3-1- 3-3- اعتماد به نفس… 66
3-1-3-4- حس خود کم بینی یا عقده حقارت.. 68
3-1-3-5- ترس. 70
3-1-3-6- خشم…….. 71
3-1-3-7- حسادت……. 72
3-1-3-8- لجبازی…. 73
3-1-3-9- امید و ناامیدی… 74
فصل چهارم: خانواده به عنوان زمینه بیرونی در تربیت اخلاقی کودک
مقدمه…. 77
4-1- نقش محیط به عنوان زمینه بیرونی در تربیت اخلاقی کودک… 77
4 -2- خانواده و ویژ گی های آن. 80
4-3- جایگاه فرزند در کانون خانواده 82
4-4- اسلام و حقوق فرزند. 83
4-4-1- کیفیت وقت گذراندن با فرزندان. 86
4-5- نقش خانواده در تربیت اخلاقی کودک… 88
4-6- وظایف والدین درخانواده…. 89
4-6-1- محبت به فرزند و نقش آن در پایه ریزی شخصیت.. 92
4-6-2- مضرات افراط و تفریط در محبت.. 97
4-6-3- تکریم شخصیت کودک… 101
4-6-4- نقش خانواده و ضرورت آموزش نظم به کودک… 105
4-6-5- نقش خانواده در بیداری گرایش کودک به خداوند. 106
4-6-5-1- آموزش خداشناسی به کودکان با توجه به فطرت آنها 106
4-6-5-2- تربیت عملی 106
4-6-5-3- کمک گرفتن از طبیعت.. 107
4-6-5-4- استفاده از تجارب خود کودکان و بیان داستانهای مناسب دینی.. 108
4-6-5-5- آموزش قرآن. 108
4-6-5-6- ارائه پاسخ های درست و ساده به پرسش های دینی کودک… 109
فصل پنجم:نتیجه گیری
مقدمه. 111
5-1- نتیجه گیری.. 111
5-2-پیشنهادهای کاربردی: 120
5-3- پیشنهادهای پژوهشی.. 121
5-4- محدودیت های پژوهش… 122
منابع و ماخذ. 123
1-1-مقدمه
آدمی همواره در طول تاریخ با مسائل و ابهاماتی در زمینه تربیت اخلاقی روبرو بوده است که این مسائل و یافتن راه حل مناسب برای آنها دغدغه فکری او بوده است و برای یافتن پاسخ صحیح آن ها،کوشش های وسیعی نموده است. دراین زمینه مکاتب اخلاقی مختلفی ظهور کرده اند. دین اسلام نیز از این مساله چشم پوشی ننموده است. اسلام دین زندگی است که به همه ابعاد بخصوص تهذیب نفس و اصلاح فکر و اندیشه و اعتقادات درونی هر فرد اهمیت می دهد. توجه به اخلاق و فضائل و کرامت های اخلاقی و به تبع آن توجه به تربیت اخلاقی سبب ایجاد نوعی منش و شخصیت در افراد می شود که هم زمینه سعادت فردی افراد را هم زمینه سعادت جامعه را تضمین می نماید. علاوه بر آن پرورش شخصیت و منش نیکو از نیازهای مبرم و اساسی هر جامعه ای می باشد و نتیجه آن رفع بیماری های اخلاقی در آن جامعه است زیرا دچار شدن یک جامعه به بیماری های حسد،کبر و خود پسندی و…. سبب اختلالات جسمی و روحی شده و زمینه گسترش رفتارهای زشت را فراهم می آورد و آرامش فرد و جامعه را به خطر می اندازد. اگرچه ویژگی های اخلاقی در برخی افراد به طور ذاتی ظهور می یابد اما به طور کلی اخلاق اکتسابی و اساساً تربیتی بوده و افراد با شناخت و آگاهی تکرار و تمرین می توانند اخلاق را جزء شخصیت خویش ساخته و به این ترتیب خلق و خوی شایسته به عنوان ملکه می تواند عامل صدور افعال نیک به سهولت گردد. از طرفی درمتون دینی، تربیت اخلاقی کودکان زیرمجموعه ای از تربیت دینی آنها محسوب می شود و در روایات متعدد به این امر مهم سفارش شده است. عدم رعایت اصول اخلاقی نتیجه دور شدن انسان از اصل خود و خدای خود است. مکتب اسلام سعی در نزدیکی انسان به اصل خود دارد یعنی جهت دهی صحیح زندگی که خداوند برای تحقق این امر، کتاب و هدایت و پیشوایان را فرستاده که با تحکیم اخلاق در افراد بشر راه سعادت را به آنان نشان دهد و به سمت کمال هدایت کند.
با توجه به شرایط موجود جامعه می توان گفت تربیت اخلاقی بسیار مهم است و از دیرباز مورد توجه فیلسوفان، معلمان و والدین قرار داشته است. جوامع مختلف، نهادها و موسسات اجتماعی نیز در طول اعصار به صورت های گوناگون به این مهم توجه خاصی مبذول داشته اند. تربیت اخلاقی، بدون تردید از مهم ترین وظایف تعلیم و تربیت در هر جامعه است و هدف نظام تعلیم و تربیت پرورش شهروندانی است که علاوه بر برخورداری از هوش و ذکاوت، افرادی با فضیلت و نیکوکار بارآیند. در جامعه کنونی که بیشتر به تربیت جسمانی، اجتماعی و … اهمیت می دهند، باید به تربیت اخلاقی نیز که رکن است اهمیت دهند تا فرد به خوبی تربیت شود و به کمال برسد و این نوع تربیت باید از کودکی آغاز شود، اما از آنجا که اخلاق مستلزم آزادی انتخاب است نمی توان در دوره کودکی مستقیماً به تربیت اخلاقی پرداخت، بلکه توجه به زمینه های تربیت اخلاقی مهم می باشد که مساله اساسی این پژوهش می باشد. از این رو پژوهشگر به دنبال تبیین پاسخ به این سوال است که زمینه های تربیت اخلاقی در دوره کودکی بر اساس دیدگاه اسلام کدامند؟
1-2- بیان مساله
تربیت شکوفا ساختن و به فعیلت رساندن یا پرورش دادن استعدادها در تمامی ابعاد وجود انسان است. لذا تربیت هرگز به معنای خلق استعدادهای جدید نمی باشد، بلکه به مفهوم پرورش استعدادهای موجود در انسان است (علوی،1386،ص46 -42) و تربیت اسلامی، شکوفا ساختن، به فعلیت رساندن و یا پروش دادن هماهنگ جمیع استعدادهای آدمی در کلیه ابعاد و جوانب شخصیتی وی یعنی جسمانی، عقلانی، اجتماعی، عاطفی، و اخلاقی-دینی در جهتی الهی و اسلامی است (همان، ص 124). بنابراین تربیت از نظر مکتب اسلام، شکوفایی توانایی های فطری انسان در جهت قرب به خداوند و رسیدن به کمال و تعالی انسان است.
یکی از ابعاد وجودی انسان که مبنای فطری و درونی دارد، بعد اخلاقی است. اخلاق جمع خلق است و عبارت است از هیات و حالت و ملکه ای راسخ در انسان که باعث صدور اعمال پسندیده و یا ناپسند از سوی انسان می گردد. با توجه به جایگاه بلند اخلاق و فواید بی شمار آن این حقیقت روشن می شود که چرا ادیان الهی، از آدم تا
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کمک رسانی، نیروهای مسلح، سازمان ملل
خاتم، برای مسائل اخلاقی و حفظ و رعایت آداب و سنن نیکو، اهمیت ویژه ای قایل شده اند، تا جایی که رسول اکرم(ص)، اساس نبوت و رسالت خویش را به تکمیل و رعایت مسائل اخلاقی دانسته و در سخن بسیار زیبا به تمامی جوامع بشری چنین فرمود: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، همانا مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تکمیل کنم»(نهج الفصاحه/ ح944) و براساس همین اخلاق کریمانه و روش حسنه بود که پیامبر اکرم توانست به دلها راه یابد.
تربیت اخلاقی و بهینه سازی منش های انسانی، از جمله اموری است که پیشینه ای به درازای تاریخ داشته است، لذا تربیت اخلاقی به معنای کاربرد ویژه یافته های تعلیم و تربیت برای تحقق اهدافی است که از حوزه علم اخلاق دریافت شده است و می توان گفت تربیت اخلاقی فرایند زمینه سازی و به کارگیری شیوه هایی جهت شکوفاسازی، تقویت و ایجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقی و از بین بردن صفات، رفتارها و آداب غیر اخلاقی در خود یا دیگری است. پس تربیت اخلاقی دو رکن دارد، یکی شناخت فضایل و رذایل و رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی و دیگری به کارگیری شیوه هایی جهت تقویت یا تضعیف آنها. از این رو تربیت اخلاقی حیطه ای است که وام دار دو حوزه اخلاق و تربیت است و از آنجا که در اخلاق بیشترین تأکید بر خودسازی و در تربیت بر دیگرسازی است تربیت اخلاقی نیز خودسازی و دیگرسازی را شامل می شود (بناری، 1379، ص 541).
برای ایجاد تغییرات مطلوب و سازنده در اخلاق، تربیت اخلاقی را باید از دوره کودکی آغاز گردد. در مورد معیار سنی دوره کودکی اختلاف نظر است اما می توان بر اساس شکل گیری شخصیت کودک تا شش سالگی، تربیت اخلاقی را نیز در همین شرایط سنی یعنی 7-2سالگی مورد توجه قرار داد.
در مورد تربیت اخلاقی کودک علوی چنین اظهار نظر می نماید: «لازم است در کودکی افکار و اخلاق کودکان طوری ساخته شود که وقتی وارد جامعه بزرگترها می شوند، بتوانند خود را با محیط اجتماعی خویش تطبیق دهند و در جامعه عضو مفید و موثری به حساب آیند. چنانچه خواجه نصیرالدین طوسی هم، از همان اوان تولد، کودک را دارای توان سوق یافتن به سوی کسب اخلاق حسنه و دوری از اخلاق سیئه می داند. اندیشمندان اسلامی ضمن تاکید بر اینکه کودکان تا قبل از بلوغ از توان مسئولیت پذیری اخلاقی چندانی بر خوردار نیستند معتقدند مربیان باید از همان دوره کودکی با ظرافت و دقت فضایل اخلاقی ر ا به کودکان تعلیم دهند و مقدمات کار را برای درک بیشتر آنان نسبت به فضایل و عمل به آن ها فراهم نمایند. زیرا در خرد سالی و کودکی، قلب و روح هنوز تحت تاثیر عوامل سوء و منحرف کننده قرار نگرفته است و کودک فرمانبردار بوده و سریعتر پذیرای امور اخلاقی می گردد» (علوی، 1388، ص203 -202).
لذا تربیت اخلاقی در دوره کودکی مهم می باشد و این در حالی است که اسلام منابعی غنی را در این زمینه معرفی نموده است. از نظر اسلام، انسان با بهره گیری از تعالیم الهی می تواند در مسیری که از جانب
3-3. جامعه آماری.. 78
3-4. حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 79
3-5. ابزارهای تحقیق. 79
3-6. روایی و پایایی ابزار سنجش… 80
3-6-1. روایی.. 80
3-6-2. پایایی.. 81
3-7. شیوه های جمع آوری اطلاعات.. 81
3-8. روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها 81
فصل چهارم یافته های پژوهش… 82
مقدمه. 83
4-1: توصیف شاخص های دموگرافیک (بررسی ویژگی های عمومی): 83
4-1-1 : وضعیت جنسیت آزمودنی ها : 83
4-1-2: وضعیت میزان تحصیلات: ……84
4-2: وضعیت متغیرهای تحقیق. 85
4-2-1: نوع مدیریت کلاس اساتید : 85
4-2-2: نمره های مدیریت کلاس اساتید: 86
4-3: بررسی فرضیه های تحقیق: 87
4-3-1: بین سبک مدیریت کلاس با یادگیری خود تنظیمی دانشجویان رابطه وجود دارد……..89
4-3-2:بین سبک مدیریت کلاس با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه وجود دارد. 90
4-3-3: بین یادگیری خود تنظیمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه وجود دارد. 92
4-3-4: بین سبک مدیریت تعاملی کلاس با یادگیری خودتنظیمی دانشجویان رابطه وجود دارد. 93
4-3-5: بین سبک مدیریت تعاملی کلاس با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه وجود دارد. 95
4-3-6: بین مدیریت کلاس اساتید مرد و زن تفاوت وجود دارد. 96
4-3-7: بین مدیریت کلاس اساتید در رده های مختلف میزان تحصیلات تفاوت وجود دارد. 98
4-3-8: بین یادگیری خودتنظیمی دانشجویان مرد و زن تفاوت وجود دارد. 99
4-3-9: بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان مرد و زن تفاوت وجود دارد. 101
4-3-10: مدیریت کلاس اساتید و یادگیری خودتنظیمی می توانند پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی کنند. 102
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری.. 107
5-1 مقدمه. 108
5-2 توضیح و تبیین نتایج.. 108
5-2-1 فرضیه نخست ) سبک مدیریت کلاس با یادگیری خود تنظیمی رابطه دارد. 108
5-2-2 فرضیه دوم) سبک مدیریت کلاس با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. 109
5-2-3 فرضیه سوم) یادگیری خود تنظیمی با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. 110
5-2-4 فرضیه چهارم) بین سبک تعامل گرا با یادگیری خودتنظیمی رابطه وجود دارد. 111
5-3 پیشنهادهای کاربردی.. 115
این مطلب را هم بخوانید :
5-4 پیشنهادهای پژوهشی.. 116
5-5 محدودیت های پژوهش… 117
منــابع. 118
پیوست هـا 141
مقدمه
از آنجا که فراگیران در مرکز فرایند آموزش – یادگیری قرار گرفته اند، مجموعه متغیرهای مربوط به فراگیر از مهمترین متغیرها به شمار می آیند ( میلر[1] و میلر2، 1380 ) و چون فرایند یادگیری و آموزش از طریق تعامل در کلاس درس صورت می گیرد، بایستی عوامل مؤثر بر آن به صورت علمی بررسی شود.
یکی از عوامل مؤثر، تجهیز معلمان به مهارتهای کارآمد مدیریتی است. مدیریت جامع کلاس، میزان اشتغال دانشجویان در فعالیتهای برنامه درسی را افزایش می دهد و از هدر رفتن زمان برای رفع مشکلات رفتاری جلوگیری می کند ( عالی، امین یزدی،1387 ). از طرف دیگر، یادگیری خودتنظیمی3 پیامدهای ارزشمندی در فرایند یادگیری – آموزش و حتی موفقیت زندگی دارد و یکی از مفاهیم مطرح در تعلیم و تربیت معاصر
زمان: ریشه یابی یک سیستم دینامیکی به معنی یافتن تغییرات در حالت سیستم با گذشت زمان است که یک مجموعه مرتب است.
دو نوع سیستم دینامیکی در نظر گرفته می شود:
1- سیستم های با زمان پیوسته
2- سیستم های بازمان گسسته .
سیستم های نوع اول سیستم دینامیکی زمان پیوسته و سیستم های نوع دوم سیستم های دینامیکی زمان گسسته نامیده می شوند.
سیستم های دینامیکی زمان گسسته به طور طبیعی در بوم شناسی و اقتصاد ظاهر می شوند.
عملگر ریشه یابی:
مؤلفه اصلی یک سیستم دینامیکی قانون ریشه یابی است که حالت سیستم در زمان یعنی را مشخص می کند وقتی که حالت اولیه سیستم یعنی معلوم است.
متداولترین روش برای مشخص کردن عملگر ریشه یابی این است که در نظر بگیریم که برای هر یک نگاشت تک مقداری مانند در فضای حالت تعریف شده باشد یعنی تعریف شده باشد که حالت اولیه را به حالت در زمان انتقال دهد یعنی . نگاشت عملگر ریشه- یابی سیستم دینامیکی نامیده می شود. در سیستم های زمان پیوسته خانواده از عملگر ها، شار نامیده می شود.
توجه کنید که ممکن است نگاشت برای هر جفت تعریف نشده باشد. عملگرهای ریشه یابی دو خصوصیت کلی دارند که باعث می شوند رفتار(حالت) آینده سیستم دینامیکی مشخص شود.
(a) که در اینجا نگاشت همانی روی است یعنی برای هر ، . این خاصیت می گوید رفتار سیستم خودبه خود تغییر نمی کند.
(b) دومین خاصیت عملگر ریشه یابی این است که به ازای هر و به طوری که هر دو طرف نامساوی بالا تعریف شده باشد.
این خاصیت می گوید: حالت نتیجه شده از ریشه یابی سیستم در واحد زمانی با شروع از نقطه مانند این است که سیستم از حالت اولیه در واحد زمانی تغییر یابد وسپس در واحد زمانی از حالت کامل شود.
در بسیاری از سیستم ها حالت فعلی سیستم ، نه تنها رفتار آینده سیستم بلکه رفتار گذشته آن را نیز مشخص می کند. به عبارت دیگر عملگر ریشه یابی برای نیز تعریف شده و خاصیت دوم سیستم های دینامیکی زمانی که هر دو منفی باشند نیز برقرار است. چنین سیستم هایی معکوس پذیر نامیده می شوند و عملگر معکوس عملگر است( ). بنابراین .
یک سیستم دینامیکی زمان گسسته توسط تنها یک نگاشت که نگاشت تک زمان نامیده
می شود، مشخص می شود. به وضوح ، که تکرار دوم نگاشت است. به همین ترتیب داریم : برای هر .
اگر سیستم زمان گسسته معکوس پذیر باشد روابط بالا برای نیز برقرار است و . البته هنگام به کار بردن تکرارها باید چک کنیم که تکرارها متعلق به دامنه تعریف تابع باشند.
در بسیاری از سیستم ها تابع پیوسته ای از است که اگر باشد نسبت به زمان نیز پیوسته است.
بسیاری از سیستم های تعریف شده روی یا روی منیفلدهای هموار در به گونه ای است که به عنوان یک تابع از هموار است، چنین سیستم هایی، سیستم های
این مطلب را هم بخوانید :
دینامیکی هموار نامیده می شوند.
حال ما قادریم یک تعریف رسمی از سیستم دینامیکی ارائه دهیم. در زیر به تعریف یک سیستم دینامیکی به زبان ریاضی می پردازیم.
فلسفه، علم هستی شناسی است ، علم وجودشنـاسی است . در فلسفـه قوانین «هستی» کشف میشود ، قوانینی که تنها وجودش برای صدق آنها کافی است . موضوع فلسفه «هستی» یا وجود است (آموزگار، 1379،ص8) .
هستی شناسی به بحث از «مطلق وجود» یعنی هستی عاری از هر قیدی می پردازد . به این معنا که بر خلاف علوم که به بررسی ظواهر هستی توجه دارد ، هستی شناسی فلسفی خصایص کلی وجود را بررسی می کند تا نظریه ای جامع درباره «هستی» عرضه کند . برای مثال ، فلسفه در پی آن است که آیا جهان پدیده ای تصادفی است یا نظام علیت بر آن حاکم است ؛ و اگر این گونه است از چه نوع قوانینی پیروی می کند ؟ آیا هستی هدفی دارد ؟ آیا جهان آفریننده ای دارد ؟ اگر بلی، آفریدگار هستی در «هستی» چه موقعیتی دارد ؟ ماهیت وجودی او چیست ؟ (ابراهیم زاده ، 1369،ص12) .
هستی شناسی می کوشد خصایص کلی ظواهر وجود را کشف کند تا درباره طبیعت و ماهیت جهان ، نظریه ای اظهار کند و روشن سازد آیا حوادث جهان خود به خود پیدا می شوند یا از یک عده قانون های طبیعی پیروی می کنند ؟ آیا هستی را هدفی است یا هیچ گونه قصد و هدفی در آن وجود ندارد ؟ آیا خدایی آن را آفریده است ؟ این خدا چه صفاتی دارد و ارتباطش با آفریدگار خود چگونه است ؟ آیا وجود صرفاً مادی است یا روحی و یا آمیزه ای از آن دو ؟ (شعاری نژاد ، 1377،ص12) .
هستی شناسی به بحث یا هستی می پردازد و آن را مجرد از زمان و مکان یا هر گونه قیدی مورد مطالعه قرار می دهد. بحث از ماهیت مطلق وجود یا هستی به عهده فلسفه است (مصباح یزدی، 1365،ص21) .
با توجه به اهمیت فلسفه تعلیم و تربیت ، و مطالعه افکار و آراء دانشمندان در این زمینه ضروری به نظر می رسد و آشنایی با افکار امام محمدغزالی به عنوان یکی از نمایندگان مکتب رئالیسم وتوماس آکویناس به عنوان یکی از نمایندگان مکتب رئالیسم تعقلی دینی که نظریات رئالیستی داشته اند و بررسی دیدگاه های آنان در مقوله هستی شناسی و دلالت های تربیتی آن می تواند موضوعی مناسب برای این پژوهش بوده و به نظر می رسد که حائز اهمیت باشد و شاید بحث و بررسی آراء این دو شخصیت به نزدیک شدن دیدگاه های اندیشمندان دو دین مقدس اسلام و مسحیت کمک نماید .
به تنظیم و مقایسه اهم اندیشه های دو متفکر بزرگ جهان اسلام و مسیحیت درباره هستی شناسی و دلالت های تربیتی آن پرداخته شده است . سعی شده که با معرفی پژوهش مذکور و ارائه برخی یافته های مهم آن ، نظام هستی بر اساس منابع تفکر دینی ، بعنوان بستری مناسب و کارآمد جهت حل اختلافات احتمالی مطرح شده و پژوهشگران حوزه و دانشگاه را به جستجوی عمیق در گنجینه گرانبهای فرهنگ اسلامی بویژه آثار متفکران مسلمان و ارائه نتایج ارزشمند این تلاش در قالبی نوین فراخواند .
در این راستا گردآوری، بررسی تطبیقی و تنظیم آراء اندیشمندان اخلاقی گامی آغازین ولی اساسی میباشد . این «پژوهش» چنین تلاشی را دربارۀ هستی شناسی و دلالت های تربیتی آن از دیدگاه دو متفکر بزرگ جهان اسلام و مسیحیت یعنی ابوحامد غزالی و توماس آکویناس مد نظر قرار داده است که بنابرنظر برخی محققان این دو اندیشمند به اخلاق بارویکردی« عمدتا دینی» هر چند از دو منظر نسبتا متفاوت نگریسته اند .
1-2 بیان مسئله :
اگر همه مسائل مربوط به انسان و جهان پیرامون او را واقعیت های محسوس خارجی تشکیل میداد ، انسان براحتی می توانست از طریق علم به حل آنها بپردازد . اما تمام سئوالات انسان محدود به این واقعیت محسوس نیست بلکه مسائل و پدیده های دیگری نیز وجود دارند که او را به مشکل و پاسخ وا می دارند ، مثلاً چرا انسان به وجود آمده است ؟ چرا هستی باید باشد ؟ هستی چگونه پیدا شده است ؟ آیا هستی واقعی و هدف دارد ؟ جایگاه انسان در عالم هستی کجاست ؟ آیا آزاد است یا مجبور ؟ آیا انسان قادر است بداند و می تواند بداند ؟ پاسخ به این سئوالات در علم پیدا نمی شود اگر چه علم ما را در یافتن پاسخ ها کمک می کند اما در نهایت برای حل نهائی آنها ناچار از تفکر و اندیشیدن هستیم .
گریز[9] معتقد است شما در واقع اصالتاً فیلسوف هستید سئوالات اساسی و تفکرهای جدی که در طول دوران حیات خود داشته اید در واقع همان کاری است که فلسفه انجام می دهد چنان که تربیت در جریان زندگی انسان نقش مهم و اساسی دارد و هر کس به نحوی از آن برخوردار است و کم و بیش آگاهی هایی از آن دارد از این رو این مفهوم همیشه مورد توجه اکثر دانشمندان، فیلسوفان، روشنفکران و مصلحان اجتماعی حتی شعرا و نویسندگان بوده و هر گروه از آنها از روی تجربیات خود درباره ماهیت و نقش آن به بحث و گفتگو پرداخته اند (ابراهیم زاده ، 1369، ص24) .
بر طبق نظر آموزگار (1379) فلسفه اندیشیدن به هستی است و انسان خود واجد هستی است و انسان است که به جهان می اندیشد . بنابراین فلسفه از انسان نشأت می گیرد و انسان خود موضوع فلسفه است. از نظر دیوئی انسان بعد عملی فلسفه است ، لذا رجعت فلسفه و تربیت، هر دو به انسان است .
بررسی ریشه های تفکر اسلامی در زمینه های تربیتی چنان که رهبر انقلاب (8/9/1360) در دیدار با جمعی از دانشجویان میفرمایند «اسلام عمیق از همه جا و از همه مکتبها راجع به امور انسانی و امور تربیتی مطلب دارد که در رأس مسائل اسلام است»(جوادی ،1382،ص26) .
لذا تعلیم و تربیت با دنیای اندیشه و هم با فعالیت های عملی سر و کار دارد . عقاید خوب به کردار خوب رهنمون می شود و اعمال نیکو نیز اندیشه های خوب را به دنبال دارد ، لذا تربیت یک فعالیت کاملاًعقلانی ، منطقی و اساسی است . چاره جویی مبانی نظری رفتارهای تربیتی در کنار الگوهای عملی می تواند نظام تربیتی مقتضی را ارائه کند که افراد تربیت یافته این نظام خود جوش بهترین انسان ها و الگوها و الگوی نسل های بعدی قرار می گیرند (کانت[10] ، ترجمه شکوهی، 1372،ص18) .
در خصوص ارتباط بین فلسفه و تربیت دیوئی[11] چنین می گوید : فلسفه و تربیت آنچنان رابطه نزدیکی با هم دارند که می توان فلسفه را نظریه کلی تربیت نامید (ابراهیم زاده، 1385، ص 58) .
در بیان اینکه که آیا بین فلسفه و تربیت ارتباطی وجود دارد یا نه نظریه های متفاوتی ارائه شده از جمله اینکه تربیت در تدوین نظریه ها، انتخاب موضوعات و حتی روش شناسی[12] خود از نظریه های فلسفی کمک می گیرد. بطور مثال برای روشن شدن مفاهیمی از قبیل هستی، ماهیت انسان، سرانجام سعادت و خوشبختی، باید از اندیشه های فلسفی کمک گیرد یا این که تربیت با بهره گرفتن از یافته های فلسفی دلایل متقن برای عمل تربیتی استنتاج کند (ابراهیم زاده، 1385، ص 58).
نقش تعلیم و تربیت در جهان امروز بر کسی پوشیده نیست . انسان به دلیل ویژگی تربیتپذیری از سایر مخلوقات متمایز شده و گوهر او تنها با تربیت به کمال می
این مطلب را هم بخوانید :
رسد . ارزش آدمی را نیز می توان به میزان بر خورداری او از تعلیم و تربیت مشخص کرد . اگر بخواهیم برای تربیت نسل امروز طرح و برنامه ای مدون داشته باشیم ، باید از نظریات و توصیه های دانشمندان پیشین بهره ببریم .کمال مطلوب آدمی و اصول روش های جدید تربیت را می توان به عنوان الگوئی از خلال آراء قدمای عالی قدری چون غزالی و آکویناس باز یافت ، لذا به این دلیل موضوع تطبیقی انتخاب شده است که از بررسی آثار بجا مانده از این دو صاحب نظر، در زمینه هستی شناسی و دلالت های تربیتی آن، امکان بررسی تحلیلی عمیق تری فراهم می آید که می تواند به پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت کمک شایانی نماید و لذا جا دارد که همه اندیشمندان و هر کس به اندازه توان خود در این راستا تلاش نماید .
در واقع بررسی دیدگاه های دو متفکر مختلف و بررسی وجوه تشابه و تفاوت نظرات آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است چون نتیجه تحقیق مبنائی برای ادامه تحقیقات و پژوهش ها گردد .
با بررسی های نقطه نظرات غزالی و آکویناس می توان ادعا کرد که این نقطه نظرات می تواند مبنائی برای نزدیک شدن فلسفه اسلام و مسیحیت باشد . نگارنده معتقد است که نظرات فلسفی مشترک می تواند مورد استفاده فلاسفه مسلمان و مسیحی سراسر دنیا قرار گیرد .
فلسفه شامل حوزه های اصلی است که عبارتند از هستی شناسی ، انسان شناسی به عنوان زیر مجموعه هستی شناختی ، شناخت شناسی و ارزش شناسی است .
3-9-7- آکسیون و گفتگو……………………………………………………………………… 110
3-9-8- محیط داستان و گفتگو……………………………………………………………….. 111
3-9-9- انواع گفتگو…………………………………………………………………………….. 112
3-9-9-1- گفتگو ملموس……………………………………………………………………… 112
3-9-9-2- تک گویی………………………………………………………………………….. 112
3-10- جایگاه زمان در روایت………………………………………………………………… 113
3-11- زمانمندی روایت……………………………………………………………………….. 114
3-11-1- دیدگاه ژنت………………………………………………………………………….. 114
3-11-1-1- نظم و سامان………………………………………………………………………. 114
3-11-1-2- تداوم……………………………………………………………………………….. 115
3-11-1-3- بسامد یا تکرار……………………………………………………………………. 116
3-12-1- کانون روایت…………………………………………………………………………. 117
3-12-2- ارتباط کانون روایت با موضوع روایت…………………………………………… 120
3-12-2-1- فاصله و سرعت…………………………………………………………………… 120
3-12-2-2- زمان و کانون روایت…………………………………………………………….. 120
3-12-2-3- کانون و محدوده دانش…………………………………………………………. 120
3-12-2-4- کانون عینی و ذهنی……………………………………………………………… 121
3-12-2-5- کانون غیاب………………………………………………………………………. 121
3-12-2-6- کانون صادق/ کاذب و کامل/ ناقص………………………………………… 121
3-12-2-7- کانون بدون راوی………………………………………………………………… 121
3-12-3- ارتباط کانون روایت با راوی………………………………………………………. 121
3-12-3-1- کانون روایت متغیر………………………………………………………………. 122
3-12-3-2- کانون دید، درونی و بیرونی……………………………………………………. 122
3-12-3-3- کانون روایت از نظر مکان راوی………………………………………………. 122
3-12-3-4- گونههای کانون با توجّه به شخص دستوری راوی………………………… 122
3-12-3-5- گونههای کانون با توجّه به راوی دانای کل…………………………………. 122
3-12-3-6- گونههای کانون با توجّه به راوی اول شخص………………………………. 123
3-13- صحنه……………………………………………………………………………………… 124
3-13-1- وظایف صحنه………………………………………………………………………… 126
3-13-2- اجزای صحنه…………………………………………………………………………. 126
3-12-3- شیوه صحنه پردازی…………………………………………………………………. 126
3-14- زاویهی دید………………………………………………………………………………. 127
3-14-1- من روایتی ……………………………………………………………………………. 130
3-14-2- دانای کل……………………………………………………………………………… 130
3-14-2-1- زاویه دید دانای کل محدود……………………………………………………. 130
3-14-2-2- زاویه دید نمایشی………………………………………………………………… 130
3-14-3- روایت نامهای…………………………………………………………………………. 131
3-14-4- روایت یادداشت گونه………………………………………………………………. 131
3-14-5- تکگویی…………………………………………………………………………….. 131
3-14-5-1- تک گویی درونی……………………………………………………………….. 131
3-14-5-2- تک گویی نمایشی………………………………………………………………. 132
3-14-5-3- حدیث نفس یا خودگویی……………………………………………………… 132
فصل چهارم
4-1- شخصیت و شخصیت پردازی………………………………………………………….. 135
4-1-1- شخصیت ایستا…………………………………………………………………………. 142
4-1-2- شخصیّت پویا………………………………………………………………………….. 142
4-1-3- شخصیّت نوعی در گلستان………………………………………………………….. 142
4-1-4- شخصیّت ساده و پیچیده…………………………………………………………….. 142
4-1-2-1- شخصیّت ایستا در مقامات حریری……………………………………………… 150
4-1-2-2- شخصیّتهای پویا…………………………………………………………………. 150
4-1-2-3- شخصیّت نوعی…………………………………………………………………….. 150
4-1-2-4- شخصیّتهای ساده و پیچیده……………………………………………………. 151
4-2- صحنهپردازی………………………………………………………………………………. 151
4-3- شیوههای روایت پردازی و زاویه دید………………………………………………….. 159
4-3-1-1- زاویه دید بیرونی (روایت سوم شخص)………………………………………… 163
4-3-1-2- زاویه دید درونی (روایت اول شخص)…………………………………………. 163
4-3-1-3- دانای کل محدود………………………………………………………………….. 165
4-3-2- زاویه دید درونی………………………………………………………………………. 168
4-3-2-1- اول شخص درگیر…………………………………………………………………. 168
4-3-2-2- اول شخص ناظر……………………………………………………………………. 168
4-4- گفتگو………………………………………………………………………………………. 169
4-5- توصیف…………………………………………………………………………………….. 171
نتیجهگیری…………………………………………………………………………………………. 173
فهرست منابع و ماخذ…………………………………………………………………………….. 175
فهرست مقالات…………………………………………………………………………………… 177
چکیده:
گلستان سعدی و مقامات حریری در شمار کتابهای بسیار مهم در زبان عربی و فارسی هستند این دو کتاب از نظر گونهی ادبی با اندک مسامحهای از نوع مقامات شمرده میشوند البته سعدی در شیوهی مقامه نویسی تغییرات بنیادی ایجاد کرده است شباهتهای ساختاری دو کتاب به حدی است که میتوان آنها را از چشماندازهای گوناگون مورد بررسی و مطالعهی تطبیقی قرار داد در این پایاننامه که به شیوهی سندکاوی انجام شده است با بهرهگیری از فن تحلیل محتوی عناصر داستانی دو کتاب تطبیق داده شدهاند و موارد شباهت و اختلاف آن دو بیان شده است از میان: عناصر داستانی شخصیّتپردازی، صحنهپردازی، زاویه دید، گفتگوو توصیف که جلوهی بیشتری از هنر دو نویسنده را در خود جای داده بود مورد بررسی قرار گرفت براساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که سعدی با دقّت و ظرافتی ستودنی به نکتههایی پرداخته است که مورد توجّه حریری واقع نشده از سوی دیگر بنیان کارسعدی براختصار و تنوّع راویان و قهرمانان است در حالی که حریری به بیان طولانی و وحدت قهرمان و راوی روی آورده است از سوی دیگر گلستان سعدی بیشتر مخاطب محور است در حالی که مقامات حریری از نوع نوشتهها و داستانهای حادثه محور محسوب میشود.
اطلاعات مربوط به طرح تحقیق
1-1- موضوع
بررسی تطبیقی عناصر داستانی گلستان سعدی و مقامات حریری
1-2- مقدمه
ادبیات مقولهای گسترده است. که یکی از جنبههای آن ادبیات تطبیقی است و در این بین به علّت تأثیر وتأثر فراوان آثار ادبی فارسی و عربی از یکدیگر، شناخت تطبیقی آثار این دو زبان ضروری میباشد. از آنجا که داستانها و مقامهها یکی از جذابترین و مهمترین بخشهای زبان عربی و فارسی است لذا بررسی تطبیقی داستان و عناصر داستانی ضروری و قابل توجّه میباشد.
1-3- بیان مساله:
داستانها و افسانههای مختلف بیانگر فرهنگ و تمّدن و آرمانهای مردم هر جامعه میباشد. لذا توجّه به این بخش از ادبیات ملل مختلف ضروری است. در این میان گلستان سعدی با ساختار «مقامه» از شاخصترین آثار ادب فارسی است که به زیبایی بیانگر فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی است. یقیقناً در آثار عربی چنین گنجینههایی با کمّیت و کیفیت متفاوت یافت میشود از جمله «مقامات حریری» که به دلیل شباهت ساختاری با گلستان، چگونگی این ساختارها و عناصر داستانی و تاثیر و تاثر از یکدیگر میتواند در خور توجّه باشد.
1-4- هدف تحقیق:
مهمترین اهداف تحقیق به شرح زیر است:
شرح عناصر داستانی در گلستان سعدی
شرح عناصر داستانی در مقامات حریری
بررسی تاثیر و تاثر احتمالی هر یک از دیگری
1-5- ضرورت انجام تحقیق:
یکی از شاهکارهای ادبیّات فارسی گلستان سعدی علیه الرحمه است که موجب مباهات هر فارسی زبانی است که سرشار از حکمت و زندگی میباشد. برای شناسناندن این اثر به دیگر ملل لازم است از حوزه زبان فارسی فراتر رفته و در این زمینه کارهای تطبیقی صورت گیرد تا این نوع کتب که از آن تمام مردم است و به عبارتی جهانی هستند، بهتر شناخته شوند و ادبیات تطبیقی از این جنبه بسیار قابل توجّه است و امروزه در دانشگاهها و مراکز علمی مورد توجّه فراوان و در این بین ادبیات فارسی و عربی با توجّه به پیشینه فرهنگی و مشترکات فراوانی که با یکدیگر دارند اهمیت دو چندانی دارد.
از میان آثار ارزشمند این دو زبان گلستان سعدی و مقامات حریری با توجّه به این که هر دو ساختار «مقامه» دارند از جنبه عناصر داستانی قابل بررسی بوده تا عناصر داستانی، چگونگی آنها و تاثیر و تاثر از یکدیگر بررسی شده و شناخت تطبیقی از این جنبه بر این دو اثر داشته باشیم.
1-6- استفاده کنندگان از نتایج تحقیق:
علاقهمندان، پژوهندگان و دانشجویان ادبیات تطبیقی، ادبیات فارسی و ادبیات عرب.
این مطلب را هم بخوانید :
1-7- سوالها یا فرضیههای تحقیق:
آیا امکان دارد عناصر داستانی در گلستان سعدی و مقامات حریری به یکدیگر شباهت داشته باشند؟
عناصر داستانی در گلستان سعدی و مقامات حریری هر یک به چه شکل ارائه شده است؟
فرضیه
به نظر میرسد: 1- سعدی در گلستان از عناصر داستانی مقامات حریری تاثیر پذیرفته 2- شباهت زیادی در عناصر داستانی گلستان سعدی با مقامات حریری وجود دارد.
1-8- تعریف مفاهیم مطرح شده در سوالها و فرضیهها:
در پژوهش حاضر جایگاهی ندارد.
1-9- کلید واژگان طرح تحقیق و معادل لاتین آن:
ادبیات تطبیقی (comporative litereature)، عناصر داستانی element story
سعدی (sa’di)، حریری (Hariri)، مقامه (maghameh).
1-10- پیشینه نظری و تجربی:
الف) مبانی نظری (نظریههای مربوطه) و چهارچوب نظری انجام پژوهش: در این تحقیق جایگاهی ندارد.
ب) چکیده تحقیقات انجام شده در ایران (حداقل 5 سطر از 5 چکیده) که مستقیماً به عنوان تحقیق یا به یکی از متغیرهای مربوط است (ترجیحا 5 سال اخیر): در بررسی تطبیقی عناصر داستانی این دو اثر تحقیق مستقلی در ایران یافت نشد.
ج) چکیده تحقیقات انجام شده در خارج از ایران (حداقل 5 سطر از 5 چکیده) که مستقیماً به عنوان تحقیق یا به یکی از متغیرها مربوط است (ترجیحاً 5 سال اخیر): در بررسی تطبیقی عناصر داستانی این دو اثر تحقیق مستقلی در خارج ایران یافت نشد.
1-11- روش اجرای تحقیق:
الف) نوع تحقیق براساس طرح تحقیق و اهداف تحقیق:
این تحقیق از نوع بینادی میباشد.
ب) این متغیرها از لحاظ نوع آنها در تعیین و چگونگی کنترل متغیرهای تحقیق:
در پژوهش حاضر موردی وجود ندارد.
ج) دادههای مورد نیاز غالباً در زمینه ادبیات تطبیقی و عناصر داستانی است که این دادهها با توجّه به سه بعد زیر جمع آوری خواهد شد.