطهار…………………….98
2- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع عشق……………………………………….99
3- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع محبت به فرزندان……………………101
4- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع تحصیل وتعلیم و تربیت…………….103
5- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع انتقاد از شرایط زنان…………………105
6- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع سخن گفتن با اشیاءبی زبان………..107
7- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع مرگ عزیزان…………………………110
8- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع چند زنی……………………………….112
9- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع طلاق…………………………………..113
10- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع آزادی خواهی وپی گیری حقوق زنان….115
11- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع انتقاد از بخت و اقبال……………117
12- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع مرد……………………………………118
13- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع زن…………………………………….120
14- تفسیر و مقایسه ی شعر دو شاعر با موضوع ازدواج………………………………123
15- مقایسه ی دو شاعر به لحاظ گستردگی موضوع…………………………………..125
فصل پنجم (نتایج )……………………………………………………………………………….126
نتایج این تألیف …………………………………………………………………………………127
کتابنامه……………………………………………………………………………………………….130
چکیده:
مقایسه، یکی از روش های مؤثر برای شناساندن بهترشاعران و نویسندگان و آثارشان به مخاطبان وعلاقه مندان می باشد. بخصوص مقایسه ی دو شاعر با اشتراکات متعدد، که می تواند تاثیر مسائل گوناگونی چون ، جنسیت ، وقایع شخصی واجتماعی ،شرایط مکانی وزمانی و… را در نحوی سرودن اشعار ، به درستی نمایش دهد . که در مورد این دو شاعر زن بودن ، مادر بودن ، مطلّقه بودن و … باعث به وجود آمدن برخی مضامین مشترک و تفاوت در دید و جهانبینی باعث ایجاد تفاوت در نگاه به مسائل گوناگون و ارائه آنها شده است . در این تالیف سعی شده با بهره گرفتن از بررسی اشعار دو شاعر، واقعیت های تاریخی ، اطلاعات موجود از زندگی ایشان و اظهار نظرها و دیدگاه های بزرگان ادبی آگاهی و بینش گسترده و عمیقی نسبت به این دو شاعر معاصر ایجاد شود.
مقدمه:
1- تعریف مسأله و بیان سؤال های اصلی تحقیق
شعر دوره ی معاصر به جهت ساختاری و محتوایی، اهمیت ویژه ای داشته و از سوی دیگر حضور زنان شاعر و صاحب سبک و اهل فکر در عرصة شعر و ادب فارسی معاصر از مباحث مهم ادبی ، تربیتی و فرهنگی محسوب می شود ، و بدونه شک ، نگاه خاص زنان جامعه به مباحث مهم اجتماعی و ادبی ، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. از این جهت به دلیل جایگاه مهم ادبی ژاله قائم مقامی و بازتاب مضامین مهم اجتماعی درشعر او و همچنین جایگاه ادبی سیمین بهبهانی و حضور پر رنگ مضامین فرهنگی و اجتماعی ، در شعر ایشان باعث اثرگذاری این دو شاعر در جریان های شعری می باشد ، برای مثال تأثیر سیمین در شعر معاصر و به ویژه قالب غزل به اندازه ای است که او را ((نیمای غزل)) نامیده اند بنابراین تحلیل محتوایی اشعار آنها به ویژه به صورت مقایسه ای لازم و ضروری می نماید ، و در این تألیف به دنبال این مسأله خواهیم بود.
1-1- پرسش های اصلی
الف. مهمترین ویژگیهای شعری ژاله قائم مقامی چیست ، و چه مضامین مهمی در شعر او بازتاب یافته است ؟
ب. مهمترین ویژگیهای شعری سیمین بهبهانی چیست ، و چه مضامین مهمی در شعر او بازتاب یافته است؟
ج. محتوای اشعار این دو چه شباهتهایی دارند؟
د. محتوای اشعار این دو چه تفاوتهایی دارند؟
2- فرضیه ها
الف . به دلیل اینکه در زمان ژاله قائم مقامی زن هنوز جایگاه واقعی خود را در جامعه نیافته بود ژاله از طریق تمثیل و گفتگو و مناظره سعی کرده مضامین مهم اجتماعی و بویژه محرومیت زنان جامعه خود را به خوبی در شعر خود بیان کند.
ب . سیمین بهبهانی در اشعاری توانسته هم جنبه های ادبی را در شعر بازتاب دهد و هم مضامین مهم روزگار خود و از جمله مباحث زنان ، جنگ تحمیلی و سایر موضوعات مهم را به شکل هنری با احساس و عواطف تند زنانه و مادرانه بازتاب دهد.
پ . شباهتهای این دو شاعر در بازتاب مضامین اجتماعی ، مضامین مربوط به زنان و نیز عواطف تند زنانه است و هر دو شاعر اجتماعی محسوب می شوند.
این مطلب را هم بخوانید :
ت . اگر چه این دو شاعر دارای شباهتهای فراوانی هستند ولی به دلیل تفاوت در دوره زندگی و شرایط حاکم ، در نوع مضامین ، تفاوتهایی دارند. برای مثال ژاله قائم مقامی از نظر قالب بیشتر سنتی است ولی سیمین بهبهانی از قالبهای نو نیز بهره برده است و نگاه او به مضامین اجتماعی امروزی تر است.
3- ضرورت انجام تحقیق
علی رغم اهمیتی که این دو شاعر در شعر معاصر داشته اند چندان مورد توجه محققان قرار نگرفته اند ، برای بیان اهمیت این دو شاعر همین بس که سیمین را ((نیمای غزل)) نامیده اند و ژاله را نخستین زنی که اشعارش کاملاً رنگ و بوی زنانگی دارد . به دلیل همین جایگاه خاص ادبی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی که ( به واسطه ی موضوعاتی که در اشعار خود به کار گرفته اند ) بر مخاطبان و شاعران به جای گذاشته اند بررسی و مقایسه ی شعر دو شاعر ضروری می نماید.
4- هدف ها و کاربردهای مورد انتظار از انجام تحقیق
هدف از انجام این پژوهش ایجاد شناختی جامع تر و گسترده تر نسبت به ژاله قائم مقامی و سیمین بهبهانی و مقایسه ی محتوایی آنان می باشد تا با بهره گرفتن از نتایج این تألیف مخاطبان را با دیدگاه ها و تفکرات این دو شاعر بیشتر آشنا کنیم .
بدیهی است که از نتایج پایان نامه در تدوین کتب درسی و آموزش به شاعران جوان تر ، و نیز کاربرد رسانه ای می توان سود جست.
فصل اول: کلیات
شرایط اجتمای ، سیاسی و فرهنگی دوران دو شاعر:
دوره ی مورد بحث ما ، سال 1262 ش (تولد ژاله قائم مقامی ) تا به امروز را در بر می گیرد که در این مدت اتفاقات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مهمی روی می دهد .
ژاله (( زمانی که دوازده ساله بود ناصرالدین شاه به جرم فسادها و خیانت هایش به دست میرزا رضا کرمانی به قتل رسید (1313ق) بیست و سه ساله بود که فرمان مشروطیت را مظفرالدین شاه در شرایط بحرانی
منابع و مآخذ……………………………….. 84
چکیده:
«سبک، همیشه، از طریق مقایسه قابل ادراک است. چنانکه رنگها در تقابل یکدیگر، خود را نشان میدهند. هر قدر تضادّ رنگ ها بیشتر باشد، تجلّی رنگ ها بیشتر است. (شفیعی کدکنی،1389: 37)
گرچه آثار متحدالمضمون همعصر، قاعدتاً سبک واحدی دارند و اگر احیاناً بین آنها افتراقی باشد لابد از نویسنده یا شاعری است که دارای سبک فردی و شخصی است. مسعود سعد سلمان (440-515) شاعر اوایل قرن ششم و خاقانی (520-595) شاعر اواخر قرن ششم است یعنی بین آنان حدود یک قرن فاصله است و علیالّظاهر به نظر میرسد که تفاوت چندانی بین اسلوب شاعری آنان نباشد. امّا پس از مطالعات سبکشناسانه اسلوب شاعری این دو سخنور در این رساله که بیشتر بر سبکشناسی ادبی (بررسی مختصات سبکی و ادبی و فکری) استوار است با توجه به انواع سبکشناسی و تعاریف رایج سبک و با توجه به آراء سبکشناسانی چون دکتر شفیعی کدکنی، شارل بالی، لئواسپیتزر، ملکالشعرای بهار و دکترشمیسا به این نتیجه رسیدم که بین سبک خاقانی یعنی سبک ارّانی (معروف به سبک آذربایجانی) و سبک عهد سلجوقی یعنی سبک بینابین مسعود فرق ظریفی وجود دارد که تا به حال کمتر مورد توجه شارحان قرارگرفته است. از دیگر مباحثی که در این رساله مطرح گردیده است توجه به «چه گونه گفتن» است به جای چه گفتن. امتیاز این نگرش نسبت به متدهای سنتّی مثلاً شرح لغات و
مشکلات متون این است که به موازات توجه به چه گفتن باید به «چه گونه گفتن» هم که منجر به شناخت ماهیّت ادبیات و سبک ادبی میشود توجه داشت. توجه به «چگونه گفتن» نحوه بیان و چگونگی ارائهی مضمون said) (how it is نسبت به چه گفتن(what it is said) مخصوصاً بعد از رواج آرای فرمالیستهای روسی امروزه در سراسر جهان امری مرسوم است. اکثر شاعران قصیدهپرداز در مدح ممدوح از بخشندگی و شجاعت و همّت بلند او سخن گفتهاند. اگر فقط چه گفتن ملحوظ نظر باشد، پس هیچ فرقی در میانهی آنان نیست، حال آن که توجه به چگونه گفتن نشان میدهد که مثلاً بسیاری از گردنکشان نظم فارسی مخصوصاً از قرن ششم به بعد کسانی بودهاند که در طریق ایهام و مصادیق متعدد آن ایهام تناسب، ایهام تضاد، تبادر، استخدام، اسلوب الحکیم…) مشی میکردهاند و به موسیقی کلام مخصوصاً انواع سجع (موازنه) تکرار توجه داشتهاند و همین طور نکات ظریف هنری دیگری روشن میشود. اگر بخواهم در یک جمله هدف این رساله را خلاصه کنم آن جمله این خواهد بود که طیف خوانندگان این رساله باید همواره توجه داشته باشند که در ادبیات موضوعات به اسلوب ادبی ارائه میشوند و اهمّ مطلب شناخت سبک ادبی است.» (شمیسا،1388:308 و309)
این مطلب را هم بخوانید :
مقدمه:
این پژوهش با عنوان «مقایسهی حبسیّات مسعود سعد و خاقانی شروانی» ضمن بررسی و تحلیل مفاهیم و مضامین مربوط به نوع ادبی حبسیّه در سرودههای مسعود سعد سلمان و خاقانی شروانی براساس چاپ دیوان مسعود سعد سلمان مصحح دکتر مهدی نوریان و چاپ دیوان خاقانی شروانی مصحّح سید ضیاء الدین سجادی با طرح سؤالات پیشنهادی:
1- چه تفاوتهای بارز سبکی بین حبسّات مسعود سعد و خاقانی وجود دارد؟