بند پنجم: نقد و بررسی وضعیت فعلی رسیدگی به اعتراضات 74
یکی از اصطلاحات حقوقی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در عرف حقوقی و قضایی رایج گردیده و مباحثی را برانگیخته است، اصطلاح انفال است. خاستگاه این اصطلاح را باید در آثار فقهی جستجو کرد. ارزش و جایگاه انفال در جامعه بشری امروز بر هیچ کس پوشیده نیست. بخش مهمی از ثروت ملی جامعه زیر عنوان انفال قرار می گیرند. همین امر کافی است تا نشان دهد چرا از انفال در رشته های مختلف حقوق خصوصی (اموال و مالکیت) و حقوق عمومی (حقوق اساسی و حقوق مالی) بحث می شود. به غیر از قوانین عادی یکی از مقرره های قانونی مهمی که در مورد انفال در حقوق موضوعه جمهوری اسلامی ایران تأکید شده اصل 45 قانون اساسی است که مطابق آن این اموال در اختیار حکومت اسلامی قرار دارد. قبل از انقلاب قوانینی مانند قانون ملی شدن جنگل ها بسیاری از اراضی را در اختیار دولت قرار داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تفکر و اندیشه نوین مبتنی بر اصول و قواعد فقهی و موازین شرعی، اموال و مشترکات عمومی را فرا گرفت و موقعیت جنگلها ، مراتع و سایر عرصهها و منابع طبیعی را از محدوده تصویب نامه ملی کردن آنها به جایگاه قانون اساسی ارتقاء داد و برای نخستین بار چند اصل از اصول قانون اساسی به منابع طبیعی اختصاص پیدا کرد. دایرۀ انفال وسیع بوده و اموال بسیاری را شامل می شود به نحوی که بهره برداری از این اموال در حال حاضر حسب مورد در صلاحیت دستگاههای اجرایی متعددی چون، سازمان جنگلها و مراتع، سازمان اراضی وابسته به وزارت کشاورزی، سازمان آب وابسته به وزارت نیرو، وزارت معادن، سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت مسکن و شهرسازی
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه هوش عاطفی و هوش عقلی
در رابطه با اراضی موات شهری قرار گرفته است. اعتراض به ملی شدن نیز تا تا سال1390 در صلاحیت کمیسیون ماده واحده بود اما اعتراض اشخاص بعد از این تاریخ فقط توسط شعب ویژه دادگاه ها در مرکز که توسط رئیس قوه قضاییه تعیین می شود قابل رسیدگی است. به تبع این قانون، کمیسیون ماده واحده هم اکنون مجاز به پذیرش اعتراضات جدید نیست و فقط تا پایان رسیدگی به اعتراضات مطروحه قبلی موجودیت خود را حفظ خواهد نمود و پس از آن به لحاظ انتفای مأموریت محوله، عملا منحل خواهد بود.
کلید واژگان: اراضی- ملی- انفال – کمیسیون ماده واحده- شعب ویژه2-2-5- رویداد- فضا…………………………… 32
4-1- نظریه های مختلف در مورد شکل خانه………….. 52
این مطلب را هم بخوانید :
کلید واژهها: مراتع، نظام بهره برداری، دانش بومی، مدیریت پایدار، حفظ و احیاء مراتع، مدیریت مراتع.
مقدمه
منابع طبیعی منابعی هستند خدادادی که بشر در تشکیل و به وجود آمدن اولیۀ آنها دخالتی نداشته است و از جنبۀ حیاتی به دو دستۀ میرا و زایا تقسیمبندی میشوند. به منابعی که پس از بهره برداری کاهش یافته و هیچگاه به صورت اولیه برنمیگردد نظیر معادن و مخازن، منابع میرا گفته میشوند و بالعکس منابعی که در صورت مدیریت صحیح پس از بهره برداری مجدداً به وضعیت اولیه برمیگردد مانند جنگلها و مراتع به منابع زایا معروف هستند (رزاقی،1378: 13).
بهاینترتیب، یکی از مظاهر منابع طبیعی تجدیدشونده مراتع هستند که تعاریف متعددی برای آن ارائه شده است.
1- تعاریف مرتع :
تعریف جامعۀ مرتعداران[1](1974)، در مورد مرتع چنین است : کلیۀ اراضی دارای پوششطبیعی بهنحویکه خوراک دام از آن حاصل میشود و تجدید حیات آن بهطور طبیعی انجام میپذیرد و همچنین آن قسمت از اراضی که برای کمک به تجدید حیات پوششگیاهی طبیعی آن بهنحوی از انحاء بشر دخالت نموده است و پس از این دخالت آن را همانند سایر مراتع طبیعی اداره مینمایند.
هدی[2](1975)، مراتع را شامل کلیۀ مناطق با پوشش بوته، گراس، جنگلهای غیرانبوه و همچنین مناطقی که به علت وجود املاح شن و صخره و سرانجام خشکی محیط امکان تولید جنگل تجارتی و یا زراعت میسر نیست، میداند.
در کتاب[3](1956)، کلیۀ اراضی غیرمحصور با پوششطبیعی و بارندگیکم را که مورد چرای دامهای اهلی و حیات وحش قرار میگیرد مرتع میداند.
والنتین[4](1971)، مرتع را شامل اراضی با پوششطبیعی یا بذرکاری شده با گونههای بومی و غیربومی که علوفه مورد مصرف دام را تأمین مینماید، میداند.
مقدم، مراتع را شامل اراضی با پوششطبیعی (علفی، شامل گیاهان، گندمیان، شبهگندمیان، پهنبرگان، نیمهبوتهایها، درختچهای، درختی به صورت تودههای تنگ) یا اراضی که جهت کمک به حفاظت آب و خاک و تولید علوفه مبادرت به کشت گیاهان میگردد ولی در هر حال استفاده از این گیاهان همانند پوششطبیعی مرتع خواهد بود، میداند (مقدم،1377: 2).
استودارت[5](1967)، مرتع را شامل اراضی با پوششگیاهی طبیعی که هیچگونه عملیات کشاورزی در آنها صورت نمیگیرد، میداند. تنها اقدامات اصلاحی مانند بذرپاشی، کودپاشی و یا بوتهکاری در جهت تقویت گونههای موجود صورت میگیرد.
چنانچه تعدادی درخت یا درختچه به صورت پراکنده در این اراضی موجود باشد، مراتع مشجر و در صورت غالب بودن درخت در این مناطق (وجود درختان با تعداد زیاد) این اراضی جنگل[6] نامیده میشوند (سرداری،1378: 7).
قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع کشور در سال 1346 مرتع را اینگونه تعریف کرده است. مرتع به گروه مرتع غیرمشجر و مرتع مشجر تقسیمبندی میشود :
مرتع غیرمشجر : زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمینی مسطح که در فصل چرا، دارای پوششی از نباتات علوفهای خودرو بوده و با توجه به سابقۀ چرا، عرفاً مرتع
شناخته شود. اراضی که آیش زراعتاند، ولوآنکه دارای پوشش نباتات خودرو باشند، مشمول تعریف مرتع نیستند.
مرتع مشجر : اگر مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد، مرتع مشجر نامیده میشود. مشروط بر آنکه حجم درختان موجود در هر هکتار، در شمال از حوزۀ آستارا تا حوزۀ گلیداغی بیش از پنجاه متر مکعب و در سایر مناطق ایران بیش از بیست متر مکعب نباشد (وزارت جهاد کشاورزی،1383: 69).این مطلب را هم بخوانید :
این مطلب را هم بخوانید :
11-3اهداف تحلیل گفتمان
تحلیل انتقادی گفتمان در علوم اجتماعی
3-12جنسیت و زبان
فصل چهارم
روش شناسی
1-4انتخاب آثار
2-4تکنیک های گرد آوری اطلاعات
3-4گویه های مورد استفاده
4-4-پرسشهای پژوهش
فصل پنجم
5-1- مقدمه
5-2- مشخصات داستانهای موردبررس
5-3-خلاصه ای از داستانها
5-3-1شازده احتجاب
5-3-2چراغها را من خاموش می کنم
5-3-3نام ها و سایه ها
5-3-4-رمان سووشون:
گفتارزنان و مردان در ادبیات داستانی
-4-1-دشواژه یا تابوهای زبانی
داستان شازده احتجاب
5-4-3-سوو شون
-چراغها را من خاموش می کنم
5-5-کاربرد ضرب المثل
5-5-1 شازده احتجاب
5-5-2-نام ها و سایه ها
5-5-3سو وشون
5-5-4چراغها را من خاموش می کنم
5-6-قاعده کاهی سبکی
-6-1شازده احتجاب
شازده احتجاب1-9-5
2-9-5نام ها و سایه ها
سو وشون3-9-5
10-5قاعده کاهی گویشی
1-10-5شازده احتجاب
2-10-5نام ها و سایه ها
با رشد و گسترش شاخه های مختلف رشته زبان شناسی و افزایش شواهد و مدارک زبان شناختی که انسان شناسان از نقاط مختلف جهان جمع آوری کردند ، تفاوتهای زنان و مردان در استفاده از زبان کم کم مورد توجه قرار گرفت. این مدارک و شواهد همگی بر این نکته تاکید داشتند که زنان و مردان زبان را به شیوه متفاوتی به کار می گیرند. هر جنسی برای خود اصطلاحات ،واژه ها ،ممنوعیت ها ،تاکیدها و حتی اشکال نحوی خاصی را استعمال می کند که جنس مخالف از آن پرهیز می کند، گویی که هر جنسی گونهء زبانی خاص خود را دارد. جامعه شناسی زبان [1] از رشته هایی است که کاربرد زبان را تحت تاثیر متغیرهای اجتماعی و از جمله جنسیت بررسی می کند. این رشته از جمله رشته های بین رشته ای[2] است که حدود چهار دهه قدمت دارد و پیدایش آن به زمان تحقیقات لباو(1972)[3] در آمریکا و ترادگیل[4] در انگلستان (1980) بر می گردد.زمینه اصلی تحقیقات لباو گوناگونی های زبانی و توجیه آنها بر پایه متغیرهای اجتماعی بود. در کنار این مطالعات به تدریج جنبه های دیگر زبان که در ارتباط با عوامل اجتماعی،فرهنگی،سیاسی وتاریخی بود مورد توجه و بررسی قرارگرفت (مدرسی1368:13).از دیدگاه زبان شناسان اجتماعی[5] ،زبان یک واحد ثابت و بدون تغییر نیست که تنها با بررسی شکل انتزاعی آن بتوان به شناخت آن نائل شد (چنانچه در زبان شناسی زایشی چامسکی[6] این اتفاق می افتد) این دسته از محققان بیشتر از آنکه به زبان در شکل انتزاعی و ایده آل آن بپردازند،زبان را درسطح گفتار واقعی آنچه که در جامعه تحت تاثیر متغیر هایی چون جنسیت ،طبقه ،نژاد ،مذهب و.. شکل می گیرد، بررسی می کنند. در نتیجه این تحقیقات مطالعات دیگری نظیر تحلیل گفتمان (و تحلیل انتقادی گفتمان ) [7] شکل گرفتند. این مطالعات نیز با پیش فرض بنیادی تاثیر گذاری عوامل اجتماعی در زبان کار خود را آغاز می کنندولی به واحدهای زبانی فراتر از جمله(متن) می پردازد واین تاثیر را تا آنجا ادامه می دهند که زبان را بازنمای ساختارهای اجتماعی که در آن تولید شده است می دانند.
اصطلاح تحلیل گفتمان برای اولین بار توسط زلیک هریس [8]( 1953) زبان شناس انگلیسی به کار برده شد و در دهه نود توسط نورمن فرکلاف[9](1992) به تحلیل انتقادی گفتمان تبدیل شده و به جایگاه شایسته خود دست یافت. تحلیل انتقادی گفتمان یک قطعه زبانی (اعم از گفتاری یا نوشتاری)را چون یک متن[10] در نظر می گیرد و برای تحلیل این متن به عوامل درون متن اکتفا نمی کند، بلکه با مطرح کردن تاثیر عوامل خارج از متن [11]به بررسی تاثیر و بازنمایی ساختار ها ی
این مطلب را هم بخوانید :
چگونه با ناباروری کنار بیاییم؟ + راههای درمان
اجتماعی- ساختارهایی که در بر دارنده سلطه اجتماعی هستند- در متن مورد نظرمی پردازد. سلطه اجتماعی ،فرایندی نیست که در یک مقطع زمانی خاص اتفاق بیافتد و تمام شود ، بلکه به صورت مدوام در جریان است و به علت همین سلطه آمیز بودن آن هر لحظه باید تکرار و تاکید شود. تنوع روابط بشری وقرار گرفتن انسانها در موقعیت های گوناگون کمک می کند که تناقض این نظام سلطه آمیز آشکار شود. (فر کلاف :1379؛112)در مقابل این مقاومتها ؛ ساختار های سلطه آمیز زبان می کوشند تا در جریان مشروع سازی اعمال و تداوم سلطه در روابط زبانی واجتماعی را پنهان کننند، روابطی که در تاثیر متقابل از یکدیگر قرار دارند.
این مشروع سازی تنها از طریق فرایند طبیعی سازی امور غیر طبیعی وغیر بدیهی انجام می شود.(همان) وکار تحلیل انتقادی این است که این تحریف واقعیات را نشان داده و روابط حاکم بر متن را آشکار کند.این پژوهش از بین متغیرهای گوناگونی که بر گفتمان تاثیر می گذارند،خود را به دو متغیر جنسیت و زمان محدود می کند تا از این منظر به بررسی چهار اثر داستانی ،دو اثر در دهه چهل ودو اثر در دهه هشتاد بپردازد و تحول گفتمانهای ادبی را بررسی کند. عنوان پژوهش حاضر « تحول گفتمان ادبی دو نسل از داستان نویسان معاصر ایران با تاکید بر جنسیت نویسندگان است» است .
در وجه اهمیت و ضرورت تحقیق می توان از دو جنبه عام وخاص سخن گفت. اهمیت عام وکلی پرداختن به این مساله ، همان پرداختن به تمام مسائلی است که متغییر جنسیت را به عنوان عاملی موثر در تعاملات