منابع. 179
مقدمه
خاورمیانه منطقهای است مملو از حوادث و تحولات که گویا به صورت دورهای تکرار میشوند. این منطقه انقلابها و شبه انقلابهای متعددی را به خود دیده است که با آرزوی دستیابی به آرمانشهری بهتر صورت پذیرفتهاند، اما پس از مدتی نه تنها به اهداف خود دست نیافتند، بلکه انقلابیون به قدرت رسیده نیز راهی به خطاتر از آنان طی کردهاند که علیه آنها قیام، شورش یا کودتا کرده بودند. قذافی با کنار زدن ادریسی و کودتای حزب بعث عراق توسط قاسم علیه فیصل نمونههایی بوده است که این چرخة آرزو را نشان میدهند.
همچنین این سرزمین لشکرکشیها و طرحها و نقشههای قدرتهای بزرگی را به خود دیده است که به منظور تغییر اوضاع قبل صورت پذیرفتهاند، اما نه تنها اوضاع بهتر نشده، بلکه هرج و مرج و بلوا بیش از پیش فراگیر شد. در عراق، در 1958 سرهنگ قاسم کودتا کرد و در 1963 حزب بعث کودتا کرد. این کودتاها نتوانست عراق را به کشور بهتر از قبل مبدل سازد. تنها کارکرد این کودتاها در تغییر نخبگان سیاسی بود. حملة آمریکا به عراق در سال 2002 نیز گرچه با نابودی صدام همراه شد، اما ثبات را برای این کشور به همراه نیاورد و در هر دو مورد اخیر آمریکا را گرفتار باتلاقی کرد که نه راه پس داشت و نه راه پیش.
کودتای معمر قذافی در 1969 با وعدههای ایجاد یک کشور بهتر، دموکراتتر و رفاهی بیشتر برای شهروندان محمد ادریس سنوسی را حذف نمود، ولی در نهایت دیکتاتوری شدیدتر، وضعیت اقتصادی و اجتماعی نابسامانتری جایگزین شد. دخالت ناتو در لیبی گرچه به نابودی قذافی انجامید، و آزادی را به ارمغان آورد، اما شرایط را برای بروز جنگهای قبیلهای فراهم ساخت و تا کنون این کشور روی آرامش را به خود ندیده است. جالب آنجاست که فرهنگ سیاسی این کشور همچنان با حضور ثبات مخالف است و علیه نخستوزیر جدید این کشور نیز کودتا صورت پذیرفت و علیزیدان مورد ربایش قرار گرفت. در حال حاضر نیز همچنان قیامها علیه دولت ادامه دارد و عملاً لیبی به محلی برای جنگ قبیلهای مبدل شده است.
طرح خاورمیانة بزرگ و نقشة راه نیز نه تنها به مبدل شدن خاورمیانه به سرزمینی لیبرال دموکرات منتهی نشد، بلکه از یک طرف، گروههایی را به قدرت رسانید که در چارچوب منافع غرب جای نداشتند. در عراق شیعیان و در نوار غزه، حماس از طریقی دموکراتیک و انتخاباتی به قدرت رسیدند. از طرف دیگر، فعالیت گروههای تروریستی و بنیادگرا در منطقه افزایش یافت و عراق و سوریه به بهشتی برای فعالیتهای تروریستی مبدل شدند. قیام مردم مصر، تونس نیز تا کنون نتوانسته ثبات، رفاه و امنیت مورد نظر مردم را به ارمغان آورد و کنار رفتن حاکمان قبل جز با ادامه نابسامانیها و ناآرامیها همراه نبوده است.
چرخههای آرزو در خاورمیانه هرچند از وجود بحرانی اساسی و ماهوی در این منطقه خبر میدهد، ولی از طرف دیگر، تکرارپذیری آنها نشان از وجود قواعدی تاریخی در این منطقه دارد که تا کنون ناشناخته ماندهاند. تحولات مشابه از وجود الگوهای یکسانی خبر میدهند. در این منطقه کودتا پشت کودتا و قیام پشت قیام امری مفروض و عادی به شمار میآید (Mansfeld, 1999: 30-36).
از اینرو، به نظر میرسد که حداقل در دیدگاه کلان و بدون ورود به جزئیات، الگوهای مشابهی در تمامی کشورهای این منطقه حاکم است. این تحولات تکرارپذیر ذهن ما را به آن سمت میبرد که این منطقه از ویژگیهای مشابهی برخوردار است که رفتارها و تحولات مشابهی را حاصل میآورد. اقتصاد ضعیف و یا توسعة اقتصادی وابسته، پائین بودن دموکراسی و شاخصهای آن در این منطقه، شیوع نبردهای قبیلهای، درگیریهای مذهبی و حزبی، وجود اکثریت مسلمان، دخالت قدرتهای فرامنطقهای در آن از جمله ویژگیهای مشترک این سرزمین است. گرچه این چرخهها نوعی ناامیدی را به انسان از اصلاح و توسعه این کشورها تحمیل میکند، ولی از طرف دیگر نشان از آن دارد که تحولات خاورمیانه با قواعدی خاص در ارتباط است و از اینرو نظمی بر آن حاکم است. تحولات انقلابی و شبه انقلابی متعدد هرچند در کوتاه مدت با آثاری مثبت همراه بوده، اما بعد از مدتی به روندهای گذشته بازگشت نمودهاند و از اینرو، در اغلب موارد تحولات انقلابی و شبه انقلابی جز هزینههای اقتصادی و اجتماعی ناشی از خود دستاوردی نداشتهاند. بنابراین میتوان با کشف الگوهای حاکم بر این تحولات تا حدود زیادی آنها را پیشبینی کرد. البته ما در اینجا سعی نداریم تا مثبت بودن یا منفی بودن نتایج تحولات و اخلاقی بودن یا نبودن آنها را مورد بررسی قرار دهیم. ما به دنبال آن هستیم تا با کشف عوامل اصلی و کلان تحولات و رابطه آنها با یکدیگر، میزان وقوع انقلاب و شبه انقلابهای خاورمیانه را با مدلی برآمده از سیستم استنتاج (استنباط) فازی[1] تحلیل نمائیم.
بیان مسئله
مدلسازی و بدست آوردن قدرت پیشبینی هرچند توسط بسیاری از دیدگاهها و مکاتب فرااثباتگرایانه مورد نقد قرار گرفته، اما از اهمیتی کاربردی برخوردار بوده است. نخبگان سیاسی از پژوهشگر اجتماعی انتظار دارند تا با رصد و تحلیل شرایط گذشته و حال، آنها را به تصویری از شرایط احتمالی آینده واصل سازد (Pentland & Liu, 1999).
در میان پدیدههای اجتماعی، انقلابها و شبهانقلابها از جایگاهی رفیع به لحاظ اهمیت برخوردار هستند. تغییرات ناشی از این بیثباتیها به شدت اذهان سیاستمدارن و پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. از اینرو، این پژوهش سعی دارد با شناسایی عوامل و قواعد 4 نوع بیثباتی با عناوین انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا، چرایی و چگونگی وقوع این تحولات را در قالب مدلی پویا شناسایی کند.
اما شناسایی این عوامل تنها ابتدای راه است، چراکه در نگاه پراگماتیستی، نخبگان سیاسی به دنبال شناسایی مهمترین عوامل و به عبارت دیگر عوامل کلیدی این تحولات هستند. آنها خوب از محدودیت منابع در دسترس خود خبر دارند و میدانند که کنترل و مدیریت همه این عوامل در دورههای حساس زمانی وقوع آنها، که زمان به سرعت تنگ میشود، تقریباً ناممکن است. از اینرو، در مرحله بعد پژوهش با بهره گرفتن از تکنیک دلفیفازی به دنبال شناسایی کلیدیترین عوامل وقوع این تحولات است.
مرحله سوم، به تقاضای عملگرایان سیاسی برای دستیابی به مدلی برای تحلیل آنچه واقع شده و استفاده از آن در پیشبینی آنچه احتمالاً در آینده رخ میدهد نزدیک میسازد. در این مرحله با کمک سیستم استنباط فازی چگونگی ایجاد یک بیثباتی از دل عوامل کلیدی مورد مدلسازی قرار میگیرد. در این مرحله، یک سیستم کنترلکننده ارائه میشود. این سیستم کنترلکننده فازی[2] یک سیستم پویا[3] را بر اساس تئوری مجموعههای فازی[4] طراحی میکند (Kandel & Langholz, 1993: xvii) و همان مدل ما است که کلیه خروجیها را با پیشفرض قرار گرفتن همه ورودیها در حد وسط از مقیاس پیوسته مثلاً [0،10]، یعنی 5، مرتب تحلیل میکند و میتوان با تغییر اعداد قطعی ورودیها، تغییر در کل مجموعه سیستم و خروجیها را مشاهده نمود به علاوه مدل ارائه شده با بررسی چند نمونه مورد آزمایش قرار میگیرد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت موضوع این تحقیق را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
اهداف پژوهش
1-1 هدف اصلی
مدلسازی چگونگی وقوع 4 تحول انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا در خاورمیانه عربی
1-2 اهداف فرعی
پرسشهای پژوهش
1-3 سؤال اصلی
چگونه میتوان با بکارگیری سیستم استنتاج فازی تحولات انقلابی یا شبه انقلابی خاورمیانه را مدلسازی کرد؟
1-4 سؤالات فرعی
این مطلب را هم بخوانید :
فرضیه
در این تحقیق به دنبال پاسخ دادن به سؤال آن میباشیم و این کار از طریق اکتشاف و استقرا صورت میگیرد. لذا پژوهش اکتشافی و استقرائی است و مبتنی بر فرضیه نمیباشد.
متغیرها
متغیرهای این پژوهش بصورت زیر میباشند.
1-5 متغیر مستقل
انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا.
1-6 متغیر وابسته
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
فهرست مطالب:
فصل اول: کلیات
1-1- تعریف مسئله و فرضیات ……………………………………………………………………….. 2
1-2 – هدف و ضرورت تحقیق…………………………………………………………………………. 3
1-3- پیشینه تحقیق……………………………………………………………………………………… 3
1-4- روش اجرای تحقیق……………………………………………………………………………… 4
فصل دوم: آمار و ضرورت کاربرد آن در پژوهشهای باستان شناسی
2-1-آمار………………………………………………………………………………………………….. 5
2-2-باستان شناسی و تحولات عمده آن………………………………………………………… 6
2-2-1-پیدایش و تحول چارچوب نظری باستانشناسی پیش از 1850…………………… 6
2-2-2-شکل گیری مفاهیم زیر بنایی در سالهای بین 180 تا 1918…………………………… 7
2-2-3-نظریه پردازی در باستانشناسی اروپا و آمریکا از 1918 تا 1968…………………. 7
2-2-4-لویس بینفورد، دیوید کلارک و نهضت باستانشناسی جدید دردهه 1960……….. 8
2-2-5-باستان شناسی نظری در سال های اخیر………………………………………………… 9
2-3- ضرورت استفاده از روشهای آماری در مطالعات باستانشناسی………………………. 10
فصل سوم: نمونه برداری و کاربرد آن در پژوهش های باستانشناسی
3-1-آمار استنباطی……………………………………………………………………………………. 15
3-2-نمونه گیری اساس آمار استنباطی…………………………………………………………… 15
3-2-1-مزایای انتخاب نمونه………………………………………………………………………….. 16
3-3- تعاریف مقدماتی ضروری برای نمونه گیری………………………………………………. 17
3-3-1-چارچوب نمونه گیری………………………………………………………………………… 17
3-3-3- برآورد کننده………………………………………………………………………………….. 17
3-3-4-برآورد کننده نااریب…………………………………………………………………………… 18
3-3-5- برآورد کننده اریبوار………………………………………………………………………….. 19
3-3-6-صفت برآورد…………………………………………………………………………………….. 19
3-3-7- موضوع هزینه…………………………………………………………………………………. 19
3-4- تعاریف مقدماتی و پایه ای……………………………………………………………………. 19
3-4-1-متغییر………………………………………………………………………………………….. 20
3-4-2- میانگین………………………………………………………………………………………… 20
3-4-3- واریانس………………………………………………………………………………………….. 20
3-4-4- خطای استاندارد و میانگین………………………………………………………….. 21
3-4-5-توزیع نرمال و توزیع نرمال استاندارد…………………………………………………… 22
3-4-6- حدود اعتماد قابل اندازهگیری…………………………………………………………….. 23
3-5- طرح و اجرای نمونهبرداری………………………………………………………………. 25
3-5-1-روشهای نمونهبرداری احتمالی…………………………………………………………. 25
2-6- نمونهبرداری تصادفی ساده…………………………………………………………………… 26
3-6-1-روش انتخاب نمونه در نمونهبرداری تصادفی ساده……………………………….. 26
3-6-1-1- حالت قرعهکشی……………………………………………………………………. 26
3-6-1-2-استفاده از جدول اعداد تصادفی…………………………………………………. 26
3-6-1-3-برآورد در نمونهگیری تصادفی ساده…………………………………………….. 27
3-6-1-4-انواع برآوردها در نمونهگیری تصادفی…………………………………………… 27
3-6-1-5-مقایسه دو روش نمونهگیری تصادفی با جایگذاری و بدون جایگزینی…. 28
3-6-1-6- روش تعیین حجم نمونه در نمونهگیری تصادفی ساده……………………….. 29
3-6-1-7- تعیین حجم نمونه با وقت معین…………………………………………………… 29
3-6-1-8-تعیین حجم نمونه در ارتباط با بودجه برنامه تحقیق………………………….. 30
3-6-2- برآورد نسبت در نمونهگیری تصادفی ساده……………………………………………. 30
2-6-3-برآورد حجم برای نسبتها…………………………………………………………………. 32
3-6-4-مزایا و معایب نمونهگیری تصادفی ساده………………………………………………. 33
3-7- نمونهگیری سیستماتیک……………………………………………………………………… 33
3-7-1-برآورد در نمونهگیری سیستماتیک……………………………………………………….. 34
23-7-1-1- برآورد میانگین جامعه…………………………………………………………………… 34
3-7-1-2-محاسبه واریانس نمونه در حالتی که حجم نمونه مضرب صحیحی از جامعه باشد (N = nk) .. 37
3-7-2-مقایسه کارایی نمونهگیری تصادفی ساده و سیستماتیک به کمک ضریب همبستگی در حالتی که نمونهی انتخاب شده مضرب صحیحی از جامعه باشد( N = nk)………………………………………………………………… 39
3-7-3-برآورد میانگین صفت در جامعه وقتی نمونه مضرب صحیحی از جامعه نباشد(?≠??)….. 40
3-7-4-مزیت و معایب استفاده از نمونهگیری سیستماتیک………………………………………. 41
3-8-نمونهگیری با احتمال متغیر……………………………………………………………………… 42
3-8-1-تعریف نمونهگیری با احتمال متغیر………………………………………………………….. 42
3-8-2-روش انتخاب نمونه با احتمال متغیر…………………………………………………….. 43
3-8-3- روش لاهیری……………………………………………………………………………………… 45
3-8-4- روش خردکردن………………………………………………………………………………….. 46
3-8-5-1- برآورد میانگین جامعه و نمونه در نمونهگیری با احتمال متغیر و با جایگذاریکه برآورد کنندهای نااریب از میانگین صفت در جامعه یعنی است.
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه مدیریت در مورد : انعطاف پذیری استراتژیک
………………………………………………………………………………….. 47
3-8-5-2- واریانس برآوردکننده میانگین جامعه و برآورد واریانس برآوردکننده میانگین در نمونهگیری با احتمال متغیر و با جایگذاری……….48
3-8-6-نمونهگیری با احتمال متغیر و بدون جایگذاری………………………………………….. 50
3-9-نمونهگیری طبقهبندی……………………………………………………………………………. 50
3-9-2- 3- میانگین با طبقهبندی……………………………………………………………………… 51
3-9-3- انتخاب حجم نمونه…………………………………………………………………………….. 53
3-9-3-1-انتخاب حجم نمونه در طبقات مختلف……………………………………………….. 53
3-9-3-2- انتخاب حجم نمونه انتساب نیمن……………………………………………………….. 55
3-9-3-3- انتساب متناسب با حجم…………………………………………………………………… 56
3-9-4- نمونهگیری با طبقهبندی برای نسبتها……………………………………………………. 59
3-9-5- انتخاب حجم بهینه طبقات ها با بیشترین دقت……………………………………. 60
3-9-6-مقایسه کارایی نمونهگیری طبقهبندی شده با انتسابهای مختلف با هم و با نمونهگیری تصادفی ساده… 61
3-10- نمونهگیری خوشهای…………………………………………………………………………… 62
3-10-1- تعریف نمونهگیری خوشهای……………………………………………………………….. 62
3-10-2- نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای و چند مرحلهای…………………………………. 63
3-10-2-1-برآورد میانگین و واریانس جامعه، در نمونهگیری با خوشههای هم حجم…… 63
3-10-2-2-ضریب همبستگی خوشهای……………………………………………………………. 67
3-10-3-نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای از جامعهای با خوشههای هم حجم………….. 67
3-10-3-1- برآورد کننده واریانس جامعه……………………………………………………….. 68
3-10-4- مقایسه نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای در حالت تساوی و حجم گروهها نمونهگیری تصادفی ساده…. 68
3-0 1-4-1-تفاوت نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای و نمونهگیری طبقهبندی شده…….. 69
3-10-5- ساختار جامعه نمونهبرداری شده بهصورت خوشههایی با حجم متغییر………… 69
3-10-6- نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای از خوشه هایی با حجم متغییر………………… 71
3-10-6-1-برآورد میانگین و واریانس جامعه در نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای با حجم متغییر…. 72
3-11- کاربرد نمونهبرداری در باستانشناسی……………………………………………………….. 74
3-11-1-مقدمه……………………………………………………………………………………………….. 74
3-11-2-کاربرد نمونهبرداری در بررسی های باستان شناسی………………………………….. 74
3-11-3-بررسی باستانشناسی……………………………………………………………………… 74
3-11-3-1- هدف……………………………………………………………………………………….. 74
3-11-3-2- روش های بررسی میدانی……………………………………………………… 76
3-11-3-3- استراتژی نمونه برداری………………………………………………………. 77
3-11-3-4-اندازه، شکل و جهت محوطه…………………………………………………… 78
3-11-3-5-انواع شکل و جهت واحدها……………………………………………………….. 79
3-11-3-6-مزایای استفاده از برشهای عرضی……………………………………………….. 80
3-11-3-7-مزایای استفاده از شبکه بندی های مربعی………………………………………. 80
3-11-4-طرح نمونه………………………………………………………………………………. 81
3-11-5-محوطه یا منطقه……………………………………………………………. 81
3-12-نمونه موردی کاربرد نمونه برداری بزرگ مقیاس (منطقه ای): بررسی بخش مرکزی آبدانان.. 82
3-12-1-بررسی بخش مرکزی شهرستان آبدانان…………………………………………. 82
3-12-1-1-شهرستان آبدانان……………………………………………………………………. 83
3-12-1-2-شهر آبدانان………………………………………………………………………… 83
3-12-1-3-آب و هوای شهرستان………………………………………………………. 83
3-12-1-4-کوه ها………………………………………………………………………………. 83
3-12-1-5-دشت های آبدانان……………………………………………………………… 84
3-12-1-6-آبهای شهرستان آبدانان………………………………………….. 84
3-12-1-7-پوشش گیاهی……………………………………………………………. 85
3-12-2-پیشینه بررسی ها در شهرستان آبدانان………………………………… 85
3-12-3-اهداف بررسی………………………………………………………………….. 86
3-12-4-منطقه مورد بررسی…………………………………………………………….. 86
3-12-5-روش بررسی………………………………………………………………….. 87
3-12-6-روش یا چارچوب کار………………………………………………………… 87
3-12-7-نمونه برداری تصادفی ساده……………………………………………………. 87
3-12-7-1-روش کار………………………………………………………………………. 88
3-12-7-2-تعیین حجم نمونه……………………………………………………….. 88
3-12-7-3- انتخاب و بررسی نمونه ها از جامعه…………………………………. 89
3-12-7-4- نتیجه…………………………………………………………………………….. 89
3-12-7-5- اطلاعات بهدست آمده برای بررسیهای بعدی………………………… 89
3-12-8-نمونهبرداری سیستماتیک………………………………………………………… 89
3-12-8-1-انتخاب و بررسی نمونه ها از جامعه…………………………………….. 89
3-12-8-2- نتیجه…………………………………………………………………….. 90
3-12-8-3- اطلاعات بهدست آمده برای بررسیهای بعدی………………………… 90
3-12-9- نمونه برداری با احتمال متغییر……………………………………………… 90
3-12-9-1-روش کار………………………………………………………………………… 90
3-12-9-2-تعیین صفت کمکی…………………………………………………………. 90
3-12-9-3-تعیین حجم نمونهها با توجه به صفات کمکی…………………….. 91
3-12-9-4-نتیجه…………………………………………………………………… 91
3-12-9-5- اطلاعات بهدست آمده برای بررسیهای بعدی……………………… 91
3-12-10-نمونهبرداری خوشهای………………………………………………………… 91
3-12-10-1-روش کار………………………………………………………………….. 91
3-12-10-2-تعیین حجم نمونه ها با توجه به صفات کمکی……………………… 92
3-12-10-3-نتیجه………………………………………………………………………….. 92
3-12-10-4-اطلاعات بهدست آمده برای بررسیهای بعدی………………………… 92
3-12-11-نمونه برداری با طبقه بندی……………………………………………………. 92
3-12-11-1- تعیین حجم نمونه……………………………………………………….. 92
3-13-2- طلاعات به دست آمده برای بررسیهای بعدی………………………… 93
3-13- کاربرد نمونه برداری در بررسیهای کوچک مقیاس (محوطه ای)………. 93
3-14- کاربرد نمونه برداری در انتخاب داده و تاریخگذاری محوطه ها………. 94
3-15- جمع بندی کلی…………………………………………………………………… 95
فصل چهارم: کاربرد آمار توصیفی در پژوهشهای باستان شناسی
4-1-1-مقدمه…………………………………………………………………………………. 103
4-1-2-جدولهای آماری……………………………………………………………………… 103
4-1-3- فراوانی و فراوانی نسبی………………………………………………………….. 104
4-1-4- فراوانی تراکمی و فراوانی نسبی تراکمی…………………………………… 104
4-1- 5-تهیه ی جدول فراوانی داده ها………………………………………………….. 105
4-1-5-1-تهیه ی جدول فراوانی و رسم نمودار متغییر کیفی……………………. 105
4-1-5-2-جدول فراوانی و رسم نمودار داده های پیوسته………………………….. 107
4-1-5-3-رسم نمودار داده های پیوسته برای حالتی که تعداد داده ها کمتر از 25 عدد باشد… 107
4-1-6- تنظیم داده ها در جدول فراوانی………………………………………………. 107
4-1-7- نمودارهای آماری………………………………………………………………………. 109
4-1-7-1- نمودار هیستوگرام…………………………………………………………………. 115
4-1-7-2- نمودار چندبر فراوانی……………………………………………………………… 115
4-1-7-3- نمودار ساقه و برگ……………………………………………………………. 115
4-1-7-4- نمودار دایره ای……………………………………………………………………….. 116
4-1-7-5- نمودار چند بر فراوانی تراکمی………………………………………………. 118
4-1-8- همبستگی و رگرسیون……………………………………………………………… 118
4-1-8- 1- ضریب همبستگی خطی…………………………………………………………. 119
4-1-8- 2- وضعیت ضریب همبستگی خطی………………………………………. 119
4-1-8- 3- ضریب تعیین………………………………………………………………… 119
4-1-8- 4-رگرسیون………………………………………………………………………….. 122
4-1-9-1- مقدمه……………………………………………………………………………… 127
4-1-9-2- جغرافیای زاگرس مرکزی………………………………………………. 127
4-1-9-3- جغرافیای جنوب غرب ایران……………………………………………. 128
4-1-9-4- جغرافیای بین النهرین………………………………………………………. 129
4-1-9-5- جغرافیای استان لرستان……………………………………………………. 130
4-1-9-6- جغرافیای استان ایلام………………………………………………….. 131
4-1-9-7- موقعیت جغرافیایی سد سیمره…………………………………………. 133
4-1-9-8- زمین شناسی منطقه سیمره………………………………………………. 136
4-1-9-9- محوطهی باستانی چشمه رجب…………………………………………. 137
4-1-9-10-پیشینهی مطالعات باستانشناسی منطقه……………………………….. 139
4-1-9-11- پیشینهی مطالعاتی برهمکنش فرهنگی زاگرس مرکزی با مناطق همجوار….. 139
4-1-9-12- برهمکنش فرهنگی و انواع آن………………………………………………. 139
4-1-9-13- شیوهی تحلیل نقوش سفالهای چشمه رجب………………………….. 141
4-1-9-14- گاهنگاری تطبیقی زاگرس مرکزی، سوزیانا و بین النهرین…………….. 142
4-1-9-15-تحلیل آماری نقوش و گاهنگاری سفالهای چشمه رجب………………… 143
4-1-9-16-برهمکنش فرهنگی دورهی مس و سنگ میانی در چشمه رجب……….. 144
4-1-9-17- نتایج………………………………………………………………………………… 150
فصل پنجم: جمعبندی
– جمع بندی………………………………………………………………………………… 173
فهرست منابع و مآخذ……………………………………………………………………… 175
چکیده:
باستان شناسی نو به عنوان یک مکتب جدید کار خود را با تلاش های بینفورد و کلارک در دهه 1960 آغاز کرد. یکی از مهمترین دستاوردهای این مکتب توجه به متغییرها و تحلیل های آماری در پژوهش های باستان شناسی بود. با این کار باستان شناسی از مرحله ی توصیف گذشت و وارد مرحلهی علمی خود یا همان تحلیل شد، زیرا آمار با قدرت بی نظیر خود در تغییر زبان داده ها از توصیف به عدد و تحلیل این اعداد خدمت بزرگی به روشن شدن وضعیت فرضیه های علوم مختلف می کند. در این میان باستان شناسی به عنوان علمی که با حجم انبوهی از داده های مختلفی اعم از سفال ، ابزار ، …. روبه رو است می تواند به بهترین وجه آمار را به عنوان ابزاری برای روشن شدن فرضیه ها و خواسته های علمی خود به خدمت گیرد. آن چه در این تحقیق مورد توجه قرار گرفت معرفی دو شاخه اصلی علم آمار تحت عنوان آمار استنباطی و آمار توصیفی و کاربرد آنها در پژوهش های باستان شناسی بود. برای این منظور در شاخهی آمار استنباطی نمونه برداری در کارهای میدانی و به صورت موردی بررسی شهرستان آبدانان در استان ایلام مورد توجه قرار گرفت و بعد از بررسی روش های مختلف روش نمونه گیری طبقه بندی شده به خاطر ارائه الگوی استقراری محوطه مورد تأیید و درشاخه آمار توصیفی موضوع برهمکنش فرهنگها مورد توجه قرار گرفت. برای همین منظور محوطه چشمه رجب واقع در حوزه رود سیمره بصورت موردی مطالعه شد و در نهایت میزان برهم کنش فرهنگی زاگرس مرکزی ، سوزیانا و بین النهرین در دوره مس سنگ با عاملیت کوچ روی روشن شد. در نهایت به نظر می رسد آمار طی دو مرحله باستان شناسان را در پژوهش های میدانی یاری می کند : نخست در جمع آوری مناسب و فرضیه سازی از طریق داده ها (آمار استنباطی ) و سپس در مرحله ی آزمون فرضیه (آمار توصیفی).
فصل اول: کلیات
1-1- تعریف مسئله و فرضیات
سرزمین پهناور ایران از لحاظ اطلاعات باستانشناسی و فرهنگی بسیار غنی است.این کشور مهمترین مکانی است که در آن به راحتی می توان اولین استقرارهای بشر،چگونگی تولید غذا(منشاءکشاورزی و دامپروری)،روستانشینی و …راپیگیری کرد.به منطور پیگری این اهداف و بسیاری ازاهداف دیگر،این خاک بارها موردکاوش قرار گرفته است.مسلم است که سرزمین ایران می تواند پاسخگوی این سوالها و سوال های بیشتری که در آینده مطرح خواهند شد،باشد.اما حجم داده های باستانشناسی این سرزمین بسیار بالا است و امکان کاوش تمام مناطق و بررسی کل داده ها نیست.بنابراین استفاده از روش های ریاضی وآمار به قلمرو باستانشناسی برای تعیین مکانهای مناسب وهماهنگ با اهداف کاوش و یا تجزیه وتحلیل داده هاوتفسیر مناسب برای چگونگی فرهنگها و روابط بین فرهنگهای مناطق همجوار،می تواند بسیار موثر باشد.
بر این اساس سوالات مورد نظر در این تحقیق به شرح زیر ارائه می شود:
1- اندازه نمونه ها در جامعه آماری در مطالعات میدانی باستان شناسی چگونه انتخاب شودکه پاسخگوی اندازه جامعه آماری آن منطقه باشد؟
2- چگونه می توان با اجرای روش های آماری بر روی سفالهای دوره خاصی از یک منطقه میتوان به روابط فرهنگی آن منطقه با مناطق همجوار پی برد؟
بر اساس مطالعات اولیه می توان فرضیه های زیر را ارائه کرد:
1- انتخاب تعداد و میزان نمونه ها بسته به نوع کار میدانی(اعم از بررس یا کاوش)و همچنین با توجه به جمعیت جامعه آماری متفاوت است.
2-به نظر می رسد با انتخاب نمونه مناسب از جامعه ی آماری سفالهای دوره ای خاص،از منطقه ای خاص ودسته بندی و تفسیر داده ها در غالب اعداد و نمودار های آماری میتوان سفالهای محلی و غیر محلی را از هم تمیز داد و به روابط فرهنگی محل با مناطق همجوار پی برد.
2-1- هدف و ضرورت تحقیق
3 – 7 سیاست از نگاه نظریه ی فرهنگی …………………………………………………………………………………………………………. 74
3 – 8 فرهنگ، مدیریت و مهار نظم جهانی ……………………………………………………………………………………………………… 76
3 – 9 جهانگرایی فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………………………………… 78
3 – 10 نظریه ی فرهنگی و انقلای رسانه ای ………………………………………………………………………………………………….. 79
3 – 11 دموکراسی جهانی و عرصه سیاست فرهنگی ………………………………………………………………………………………. 80
خلاصه و جمع بندی بخش ……………………………………………………………………………………………………………………………….. 83
بخش سوم: تحول نظریه ی سیاسی
فصل اول: تبدیل سیاست از عرصه به فرایند
1 – 1 سیاست مدرن …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 89
1 – 2 سیاست در برابر امر سیاسی …………………………………………………………………………………………………………………… 92
فصل دوم: تبدیل جامعه مدنی به جامعه مدنی جهانی
2 – 1 ایده جامعه مدنی ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 96
2 – 2 تغییر معنای جامعه مدنی ………………………………………………………………………………………………………………………. 97
چ
2 – 3 احیاء جامعه مدنی (باز تعریف جامعه مدنی) …………………………………………………………………………………………. 98
2 – 4 جامعه مدنی جهانی ……………………………………………………………………………………………………………………………… 100
2 – 5 نظریه جامعه مدنی جهانی و شرایط بین المللی موجود ……………………………………………………………………… 102
فصل سوم: تبدیل حکومت به حکمرانی و مطرح شدن حکمرانی خوب
3 – 1 حاکمیت جدید …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 106
3 – 2 حکمرانی خوب …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 108
3 – 3 تعریف حکمرانی خوب …………………………………………………………………………………………………………………………. 109
3 – 4 شاخص های حکمرانی خوب ……………………………………………………………………………………………………………….. 110
3 – 5 الزامات حکمرانی خوب و نقش دولت ………………………………………………………………………………………………….. 112
فصل چهارم: گذار از دانش سیاسی اثباتی –رفتاری به هنجاری –انتقادی
4 – 1 نظریه اثباتی –رفتاری …………………………………………………………………………….117
4 – 2 نظریه هنجاری –انتقادی …………………………………………………………………………. 119
4 – 3 ماهیت هنجارین فلسفه ی سیاسی در عصر جهانی شدن ……………………………………….. 122
4 – 3 – 1 نظم اول جهانی ……………………………………………………………………………… 124
4 – 3 – 2 نظم دوم جهانی ………………………………………………………………………………. 126
4 – 3 – 3 نظم سوم جهانی …………………………………………………………………………….. 127
خلاصه و جمع بندی بخش ……………………………………………………………………………….. 129
نتیجه گیری نهایی ………………………………………………………………………….. 132
پیشنهادات …………………………………………………………………………………… 135
ح
منابع و مأخذ ……………………………………………………………………………….. 137
چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………….. 148
فصل اول
طرح پژوهش
1 – 1 بیان مسئله
از سال های پایانی سده بیستم تا امروز که دههای از سده جدید هم پشت سر گذاشته شده است، بحثهای داغ و مناقشه برانگیز دربارهی جهانی شدن، همچون پدیدهای حقیقی، طرح و بسط یافته است. حامیان و مخالفان جهانی شدن، تحلیلگران سیاسی و اقتصادی، فلاسفه و فرمانروایان کشورها هر یک به اظهار نظر درباره سبز فایل پرداختهاند. مقامات حکومتی مشکلات اقتصادی کشور را به فشارهای ناشی از جهانی شدن نسبت می دهند، گردانندگان بنگاه های اقتصادی گوناگون کوچکتر کردن شرکتهای خود را برای ادامهی حیات در چارچوب اقتصاد جهانی ضروری میدانند، طرفداران محیط زیست تأثیر مخرب جهانی شدن مهار نشده را فریاد می زنند و دامنه ی انتقادات خود را پس از فاجعه اتمی در فوکوشیمای ژاپن در ماه مارس 2011 که متعاقب زلزله ی 9 ریشتری در این کشور به وقوع پیوست، افزایش داده اند و پشتیبانان اجتماع های بومی مختلف نسبت به نابودی خرده فرهنگها و فرهنگهای کوچک در برابر موج فراگیر فرهنگ جهانی هشدار می دهند (قزلسفلی، 1390: 183). در این میان ارائه تعریفی جامع و مورد پذیرش عموم برای جهانی شدن، به دلیل اختلاف نظر میان پژوهشگران بر سر ماهیت آن دشوار به نظر میرسد و هر دسته از صاحب نظران، به تناسب برداشتی که از این پدیده دارند و پیش زمینه های ذهنی و ایدئولوژیک خود، تعریف خاصی از این پدیده ارائه میدهند. اگر جهانی شدن را در معنی جهانی اندیشیدن تعبیر کنیم، احتمالاً حرف تازهای نزدهایم، زیرا اندیشه نیز مانند علم و فن هیچ گاه در تاریخ محدود به مرزهای ملی نبوده است. البته توسعهی دانش و فن بر مفهوم جهان تأثیر گذارده است. به عنوان نمونه از اختراعات اولیهی فن اطلاع رسانی (مورس، تلگراف) که جای چاپار را گرفت و رادیو و تلویزیون که جای جارچی محل را اشغال کردند تا ماهواره و اینترنت، سیارهی زمین تدریجاً کوچکتر و کوچکتر شد، تا جایی که امروزه به تعبیر مک لوهان، همه در یک دهکدهی جهانی زندگی میکنیم و از لحظه لحظهی اوضاع و احوال هم باخبریم. در چنین فضایی، دیگر حکومتها قادر نیستند بر روی آنچه در درون حاکمیتشان می گذرد و حتی آنچه در خلوت خود میگویند و می کنند، سرپوش بگذارند. دیگر رفتارها و کنشهای فردی اجتماعی جنبهی شخصی و ملی و سرزمینی ندارد، چون همهی امور خصوصی و عمومی ما به طور مستمر در معرض داوری دیگران است، دیگرانی که معلوم نیست الزاماً دوست ما باشند (کاظمی، 1390: 21). به عبارتی هرچه زندگی انسان روی کرهی خاکی پیشرفته شده، سرعتها افزونتر شده، فاصله ها نیز کوتاهتر و افراد بشر، فارغ از ملاحظات مکانی، قومی، نژادی، زبانی، عقیدتی و … به هم نزدیکتر شده اند. به یک تعبیر میتوان گفت که فرایند جهانی شدن، همگام با افزایش آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی خود از آغاز تاریخ وجود داشته، ولی در سالهای اخیر به دلیل سرعت فزایندهی تغییرات دانش و فن، شتاب ناگهانی به خود گرفته است. بگونه ای که چند سالی است نظر اندیشه ورزان، دولتمردان و کارگزاران حکومتی را در سراسر گیتی به خود مشغول کرده است.
این مطلب را هم بخوانید :
به هر جهت این یک واقعیت است که جوامع انسانی همواره در حال تغییر و تحول هستند. در واقع حیات اجتماعات در گرو این تغییرات است، چرا که رکود و سکون در نهایت به فساد و تباهی می انجامد و کوشش علم سیاست پیش بینی نتایج مترتب بر تغییرات است. مسائلی از قبیل رشد جمعیت، تخریب محیط زیست، توسعهی پایدار، تنشهای قومی _نژادی، تقابل فرهنگی، رقابتهای نظامی، تعارض بین شمال و جنوب یا غنی و فقیر، رشد شهرنشینی، انقلاب ارتباطات، تحول صنایع و دانش فنی، دموکراسی، حقوق بشر، تروریسم و صدها مشکل مبتلا به جامعه امروز بشری، همه در زمرهی دغدغههای امروز جامعه جهانی است که سیاست و علم سیاست نمی تواند نسبت به آنها بیتفاوت باشد. بحث جهانی شدن را نیز از این زاویه باید نگریست. اینجاست که فرایند جهانی شدن، عرصه را برای علوم سیاسی تغییر میدهد. تقسیم ظریف میان علوم سیاسی که به درون دولت _ملتها اهتمام دارد و مطالعه روابط بین الملل که مربوط به مسائل میان دولت _ملتها است، کمرنگ می شود. دیگر، مطالعه تجربه یک کشور خاص جدا از کشورهای دیگر قابل قبول نیست. در جهانی که در آن بازیگران و منافع سیاسی در حال تجربه تأثیر جهانی شدن هستند، علوم سیاسی نمی تواند از تأثیر چنین نیروهایی مصون باشد.
نکته مورد نظر در اینجا این است که تمام الزامات ناشی از این فرایند جهانی شدن توسط عالمان سیاسی (دانش پژوهان سیاسی) باید هم در توسعه نظریه سیاسی و هم در انتخاب روش شناختی مورد اذعان قرار گیرند؛ بطوریکه نظریهها باید جنبه بین المللی را بیشتر و جدی تر مورد توجه قرار دهند. همچنین جهانی شدن موجب تحت تأثیر قرار گرفتن کلیه تحلیلها در تمام سطوح علوم سیاسی شده است. برای نمونه، برای مطالعه مدیریت شهری نه تنها بررسی تأثیر جهانی شدن به عنوان یک نیروی سیاسی و ژئوپلتیک ضرورت دارد، بلکه قرار دادن مدیریت شهری در زمینه شکل در حال تغییر حکومت و عمل فزاینده ارتباطات جهانی نیز ضروری است (حاجی یوسفی، 1390: 451). در کنار اینها تغییر و تحولاتی که در مفاهیم رسمی سیاسی ایجاد شده است قابل توجه است که به بیانی دقیق تر، آنچه که اتفاق افتاده است این است که مفهوم دیرپای فرد به عنوان یک هستی منفک و خود اتکا با یک وحدت پیشا اجتماعی جای خود را به فردی داده است که دیگر چیزی بیش از شبکهای بیمرکز از عقاید و امیال نیست. با عطف به مباحث یاد شده حال در این میان مسئله این است که در گذار فرایند جهانی شدن، علوم سیاسی دچار چه تغییر و تحولاتی شده و به عبارتی بهتر فرایندهای جهانی شدن چگونه و تا چه اندازه بر نهادهای سیاسی، رفتارهای سیاسی و متعاقباً بر نظریهپردازی در حوزه علوم سیاسی اثر گذاشته است.
سؤال های پژوهش
سؤال اصلی
گسترش فرایند جهانی شدن چه تحولی در مطالعات علوم سیاسی و نظریهپردازی در این حوزه بوجود آورده است؟
4) رمز گشایی از نسبت میان حقیقت تقوا و حقیقت فرهنگ ایده آل 233
5) در بیان اتمام و اکمال مکارم اخلاق.. 234
فصل سوم: کارویژه های حکومت اسلامی در عصر غیبت… 239
گفتار نخست: هدایت محور بودن معرفت سیاسی در اسلام. 239
1) وظایف حکومت اسلامی از نظر ملا صدرا 240
2) سعادتمندی حقیقی مردم هدف اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت 241
3) علل محرومیت جوامع از سعادت دنیوی و اخروی.. 242
گفتار دوم: تعالی به مثابه روح اصلی و مشخصه حکومت اسلامی.. 243
1) اقتضائات توسعه دینی و سعادتمندی انسان. 245
2) وظایف و اختیارات حکومت اسلامی.. 248
بخش پنجم: بررسی نهاد های موثر در راهبرد نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه 256
فصل نخست: آسیب شناسی اجمالی از وضعیت کنونی فرهنگ در جامعه. 257
گفتار نخست: جامعه، فرهنگ اسلامی و تهاجم فرهنگی.. 259
1) خطر فراگیر شدن فرهنگ دین زدایی و دین زدایی فرهنگی.. 261
2) آسیب رسانی فرهنگی در سایه نظریه فرهنگ جهانی.. 263
3) تغییر در جهان بینی نتیجه قطعی استیلای دین زدایی فرهنگی.. 265
4) آسیب نظام گسیختگی نتیجه ای برای جریان تغییر فرهنگی.. 265
گفتار دوم: آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی.. 270
فصل دوم: شناسایی نهادهای موثر و کارآمد و بررسی جایگاه آن ها در ساختار فرهنگی جدید 277
گفتار نخست: شناسایی نهادهای موثر و کار آمد. 277
1) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.. 278
2) سازمان تبلیغات اسلامی.. 280
3) صدا و سیما 285
4) حوزه های علمیه و مساجد. 291
5) آموزش و پرورش… 295
گفتار دوم: بررسی جایگاه نهادهای فرهنگی در نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه 302
گفتار سوم: طراحی ساختار فرهنگی جدید و کیفیت اجرای آن در سطح کشور 305
1) ترسیم اهداف… 305
2) شناخت امکانات و بسیج هدفمند آن ها 307
3) صورت بندی نظام نوین تعلیمی ـ تربیتی (ارائه بهترین شیوه اجرا) 311
نتیجه گیری.. 316
منابع. 320
بخش نخست: کلیات
فصل نخست: مقدمه و تبیین نمایه کلی پژوهش
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم. اذا جاء نصر الله و الفتح. و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا.
اللهم لا حول لنا الا بقوتک ولا قوه لنا الا بعونک فایدنا بتوفیقک و سددنا بتسدیدک و اعم ابصار قلوبنا عما خالف محبتک و لا تجعل لشیء من جوارحنا نفوذا فی معصیتک فصل علی محمد و آله.
رساله پیش رو با عنوان «راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت»، به منظور بررسی نسبت میان «شریعت مقدس اسلام»، «فرهنگ جامعه اسلامی» و «اقتضائات جامعه مهدوی» در دستور کار قرار گرفت و در جریان این پژوهش، ضرورت نهادینه کردن فرهنگ آرمانی اسلام در جامعه و تاثیر این مهم در استحکام پایه های حاکمیت سیاسی اسلام در عصر غیبت و نیز نقش آن در تمهید شرایط ظهور منجی عالم بشریت ارواحنا فداه به موضع فحص و بررسی نهاده شد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یگانه پرچمدار حاکمیت تشیع در عصر حاضر که بی شباهت به عصر آخر الزمان نیست، نقش و اهمیت ویژه ای در تحقق اهداف آرمانی شیعه دارد. بدیهی است این اهداف آرمانی که ریشه در معارف حقه اسلام و آموزه های اصیل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد، تحت ولایت، زعامت و درایت «فقیه جامع الشرایط» و نیز رهنمودهای علمای ربانی و عرفای الهی کیان اسلامی پیگیری می شود. در این راستا باید متذکر شد که اهداف آرمانی و آموزه های ربانی در اعماق خود با حقیقت و واقعیت پیوندی ژرف و ظریف دارد که نیل به ژرفای این حقایق جز از راه سیر انفسی و آفاقی بسی سخت و دشوار خواهد بود و لازمه آن نیز حرکت زیر لوای پیران طریق و حکیمان رشید است تا از رهگذر آن حقایق الهیه درونی افراد شود و فهمی عمیق نسبت به معارف دین برای آحاد حاصل آید و در پرتو آن، ایمان عمیق و خلق کریم در قلب آحاد مستقر شود و زمینه برای تجلی فرهنگ آرمانی اسلام مهیا گردد.
در این رساله اصل بر آن است که فرهنگ اسلام در شکل آرمانی خود زمانی بر جامعه مستولی می شود که اعمال آحاد مسلمین از حدود الهی تجاوز نکند و مکارم اخلاق در سطح گسترده به صورت نهادی شده در جامعه عینیت یابد و به تبع آن مطالبات حضرت حق ـ عز اسمه ـ به مطالبات مردمی مبدل شود. بدیهی است در شرایطی که زمامداران صالح مسلمان، زمام امور حاکمیتی را به دست دارند و به دنبال عینیت بخشیدن به مطالبات الهی هستند، تبدیل شدن مطالبات ذات اقدس الهی به مطالبات مردمی (این امر نتیجه پروسه نهادینه کردن شکل صحیح فرهنگ اسلامی در جامعه خواهد بود)، پیکره امت و امامت را به پیکره ای واحد و منسجم مبدل کرده و میان دو روی سکه سیاست که «مردم» اند و «حاکمیت» پیوندی ناگسستنی برقرار می کند. پس دور از حقیقت نیست که نهادینه شدن شکل صحیح «فرهنگ اسلام» در جامعه را به مثابه عنصری اساسی تلقی کنیم که تحقق آن در جامعه به اصلاح مناسبات «مردم ـ مردم»، «مردم ـ حاکمیت» و «حاکمیت ـ مردم» منجر شود و انسجام ملی و ثبات سیاسی را نتیجه دهد.
از سوی دیگر باید تاکید کرد که یکی از کارویژه های اساسی حکومت اسلامی در نظام ولایی شیعی، تنظیم رابطه معنوی ولایت محور میان حاکمیت و آحاد ملت است. (ضرورت ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم در عقیده و رفتار) بر این اساس می توان مدعی شد، این مهم نیز جز از طریق نهادینه کردن فرهنگ اسلامی (اسلام ناب محمدی) در جامعه و تربیت نفوس متقی، مهذب و متکامل میسر نمی باشد. بدیهی است تحصیل توفیق در این زمینه نیازمند اراده دستگاه حاکمیت و نظام سیاسی است که با نگاهی فعال و پویا به پدیده فرهنگ، آن را به گونه ای سامان بخشد که از طرفی موجب تعالی و تکامل فرهنگ دین بنیاد شود و از طرف دیگر فرهنگ تکامل یافته موجب استحکام پایه های اقتدار ملی و برقراری پیوند حداکثری میان حاکمیت و مردم گردد. از این حیث تحقق هدف مذکور مستلزم اتخاذ راهبرد فرهنگی ـ سیاسی از سوی دستگاه حاکمیت است تا از رهگذر آن زمینه های لازم برای اصلاح و بهسازی حداکثری در دو حوزه: 1) مناسبات میان حاکمیت و مردم (جامعه با حاکمیت) و 2) مناسبات فردی – اجتماعی در جامعه (مناسبات جامعه با خود) فراهم آید. ضمنا متذکر می شود در رساله پیش رو جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) به مثابه هدف غایی مورد توجه بوده و حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) معرفی خواهد شد و افق مهدویت در این حوزه مورد تاکید است.
مطالبات آرمانی مذکور در شرایطی بیان می شود که ما به این مسئله اذعان داریم که با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران پدیده ای ذاتا فرهنگی ـ سیاسی بوده، به نظر می رسد پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران تداوم بعد فرهنگی آن برای تحقق جامعه آرمانی شیعی تا حد زیادی مغفول واقع شده و یا در مسیر صحیح و کارشناسی شده هدایت نشده است. این در حالی است که طی این سال ها بر بعد سیاسی انقلاب بیشتر پای فشرده شده است. در همین راستا باید متذکر شد بازتاب عملکرد دستگاه های فرهنگی در طول 30 سال گذشته بیانگر آن است که وضعیت مناسبات فردی ـ اجتماعی جامعه کنونی ما فاصله ای چشمگیر با جامعه مطلوب و ایده آل شیعی دارد و از سوی دیگر هجمه های نرم فرهنگی و رویارویی نامتناسب و نامتقارن نهادهای فرهنگی داخلی با این هجمه ها همواره بر این فاصله چشمگیر می افزاید و این رویارویی خطیر این اصل را بر ما مسلم می کند که بهینه سازی اوضاع کنونی نیازمند تبیین ساختارهای فرهنگی کار آمد است که این ساختار باید با افق مهدویت و آرمان شهر اسلامی قابل انطباق باشد.
با این وصف نگارنده معتقد است تحصیل توفیق در بعد سیاسی ارتباطی تنگاتنگ با کسب موفقیت های روز افزون در حوزه فرهنگ و نهادینه سازی بنیادهای فرهنگ دینی در بستر جامعه دارد. چه، یکی از کارویژه های اساسی و مهم حکومت اسلامی بسط فرهنگ و اندیشه اسلامی در جامعه است. به همین منظور وجود نگاه راهبردی به این دو حوزه از سوی حاکمیت اسلامی عصر غیبت ضرورتی انکارناپذیر است و در حاکمیت سیاسی شیعی تمام جهت گیری ها باید با توجه به آرمان مهدویت صورت پذیرد. بنابر این پیشینه تحقیق حاضر، ناظر بر تمام پژوهش های حوزه مهدویت است که در این میان غیر از شیعیان بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت نیز در این باب آثاری بر جای گذاشته اند و طی سال های اخیر این پژوهش ها وجه پویاتری به خود گرفته است. برگزاری همایش های بین المللی مهدویت طی سالیان اخیر شاهد بر این مدعا است که طی آن پژوهش هایی در باب «زمینه سازی ظهور»، «وظایف دولت زمینه ساز»، «مهدویت و رسانه» و … مورد بررسی قرار گرفته اند و در سال های آتی نیز این محورها پیگیری خواهند شد. بر این اساس، فضای گفتمانی برای طرح موضوع این رساله تا حدود زیادی فراهم بوده و بلکه پرداختن به آن را می توان امری ضروری تلقی کرد چراکه به نظر می رسد نوع نگاه حاکمیت شیعی به حوزه فرهنگ و سیاست باید ملهم از آرمان مهدویت باشد و این مسئله را می توان یکی از نیازهای تئوریک کشور دانست.
بر این مبنا رساله حاضر کوشش می کند این کارویژه را در چارچوب سیاست های جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد؛ امید که بتواند برای متولیان سیاستگذاری در این عرصه مفید واقع شود.
در این مجال با توجه به توضیحات ارائه شده در بالا و همچنین برای روشن تر شدن فضای گفتمانی پژوهش حاضر، در زیر به طرح سوال اصلی و سوالات پیرامونی و بیان فرضیه اصلی و فرضیات پیرامونی می پردازیم.
این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سوال اصلی است که رویکرد سیاسی مطلوب به حاکمیت، جامعه و فرهنگ در جهت گذار از وضع موجود (جامعه و حکومت فعلی) به وضع مطلوب (جامعه و حکومت مهدوی) چه اقتضائاتی در طراحی راهبرد فرهنگی سیاسی مطلوب دارد؟
و به تبع آن سوالاتی از قبیل:
1) فرهنگ اسلامی در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟
این مطلب را هم بخوانید :
2) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت از چه جایگاهی برخوردار است؟
3) اهداف و کارویژه های حکومت اسلامی در عصرغیبت چیست؟
4) حاکمیت سیاسی جهت نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه از چه ابزارهایی می تواند استفاده کند؟
در طرح اولیه تحقیق برای سوالات مذکور پاسخ های ابتدایی در قالب فرضیه های تحقیق بیان شد به این ترتیب که در پاسخ به سوال اصلی، این فرضیه اصلی ایراد شد که ایجاد جامعه مهدوی (آرمان شهر اسلامی) مستلزم تحقق نظام سیاسی ـ اجتماعی متکامل شیعی است که در شکل ایده آل این نظام، میان امام معصوم علیه السلام به عنوان ولی علی الاطلاق و مامومین به مثابه امت اسلامی، سنخیت و همگونی بنیادی وجود دارد. بر این اساس بدیهی است که در عصر غیبت این مهم (ایجاد سنخیت و همگونی بنیادی میان امام و ماموم) می تواند از مجرای اراده حاکمیت اسلامی محقق شود تا از این راه بستر های لازم برای پذیرش ولایت کلیه الهیه ـ که در وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متجلی است ـ از جانب مردم فراهم شود. از این رو توجه به گفتمان مهدویت در تدوین راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با رویکردهای ذکر شده اهمیتی مضاعف می یابد.
همچنین در طرح تحقیق پاسخ هایی برای سوالات فرعی در نظر گرفته شد که در اینجا با رعایت ترتیب و توالی آن ها تحت عنوان فرضیه های فرعی تحقیق مورد اشاره قرار می گیرد:
1) فرهنگ اسلامی از یک سو به مثابه منشا و خاستگاه راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است و از سوی دیگر اجرای راهبرد فرهنگی ـ سیاسی، نهادینه شدن فرهنگ اسلامی در جامعه را در پی خواهد داشت.
2) حاکمیت اسلامی در عصر غیبت به مثابه نهاد هماهنگ کننده وضع موجود (جامعه فعلی) با وضع مطلوب (جامعه مهدوی) محسوب می شود که در این راستا باید تمام ظرفیت های مادی و معنوی خود را برای تحقق جامعه آرمانی شیعه بسیج کند.
3) توجه به مقوله تربیت دینی آحاد ملت و نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در جامعه، از کارویژه های اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت است.
4) از میان نهادهای فرهنگی موجود در کشور، نهاد تعلیمی ـ تربیتی (نظام آموزش و پرورش) ابزاری مناسب، سریع و زود بازده جهت برقراری ارتباط پایدار و فراگیر میان حکومت و بدنه جامعه است که از طریق ایجاد اصلاحات ساختاری در آن و طراحی نظام تعلیمی ـ تربیتی نوین می توان تا حدود زیادی فرهنگ اسلامی را در جامعه نهادینه کرد.
همچنانکه ملاحظه می شود ایده اولیه این رساله با هدف حرکت در جهت ایجاد یک نظام سیاسی ـ اجتماعی متعالی شیعی در مقام طرح و تبیین قرار گرفته و از این حیث رساله وجه کاربردی دارد اما از سوی دیگر باید توجه داشت که ترسیم وجه متعالی نظام سیاسی ـ اجتماعی شیعی نیازمند باریک بینی و مداقه در باب مسایل نظری و اعتقادی است. در این میان با عنایت به رویکرد اصلی رساله، توجه به مبانی انسان شناسی اسلامی و نیز مبانی اندیشه های ولایی تشیع و طرح مسایل نظری پیرامون گفتمان مهدویت از اهمیت ویژه ای برخوردار است که از این منظر رساله وجه نظری دارد.