2-3-3 رویکرد وحدت در کثرت… 37
2-3-4 دوران سیاست جنگی.. 42
2-4 نتیجه گیری.. 46
فصل سوم : وضعیت جمعیت شناختی جمهوری اسلامی ایران ( با تأکید بر تنوع قومی)
3-1مقدمه…………………………………………………………… 48
3-2 بررسی وضعیت تنوع قومی در جهان. 48
3-3 تنوع قومی در ایران و علل آن. 52
3-4 علل گونا گونی قومی در ایران. 53
3-4-1زبان. 55
3-4-2 دین.. 56
3-4-3موقعیت جغرافیایی ؛ اقوام مهاجر و کوچ نشین.. 57
3-4-4 برنامه های نوسازی (نفوذ فرهنگ غرب) 58
3-5 ایران: موزاییک اقوام. 58
3-5-1 قوم آذری.. 65
3-5-2 قوم کرد. 67
3-5-3 قوم عرب… 70
3-5-4 قوم بلوچ.. 72
3-5-5 قوم ترکمن.. 75
3-5-6 قوم لر. 78
3-6 نتیجه گیری.. 80
فصل چهارم: سیاست ملت سازی در دوران سازندگی و اصلاحات در جمهوری اسلامی ایران (1384- 1367)
4-1 مقدمه.. 82
4-2 دوره سازندگی.. 82
4-2-1 تأکید بر توسعه اقتصادی و تشدید نابرابری های منطقه ای.. 82
4-2-2تشدید تمرکز گرایی در ساختار سیاسی کشور. 86
4-2-3 مصوبههای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره سازندگی…………………………………………..87
4-2-4 دیدگاه های رئیس دولت سازندگی.. 88
4-2-5 برنامه ها و اهداف طرح ریزی شده دولت و هیات وزیران(1376-1368) 91
4-2-6 نتایج و عملکرد دولت سازندگی.. 94
4-2-7 جمع بندی اقدامات دوره سازندگی در جهت تدوین سیاست ملت سازی (1376- 1368) 100
4-3 دوره اصلاحات (1384-1376) 103
این مطلب را هم بخوانید :
4-3-1 دیدگاه رئیس دولت اصلاحات در زمینه ملت سازی.. 103
4-3-2 اولویت یافتن مسایل فرهنگی و سیاسی (اهداف و برنامه های طرح ریزی شده دولت و هیات وزیران) 107
4-3-3 تمرکز زدایی اداری، برنامه ریزی.. 111
4-3-4 تغییر نگرش در مبانی هویت ملی و وفاق اجتماعی ( تغییر در مبانی ملت سازی) 113
4-3-5 عملکرد و نتایج دولت اصلاحات(1384-1376) 115
فصل پنجم : نتیجه گیری
5-1 وجوه تفاوت در دو الگوی ملت سازی در جمهوری اسلامی ایران. 124
محوراندیشه سیاسی هایک آزادی است ومنظور هایک از آزادی عمدتاً آزادی سیاسی و مدنی فردی است؛ 2) ازجمله مشهورترین تئوریها پیرامون آزادی و عدالت در غرب تئوری عدالت جانرالزمیباشد که کالبد اصلی آن را مفهوم آزادی تشکیل میدهد. آزادی از دید وی شامل برابری و عدالت هم هست و عدالت از درون آزادی سر برمی آورد.
کلید واژه ها: آزادی؛ عدالت؛ انسانیت
درطول قرون و اعصار هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی بحث انگیز نبوده است. آزادی به پرمعناترین و مورد توجه ترین واژه در جوامع انسانی تبدیل شده و دراین بین فلاسفه و دانشمندان هر عصر با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی، شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی موجود به تلاش برای تعریف آزادی و حل مسائل حاشیه ای آن پرداختند. همچنین می توان گفت: هیچ کلمه ای همانند واژه آزادی مورد بد فهمی و کژفهمی ها نبوده است. به نام آزادی و در دفاع از آن در طول تاریخ خون ها ریخته شده، جنگ ها بوجود آمده، شکنجه ها صورت گرفته و توسط ادبا، شاعران، سیاستمداران، فیلسوفان و حتی مردم عادی در مدح و ستایش یا
نکوهش آن سخن ها گفته شده و کتاب ها به نگارش درآمده است.
مفهوم آزادی از بدو پیدایش فلسفه سیاسی تاکنون یکی از مهمترین مفاهیمی بود که اندیشمندان و فلاسفه درعلوم انسانی به آن پرداخته اند و هر یک با توجه به نگاه خود نسبت به ایجاد یک جامعه مطلوب معنای خاص خود را درباره این مفاهیم بیان داشته اند، در این میان دو تن از اندیشمندانی که درعصر حاضر می توان به آراء آنها در مورد ایجاد جامعه مطلوب که در آن آزادی و عدالت حاکم باشد به هایک و رالزاشاره نمود. در این پژوهش سعی شده است که معنا و مفهوم واژه آزادی از نقطه نظر این دو اندیشمند مورد توجه قرار گرفته و تلاش گردد که وجوه اشتراک و افتراق آراء این دو اندیشمند در ارتباط با مفهوم آزادی فهمیده شود. برای رسیدن به این هدف این پژوهش به چند فصل تقسیم شده است که در فصل اول سعی بر آن است تحت عنوان کلیات تحقیق به بیان مساله، اهمیت و ضرورت، اهداف، سئوالها پرداخته شود و در فصل دوم تحت عنوان چارچوب نظری تحقیق و بیان مباحث نظری پیرامون آزادی به معنی مفاهیم و تفسیرهایی از مفهوم آزادی و
این مطلب را هم بخوانید :
تماس با ما - پشتیبانی -درباره ما - منبع دانلود فایل های پایان نامه ارشد
تحقیقات انجام شده توجه شده است. درفصل سوم مفهوم آزادی در آراء هایک وراهکارهای دست یابی به آن و در فصل چهارم مفهوم آزادی درآراء رالز و راهکارهای دست یابی به آن مطرح است. درفصل پنجم به وجوه اشتراک و افتراق آراء هایک و رالز درباره مفهوم آزادی توجه شده است و در فصل ششم خلاصه، نتایج و پیشنهادات در مورد این پژوهش ارائه گردیده است.
دراین پژوهش سعی بر آن بود تا با رویکردی علمی و با بهره گرفتن از شیوه ای توصیفی و تحلیلی آراء هایک و رالز در مورد مفهوم آزادی به صورت تطبیقی بررسی شود. در این راستا از منابع و ماخذ گسترده ای شامل کتب، مقالات، فصل نامه ها و… از دیدگاه ها و نظرات بسیاری بهره برداری شده است، بدین سبب این پژوهش می توان یکی از منابع مفید در حوزه اندیشه سیاسی و شناخت آراء هایک و رالز باشد اما این پژوهش نیز مانند هر پژوهش دیگری عاری از ایراد و انتقاد نیست.
3-4-1- دریای خزر. 35
3-4-2- قره باغ. 36
3-4-3- مسائل مذهبی و سیاسی.. 37
3-4-5- روابط با اسرائیل.. 38
3-5- تاثیر روابط جمهوری آذربایجان با دیگر قدرت ها بر روابط با ایران. 40
3-6- جمع بندی فصل.. 41
فصل چهارم: قدرتهای منطقهای در منطقه قفقازجنوبی.. 43
4-1-ترکیه. 44
4-1-1- طرح بحث.. 44
4-1-2- سیاست خارجی ترکیه. 45
4-1-3- روابط ترکیه با جمهوری آذربایجان. 47
4-1-4- رقابت های ایدئولوژیک در منطقه. 51
4-1-5- رقابت اقتصادی.. 52
4-2- روسیه. 57
4-2-1- طرح بحث.. 57
4-2-2- سیاست خارجی روسیه. 58
4-2-3- روابط روسیه و جمهوری آذربایجان. 62
4-2-4- رقابت های ایدئولوژیک در منطقه. 64
4-2-5- رژیم حقوقی دریای خزر. 66
4-3- جمع بندی فصل.. 68
فصل پنجم: قدرتهای فرامنطقهای در قفقاز جنوبی.. 70
5-1- اسرائیل.. 71
5-1-1- طرح بحث.. 71
5-1-2- سیاست خارجی اسرائیل.. 72
5-1-3- روابط اسرائیل با آذربایجان. 75
5-1-4- رقابت های ایدئولوژیک… 79
5-1-5- رقابت اقتصادی.. 82
5-2-آمریکا 84
5-2-1- طرح بحث.. 84
5-2-2- سیاست خارجی آمریکا 85
5-2-3- روابط آمریکا و جمهوری آذربایجان. 88
این مطلب را هم بخوانید :
5-2-4- رقابتهای ایدئولوژیک… 90
5-2-5- رقابت های اقتصادی.. 92
5-3- جمع بندی فصل.. 93
فصل ششم: فرجام. 96
1-6- بحث و نتیجه گیری.. 97
فهرست منابع. 104
چکیده
نقش بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای درتداوم تنش در روابط ایران و جمهوری آذربایجان
عبدالله بائی لاشکی
4-1 – مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….66
4-2 – تعریف و مفهوم مجتمع های نظامی- صنعتی……………………………………………………………………………..66
4-3 -تاریخچه ظهور و قدرت گیری مجتمع های نظامی- صنعتی……………………………………………………….70
4-4 – تداخل اعضای مجتمع های نظامی- صنعتی و سیستم دولتی ایالات متحده امریکا…………………79
4-5 – نومحافظه کاران و کابینه بوش……………………………………………………………………………………………………..89
4-6 – تحول در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001…………………… 99
4-7 – افزایش سریع هزینه های نظامی ایالات متحده در سالهای2000 تا 2008…………………………….104
فصل پنجم: نتیجه گیری
5- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….115
منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………127
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل2- 1 ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….34
شکل4-1………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….78
شکل4-2……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….105
شکل4-3……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….106
شکل4-4……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….108
شکل4-5……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….110
فصل اول
کلیات
1-1 – شرح و بیان مسئله:
از جنگ دوم جهانی به بعد، طبقات استثمارگر جوامع سرمایهداری عمدتا با تهدید یا با بکارگیری قوه قهریه سعی می کنند به اهداف و امیال خود در جهان دست یابند. بدین خاطر امروزه یکی از پایههای اساسی قدرت نظام سرمایهداری را دستگاه عریض و طویل ارتش و نیروهای مسلح تشکیل میدهد. دستگاه دیوانسالاری نظامی، که با اختلافات جزیی، چه از لحاظ تجهیزات و چه از لحاظ تشکیلات و چه از لحاظ پرسنل در تمام کشورهای سرمایهداری بطور فزایندهای در حال رشداست.
دیتر زینگهاوس استاد علوم سیاسی دانشگاه فرانکفورت اصطلاح مجتمع های نظامی- صنعتی را به جای میلیتاریسم بکار برد و دلیل او این بود که اگر در گذشته جدایی و تفکیک بین جامعه، ارتش و سیاست امکان پذیر بود و حتی بررسی آن از جنبه های مختلف با اهمیت و ضروری بود ولی اینها در عمل و تئوری اهمیت خود را از دست داده است و بهتر است به جای اصطلاح میلیتاریسم از اصطلاح مجتمع های نظامی- صنعتی که بیانگر واقعیتهای جوامع سرمایهداری معاصر است، استفاده کرد. منظور زینگهاوس از این اصطلاح روابط پیوسته و سودجویانه بین برگزیدگان بخشهای سیاست،اقتصاد، ارتش، علوم و تکنولوژی است که با همکاری و پشتیبانی متقابل موضع خود را برای تامین منافع مشترک در دولت و جامعه بطور مستمر و بطور غیرقابل کنترلی مستحکم کردهاند(ازغندی،1364 :29).
ایالات متحده امریکا همانند امپراتوریهای گذشته از قدرت نظامی بارها برای دستاوردهای اقتصادی، ارضی وغیر ارضی استفاده کرده است. تردیدی نیست که دستاوردهای اقتصادی امریکا ناشی از جنگ در ایجاد دوره دیرپای توسعه اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم دخیل بوده است.به نظر می رسد که در سالهای اخیر بویژه در جهان پساجنگ سرد الگوی دستاوردهای اقتصادی ناشی از عملیات نظامی امپریالیستی تا اندازهای دگرگون شده است. صرفنظر از مسائل اخلاقی، اردوکشیها و عملیات نظامی امریکا حتی به دلایل اقتصادی امپریالیستی نیز به صرفه نیست. در واقع، تشدید توسعهطلبیها و جنگهای امریکا رفته رفته پر هزینهتر و از دیدگاه منافع ملی اسرافکارانه و کمرشکن است. پس اگر الگو یا تجربه امپریالیسم بیانگر علت تشدید جنگهای نظامی امریکا در سالهای اخیر نیست، پس توضیح اینگونه تاخت و تازها چگونه است؟
برخی تحلیلگران دلیل این توسعهطلبیها را به قدرت رسیدن گروه به اصطلاح ارتشگرایان نومحفظهکار میدانند، برخی این توسعهطلبیهای امریکا را به ویژگیهای جورج بوش و راه و رسم وی در سیاست وتمایل او به مغتنم شمردن منزلت خود در مقام رئیس جمهور زمان جنگ نسبت می دهند. برخی نیز استدلال می کنند که این سیاست حداقل در خاورمیانه بوسیله لابیهای صهیونیست تعیین می شود.
در این پژوهشدر پی بحث در مورد چگونگی و میزان تاثیرگذاری مجتمع های نظامی- صنعتی بر سیاستگذاری دفاعی ایالات متحده امریکا در دوره ریاست جمهوری
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه منابع مالی شهرداری؛مدیریت شهری کشور اندونزی
جورج بوش پسر هستیم. بدین صورت که این گروه منافع تاثیرگذار در سیاست، سیاست خارجی و سیاست دفاعی ایالات متحده، در محیط تکثرگرای جامعه امریکا در رقابت با سایر گروه های منافع چگونه و از چه روش هایی توانسته است در فرایند تصمیم گیری های کلان این کشور نفوذ کند و به چه مقدار این تصمیمات را به سمت منافع گروهی خود هدایت کند. و بالاخره اینکه چقدر توانسته به اهداف گروهی خود دست پیدا کند و ابزارهایی که استفاده کرده کدامند.
1-2- پیشینه تحقیق:
مباحث مربوط به اقتصاد سیاسی نظامیگری قدرتهای بزرگ بخصوص جمهوری آلمان فدرال، شوروی و ایالات متحده امریکا دیر زمانی است که در محافل دانشگاهی در جریان است و این تحقیقات توانسته است زوایای پنهانی از دلایل سیاستهای نظامی این کشورها را روشن سازد ولی این مطالعات هنوز نتوانسته است بسیاری از پیچیدگیهای این سیاستها و روابط پیچیده بین سیاستمداران ، نظامیان وگروه های صنعتی تسلیحاتی را در کشورهای سرمایهداری بزرگ، بویژه ایالات متحده را کشف کند.شرحی از مطالعاتی را که در این زمینه صورت گرفته و به نحوی مرتبط به موضوع بحث ما است را در زیر بیان کردهایم.
علیرضا ازغندی در پژوهشی با عنوان ” مجتمعهای نظامی- صنعتی”پس از تعریف این اصطلاح، به بررسی وجود و نقش این پدیده در امریکا ، شوروی و آلمان می پردازد و میگوید که در جنگ دوم جهانی رابطه بسیار نزدیکی بین نظامیان و صنایع تسلیحاتی ایجاد شده که توسط رهبران سیاسی قابل کنترل نبود.بعد از جنگ هم نظامیان تسلط خود را بر فرایند تصمیم گیری سیاست خارجی و امنیتی امریکا حفظ کردند و هر روزه این اتحاد درآمد شهروندان بیشتری را وابسه به امور نظامی می کند. نویسنده در این کتاب به بررسی کلی وضعیت نظامیگری پیش آمده در سیاست و جامعه ایالات متحده و دو کشور دیگر می پردازد و مخصوصا در مورد امریکا به مسائل کلان و بوجود آمده با دیدی کلان توجه دارد و به مصادیق عینی ، دلایل و چگونگی بوجود آمدن این وضعیت نمی پردازد(ازغندی،1364).