بند چهارم: ماده10 قانون مدنی…………………………………………………………… 123
بند پنجم :نما یند گی …………………………………………………………………………. 124
بند ششم: اذن مدیون………………………………………………………………………… 124
بند هفتم : وکا لت………………………………………………………………………………. 126
نتیجه گیری نهایی ……………………………………………………………………….. 128
فهرست منابع ……………………………………………………………………………….. 132
چکیده:
یکی ازمباحث بحث انگیز قانون مدنی تادیه دین بوسیله ثالث است که در ماده 267 ق م صریحا مورد پذیرش قانونگذار قرار گرفته است.مفاد ماده مزبور به صراحت عدولی ازاصل معروف”عدم ولایت”است که بلحاظ رعایت مصلحتی اقوی مورد قبول مقنن وحقوقدانان یا شارع مقدس واقع شده است ودرحقیقت برقاعده مهم احسان پایه گذاری شده است.
ذیل ماده مرقوم قانونگدار به ثالث تادیه کننده دین اجازه می دهد تحت شرایطی بتواند آنچه رادرمقام تادیه دین دیگری پرداخته ازاومطالبه نماید.
مهمترین شرطی که این امکان رافراهم میسازد کسب اجازه ازمدیون است امادرمواردی تادیه کننده علیرغم عدم استجازه صریح ویا گرفتن اذن ازمدیون می تواند آنچه تادیه نمود ازمدیون مطالبه کند.بنابراین بررسی مبانی حقوقی این تاسیس حقوقی واحصا استثنائات شایع وارد برذیل ماده مزبور وجهه همت این پایان نامه است.
مقدمه:
آنچه در این پایان نامه مورد بررسی قرار می گیرد تحلیل قاعده مهم وکاربردی ایفای دین بوسیله ثالث(موضوع ماده 267 ق م)واستثنائات وارد بر ذیل ماده مرقوم یعنی مواردی که ثالث پرداخت کننده بدون اخذ اذن از مدیون حق داردجهت استرداد آنچه از بابت مدیون به داین پرداخته ازاو مطالبه نماید بنابراین هدف اساسی این تحقیق ا ینست که مبانی ودلایل تجویز این اقدام که بااصل مهم عدم ولایت تنافی دارد درحقوق ایران وبرخی کشورهای اسلامی که حقوق ایران با آنها سنخیت دارد وهمچنین در برخی نظامهای حقوق غرب که در این قضیه مورد اقتباس قانونگذار ایران بوده است مورد بررسی وتحلیل قرار گیرد.گرچه دراین زمینه تحقیقات فراوانی صورت گرفته اما آنچه نگارنده راتشویق به تحقیق دراین وادی نموده بررسی زوایای پنهان این مسئله و نکاتی است که احیانا موردبررسی دقیق نویسندگان وپژوهشگران حقوقی قرار نگرفته است بخصوص مبانی فقهی قاعده ومبانی حقوقی استثنائات وارد برذیل ماده267 . در این پایان نامه علاوه بر استفاده ازمنابع عظیم کتابخانه ای وپایگاه های مشهور حقوق رویه_ های قضایی نیز درحد امکان بررسی شده است که در چهار فصل مورد بررسی قرار میگیرد در فصل اول به کلیات و به تعاریف و مفهوم و ماهیت حقوقی اذن و اجازه و ویژگیها و اقسام آن و نقش اراده در ایفا تعهد و اقسام پرداختها و قلمرو و محدودة مادة 267 قانون مدنی پرداخته شده است. در فصل دوم به ماهیت حقوقی ایفاء دین از ناحیة غیر مدیون از نظر اینکه عقد است یا ایقاع و همچنین متفرعات آن بحث شده است در ادامه به ماهیت پرداخت دین طبیعی پرداختهایم سپس به مقایسة ایفای دین از سوی ثالث با تاسیسهای حقوقی مشابه دیگر از جمله وفای به عهد و تبدیل تعهد از طریق تبدیل متعهد و انتقال دین (ضمان و حواله) و انتقال طلب و بحثهای فرعی آنها پرداختهایم. در فصل سوم مبانی فقهی و قانونی قاعده پرداخت دین از ناحیة ثالث و از جمله خاستگاه قانونی و نقش قاعدة احسان در موضوع بحث پایان نامه مورد بررسی قرار گرفت در ادامه به بیان نظرات فقهی فقها پرداختیم در مباحث بعدی به مواد قانونی که در قوانین پراکنده آمده وبا وجود عدم اذن ولی حق مراجعه ثالث را تجویز کرده پرداختهایم.
در فصل چهارم به استثنائات وارد برذیل ماده267 قانون مدنی و مبانی حقوقی رجوع ثالث مأذون و غیر مأذون پرداختهایم و سپس به طرح نظرات پیرامون ماهیت حقوقی حق رجوع ثالث پرداخته و در پایان نتیجه گیری کلی صورت گرفت.
فصل اول: کلیات
گفتار اول: تعاریف
اذن: اذن در لغت به معنی رخصت و اجازة تصرف آمده است. اذن یک مرحله قبل از اجازه است. در فقه و حقوق اذن عبارتست از ابراز رضای شخص به تصرف دیگری در امور مربوط به وی است که چنین تصرفی ممکن است مالی باشد یا غیر مالی – مانند اذن شریک، اذن راهن و …..
در حاشیه مکاسب یکی فقها3تعاریفی از اذن بدست داده است که عبارتست از: اذن بر طرف نمودن مانعی است که قانونگذار برای آن اثری مترتب میکند یا اذن رخصت دادن و برداشتن مانع یا اعلام رضایت به آن است یا اذن برطرف نمودن منع و حجری میباشد که معلول رقیت یا صغر سن است و ساقط نمودن حق.
در حقوق خارجی واژة Permission و Authorization به معنای اذن بکار میرود و در تعریف آن میگویند اذن اجازه انجام فعلی که بدون چنین اجازهای انجام آن فعل مجاز نمیباشد.
پس از ذکر این موارد از اذن میتوان چنین تعریف کرد که: اذن عبارت از اختیار دادن به دیگری در انجام فعلی است که بدون آن اختیار صدور فعل از او بر خلاف قانون میباشد.
نتیجه: تاثیر حقوقی اذن در حدی است که بدون اذن بسیاری از تاسیسات حقوقی ایجاد نمی شود مانند اینکه وقتی در عقد هبه واهب اذن در قبض ندهد هبه تحقق نمییابد و قبض کننده مالک نخواهد شد. یا اگر کفیلی بدون اذن اصیل کفالت او را قبول نماید در این صورت طبیعی است که عمل او تبرعی خواهد بود. در ایفای ثالث هم اذن اثر مهمی دارد، چونکه پرداخت بدون اذن محمول بر پرداخت تبرعی و حق مراجعه برای ثالث وجود ندارد.
بنابراین پیداست که اثر اذن در حقوق و خصوصاً موضوع پایان نامة حاضر تا چه اندازه از ارزش و اعتبار برخوردار است.
ایفاء:
ایفاء مصدر باب افعال (ثلاثی مزید) از ریشه و فی به معنی بجا آوردن یا انجام دادن است و در اصطلاح عملی است که به موجب آن متعهد آنچه را در قرار داد به عهده گرفته است انجام میدهد.
قانون مدنی تعریفی از وفای به عهد ننموده است و فقط در مقام احصای سقوط تعهدات آن را به عنوان یکی از موارد سقوط تعهد نامبرده است.
در کتب فقهی هم باب مستقلی دربارة آن نیامده است فقط به احکام آن به طور پراکنده در باب دین و تجارت اشاراتی داشته اند. فلذا تعریفی بدست ندادند.
یکی از حقوق دانان معاصر وفای به عهد را عبارت از اینکه شخصی تعهدی را که در مقابل دیگری به انجام عمل یا دادن چیزی نمود ایفاء کند میداند این تعریف ناقص است چون شامل تعهداتی که موضوع آن ترک فعل میباشد نمیشود.
نویسندگان دیگر معاصر وفای به عهد را عبارت از اینکه یک نفر امری را که متعهد بود انجام دهد میداند یا وفای به عهد را عبارت از انجام تکلیفی که در اثر عقد به عهده متعهد گزارده شده میدانند و عدهای وفای به عهد را نتیجه مطلوب حاصله از تشکیل عقد و تعهد که مورد انتظار طرفین بوده میدانند همچنین عده ای ایفاءرادر معنی وفا به کار برده و ایفاء تعهد را چنین تعریف کردهاند:” ایفاء عبارت از اجرای تعهد خواه منشاء تعهد عقد باشد یا ایقاع و یا یک واقعة حقوقی و یا جرم و یا قانون”. عناصر ایفا ایفاء عبارتست از دین، اجرای آن (تعهد) از مال خود ایفاء کننده ، قبض متعهد یا نماینده و با همان مال مورد تعهد.
بنابراین وفای به عهد عبارت از اجرای ارادی مورد تعهد از طرف متعهد و آنچه در مادة 267 قانون مدنی آمده است در بیان اجرای اختیاری مفاد عقد توسط ثالث میباشد. ناگفته نماند که در سقوط تعهد تفاوتی بین انجام اختیاری و اجباری تعهد وجود ندارد. زیرا پس از اجبار متعهد از سوی دادگاه یا اجرای ثبت تعهد مزبور نیز ساقط میگردد. اما ملاک در موضوع بحث ما اجرای اختیاری است.
شخص ثالث :
مقصود از ثالث کسی است که نه متعهد در رابطه تعهد معین باشد و نه متعهد له. این شخص اگر در مقام ایفاء تعهد برآید و آن را ایفاء و اجرا کند، عمل او اصطلاحاً پرداخت ثالث نامیده میشود. که ممکن است ذینفع باشد و برای حفظ حقوق یا منافع خود ناچار به پرداخت میشود. مانند مستاجری که عین مستاجر آن در رهن مرتهن میباشد و بدهی راهن را می پردازد چرا که اگر اقدامات مرتهن در اثر عدم پرداخت بدهی از سوی راهن ادامه یابد باعث زوال حقوق مستاجر میشود. یا مانند
این مطلب را هم بخوانید :
پایان نامه ارشد : احکام مربوط به اموال قیمی
ضامن. البته به نظر نمیرسد که همیشه نفع مادی در ضمانت برای ضامن وجود داشته باشد چرا که ممکن است صرفاً پایه دوستی در ضمانت موجب انعقاد عقد ضمانت شود. یا اینکه ثالث نفعی ندارد که مصداق بارز آن اداره فضولی مال غیر است یا به قصد تبرع پیشقدم در پرداخت دین دیگری میشود, که حق مراجعه در اولی تحت شرایطی مسموع ولی دردومی مسموع نیست.
از این تعریف پیداست که شخص ثالث متعهد نیست بلکه در مقابل بدهی مدیون فرد ثالثی است که می تواند بر اساس خویشاوندی یا اجبار قانونی یا اخلاق یا به نمایندگی اعم از قرار دادی یا قانونی از طرف مدیون اقدام به پرداخت دین مدیون نماید که با مبانی حقوقی متعددی حسب مورد می تواند از مدیون مطالبه نماید که متعاقباً آنها را شمارش و مورد بررسی قرار میدهیم.
دین (حق دینی):
دین در لغت به معنی قرض و وام است. جمع آن دیون میباشد حق دینی عبارت از حقی است که یک نفر در مقابل شخص دیگری دارد و به موجب آن می تواند از شخصی اقدام به انجام امری یا خودداری از انجام امر را بخواهد. و این حق را، حق ذمی نیز میگویند چون ذمه شخص مشغول میشود.
فقها دین را تعریف نموده اند و آن را عبارت از مال کلی که در ذمه شخص برای دیگری به سببی از اسباب ثابت است دانسته اند. یا اینکه دین عبارت از هر مالی است که در ذمه باشد. پس دین تعهد مالی است یکی ازحقوق دانان بنام در تعریف دین میگوید: دین یا بدهی به آنچه که متعهد له استرداد آن را از متعهد میخواهدشامل می شودخواه پول باشد خواه نه و ادامه میدهد که منظور از تعهد مالی یعنی تعهدی که موضوع آن مال است، اعم از عین و دین و منفعت و حق انتفاع و هر گونه حق مالی که باشد. بنابراین در فقه موضوع دین ممکن است کلی در ذمه یا عین خارجی هم باشد. و به نظر عدهای تعهد انجام فعل هم دین است. عدهای هم میگویند : دین عبارتست از ثبوت حق یا مال کلی در ذمه شخصی به یکی از اسباب ضمانت قرار دادی یا قهری.
2-4-2-3-شرایط و ویژگی های خاص عدم امکان تجزیه موضوع تعهد در زمان پرداخت………………….. 76
2-4-3-شرایط اختصاصی یا موضوعی ……………………………………………. 79
2-4-3-1-در حقوق ایران ……………………………………………. 79
2-4-3-1-1-عین معین…………………………………………….. 79
2-4-3-1-2-عین کلی…………………………………………….. 81
2-4-3-2-حقوق مصر……………………………………………. 82
2-4-4-سایر موضوع تعهدات……………………………………………. 84
2-4-4-1- انتقال مال ……………………………………………. 84
2-4-4-2- تادیه پول……………………………………………. 84
2-4-4-3- فعل یا ترک فعل ……………………………………………. 88
2-5- مکان و زمان و هزینه ایفای تعهد……………………………………………. 89
2-5-1- مکان ایفای تعهد……………………………………………. 89
2-5-2- هزینه ایفای تعهد……………………………………………. 93
2-5-3- دیون متعدد……………………………………………. 94
2-5-4- زمان ایفای تعهد……………………………………………. 97
فصل سوم : وضعیت ایفای تعهد توسط شخص ثالث ……………………………………………. 100
3-1- ماهیت ایفای تعهد توسط شخص ثالث ……………………………………………. 101
3-2- پرداخت آگاهانه دین……………………………………………. 102
3-2-1-تفاوت پرداخت دین توسط شخص ثالث در قانون مدنی و قانون تجارت ………………….. 105
3-3- شرایط ثالث ……………………………………………. 109
3-4- دین به اشتباه پرداخت شود . ( ایفای ناروا )……………………………………………. 111
3-4-1- شرایط ایفای ناروا …………………………………………….112
3-4-1-1- دریافت ناروا……………………………………………. 112
3-4-1-2- اشتباه در پرداخت ……………………………………………. 113
3-4-2-آثار ایفای ناروا……………………………………………. 116
3-4-2-1- رد عین و منفعت ……………………………………………. 116
3-4-2-1-1- گیرنده با حسن نیت……………………………………………… 117
3-4-2-1-2- گیرنده با سوء نیت……………………………………………… 118
3-4-3- تحمل هزینه نگهداری ……………………………………………. 120
فصل چهارم : نتیجه گیری……………………………………………. 122
منابع و مآخذ :……………………………………………. 125
منابع فارسی ……………………………………………. 125
منابع فقهی و عربی ……………………………………………. 128
مقالات ……………………………………………. 130
فارسی ……………………………………………. 130
عربی……………………………………………. 131
قوانین ……………………………………………. 131
سایت اینترنتی……………………………………………. 131
چکیده:
عقود و پیمان ها هر روز با شرایط و نیازهای متفاوت طرفین تشکیل می گردد تا آنها بتوانند بیشترین منفعت و کمترین ضرر را ببینند . قصد تشکیل دهندگان عقود وقتی به پایان می رسد و هر یک از آنها از عملکرد خویش راضی میشوند که به آنچه میخواستند برسند و این در پرتو ایفا و انجام مورد تعهد به دست میآید. یکی از مباحث اصلی در این بین ، ماهیت ایفای تعهد در حقوق کشورها میباشد ؛ ماهیت ایفای تعهد در قانون مدنی ایران تعریف نشده است ، اما علمای حقوق در سالیان جدید هر یک به نوبه خود به تفسیر و بیان نظرات خود در تعریف آن پرداخته اند که باعث بهوجود آمدن اختلاف نظرهایی شده است . و برای از بین بردن اختلاف ، اگر قانون به عنوان اصل و شاکله تعاریف قرار گیرد، میتواند نشان دهد که این اختلاف نظرها به اتفاق نظر تبدیل خواهند شد . ماهیت ایفای تعهد یعنی ادامه خواست دو طرف که رسیدن به هدف معین و برحسب نوع تعهد متفاوت خواهد بود . ولی در حقوق مصر باتوجه به اتفاق نظر موجود ، تعریف ماهیت ایفای تعهد عقد میباشد . مبحث دیگر ، شرایط ایفای تعهد در حقوق دوکشور است ، باتوجه به اینکه قانون مدنی ایفای تعهد را در بخش سقوط تعهدات قرار داده ، شرایطی نیز برای آن مقرر داشته است که از جمله آن اهلیت میباشد ، که در حقوق ایران و مصر بیشترین تفاوت معیار در خصوص شرایط ایفای تعهد وجود دارد البته قابل ذکر است که تقریباً در حقوق مدنی هر دو کشور مراتب اختلاف از یک سو و جامع و کامل بودن نظر مقنن از سوی دیگر دیده میشود . مبحث دیگر ایفای تعهد توسط شخص ثالث است که به صورت ماذون یا غیر ماذون به پرداخت دین و ایفای تعهد متعهد میپردازد و در واقع ثالث، به جمع عاقدین تعهد یا عقد وارد میشود که به نوعی کمک به مدیون یا متعهد می کند ، البته در حقوق مصر بیشترین اهمیت به ایفای دین توسط ثالث نسبت به حقوق ایران دیده میشود و میتوان گفت که در حقوق هر دو کشور پرداخت
این مطلب را هم بخوانید :
https://urlscan.io/result/aea36c72-32b5-4fc5-bf9a-a3931f6238a0/
از سوی غیر ماذون صحیح می باشد.
مقدمه:
در جوامع کنونی که روزانه بر انواع قراردادها افزوده می شود و تعداد کثیری در شکل های مختلف آن ایجاد می شود ، تعهداتی بر ذمه طرفین معامله به دلیل پیچیدگی و عدم آشنایی یکی از آنان بر مسایل روز قراردادی یا عرفی که در قرارداد نمی آید ، یا طرفین قصد انشای آن را نداشته اند ، نهاده می شود ؛ که مهم ترین و اصلی ترین بحث حقوقدانان در روزگار کنونی را به دلایل گفته شده یا فراتر از آن تعهد در بر میگیرد ، عنوانی که در عین سادگی اما بسیار پیچیده و پر از رمز و رموز فراوان شده است.
واژه تعهد که در ماده 183 قانون مدنی در تعریف عقد به این شکل بکار رفته است : « عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد« . آغازگر مبحث عقود و تعهدات است که اعلام می دارد ، باعث ایجاد عقد ، قصد طرفین میباشد که از توافق دو اراده یا بیشتر بوجود می آید و اثر عقد بوجود آمده تعهدی است که بر ذمه طرفین عقد گذاشته می شود .
حال با مد نظر قرار دادن تعریف عقود و گسترش روز افزون میزان تعهدات در دنیای امروزی ، نمیتوان اثر عنوان تعهد در روابط حقوقی و جامعه را نادیده گرفت و کم رنگ تلقی نمود .
عده ای از علمای حقوق ، تعهدات را دارای چند بخش می دانند. و در مهم ترین تقسیم بندی آن را بر دو قسم تعهدات ناشی از عقد و تعهدات ناشی از غیر عقد بیان می دارند . و در ادامه بحث خود تعهدات اصلی را تعهدی می دانند که ناشی از عقد باشد . زیرا که دو طرف عقد خواستار به وجود آمدن یک نوع مسئولیت و ذمه ای بر عهده یکدیگر گردیده اند و در آن اجباری بر یکدیگر متحمل نشده اند . و به حق نیز باید گفت که منظور از ماهیت تعهد ، تعهدی است که طرفین به خواست خویش خواستار بوجود آمدن آن بوده اند .
ماهیت ایفای تعهدات به عنوان یکی از بزرگترین مسایل روز جهان حقوق مورد توجه حقوق دانان میباشد ، بطوری که در داخل کشور ، بین اساتید بزرگ و مشهور حال و گذشته به یک اتفاق نظر در اینکه « ماهیت ایفای تعهد چیست ؟ » نرسیده اند و هر یک از نگاه و علم خویش نظراتی را در این زمینه به قلم خویش مزین نموده اند ، ولی بعضی از علمای حقوق هم عصر با تصویب قانون مدنی ، که از اساتید این رشته به شمار می آمدند ، در تالیفات خود هیچگونه ورود و بررسی در مبحث ماهیت ایفای تعهد نداشته اند. و بنظر می رسد دلیل عدم بحث و پرداختن به چرایی موضوع را ، دید این اساتید بر قانون و نحوه نگارش آن دانست .
همانطور که گفته شد قانونگذار هیچ گونه تعریفی از موضوع بحث نکرده است. و از سویی برخی دیگر نیز ، هر یک جوابی برگرفته از علم خویش بر تعریف « ماهیت ایفای تعهد » نظریاتی را ابراز یا تایید نموده اند ،
حاکم بر ماهیت دعوی ، اسلوب داوری در مقایسه با رسیدگی قضایی بسیار قابل انعطاف است.
مع ذلک آنچه این پژوهش در صدد رسیدن به آن است ، بررسی شیوه های تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی که منجر به فیصله ماهیت اختلاف به عنوان علت و هدف غایی داوری می شود، می باشد. به عبارت دیگر هنگامی که داوران بر اساس سیستم حاکم بر یک نظام حقوقی ملی ، دعوی را فیصله می دهند از چه روش یا روش هایی استفاده می نمایند و حتی در مواردی که بر اساس نظام حقوقی فراملی ، دعوی حل و فصل می گردد از چه شیوه یا شیوه هایی بهره گرفته می شود.علی ایحال به نظر می رسد آزادی طرفین در انتخاب قانون حاکم بر ماهیت دعوی در اکثر نظام های حقوقی ملی و بین المللی پذیرفته شده است. ضمنا در رویه داوری های تجاری بین المللی و بسیاری از نظام های حقوقی ملی در صورت سکوت طرفین ،آزادی داوران در تعیین قانون حاکم بر اساس معیارهای مختلف پذیرفته شده است.
مقدمه:
آنچه که در این پایاننامه مورد پژوهش و بررسی واقع خواهد شد قانون حاکم بر ماهیت دعوی در داوریهای تجاری بینالمللی میباشد.
تحولات وسیع در روابط و مناسبات تجاری درچند دهه اخیر موجب توسعه یافتن حقوق تجارت در بسیاری از کشورها گردیده است. در حال حاضر توسعه مبادلات تجاری و سرمایهگذاری خارجی مورد توجه جدی قرار گرفته و لذا بحث توسعه و تنوع قواعد و مقررات تجاری از اهمیت زیادی در بسیاری ازکشورها برخوردار شده است.
دراین میان نقش نهادداوری در وضع حقوق تجارت بینالملل تا آن جا مهم تلقی شده است که حتی بعضی از آن به عنوان اساس توسعه در حقوق تجارت بینالمللی یاد کردهاند زیرا واقعیت این است که داوری بینالمللی از موقعیت بسیار ممتازی در حل اختلافات تجاری برخوردار است.
بطور خلاصه تحولات مهم چند سال اخیردولت ایران که حاکی از اعتماد بیشتر این کشور به نظام تجاری بینالمللی میباشد را فهرست وار ذکر مینمائیم:
1- تصویب قانون داوری تجاری بینالمللی ایران در سال 1376
2- ایجاد مرکز داوری اتاق ایران در تهران بر مبنای تصویب قانون و آئیننامههای داخلی آن در سال 1380
3- محلق شدن به کنوانسیون 1958 نیویورک درمورد شناسایی و اجرای احکام داوری خارجی در سال 1380
4- تقاضای عضویت واظهار علاقه شدید دولت ایران جهت پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO)
5- تصویب قانون جدید سرمایه گذاری خارجی در سال 1381 والحاق ایران به کنوانسیون حل و فصل اختلافات راجع به سرمایهگذاری (ایکسید).
6- تصویب قانون تجارت الکترونیک ایران در سال 1382
بنابراین موارد فوق نشان دهندهی رویکرد تازه دولت ایران نسبت به نهاد داوری میباشد و احساس میشود که دورنمای توسعهی نهاد داوری در ایران بسیار امیدوار
کننده است.
داوری در تمامی مراحل خود با مسأله تعیین قانون حاکم مواجه میشود که از این جمله عبارتنداز:
قانون حاکم بر شرایط اعتبار قرارداد داوری- قانون حاکم بر آئین داوری- قانون حاکم بر ماهیت دعوی- قانون حاکم بر شناسایی و اجرای رأی داوری.
لازم به ذکر است که در این پایاننامه، تنها قانون حاکم بر ماهیت دعوی که علت غایی و هدف نهایی آن همان حل و فصل دعوای موجود میباشد را مورد پژوهش قرار میدهیم.
در این پایاننامه انگیزه و تلاش بر این میباشد که در وهلهی اول فرهنگ مراجعه به داوری را در کشور توسعه دهیم و سپس با بهره گرفتن از منابع حقوقی خارجی از جمله کتب حقوقی خارجی، کنوانسیون بینالمللی مربوطه و رویه قضایی داخلی و بینالمللی در این زمینه پژوهشی عمیق انجام داده و با مقایسه تطبیقی با حقوق ایران، بر نوآوری در مطالب بیفزائیم.
مع ذلک اهداف تحقیق که در جهت نیل به آنها گام بر میداریم به شرح ذیل میباشد:
1- توسعه فرهنگ مراجعه به داوری در کشور و جامعهی حقوقی
2- نوآوری در مطالب و ترسیم سیمای شفاف و آشکار از قانون حاکم بر ماهیت دعوی در داوریهای تجاری بینالمللی
3- استفاده خاص از منابع حقوقی خارجی از جمله کتب و مقالات حقوقی خارجی.
4- ذکر رویه قضایی پیرامون موضوع مطروحه هم از دیدگاه حقوق داخلی و هم از دیدگاه بینالمللی که امری تازه و ابتکاری میباشد.
5- استفاده از نظرات مراجع مهم داوریهای سازمانی در عرصههای داخلی و بینالمللی
بطور خاص: مرکز داوری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و دیوان داوری اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC)
6- رفع ابهامات و پیچیدگیها و نارسائیهای موجود در حقوق ایران با مقایسه قواعد و مقررات بینالمللی
علی ایحال آنچه که بطور کلی موجب اهمیت بسیار زیاد نهاد داوری گردیده است کاربردی است که این طریقهی حل وفصل در حوزهی دعاوی تجاری بینالمللی دارد علت این اهمیت نیز به خصوصی بودن داوری، انتخابی بودن داوران، تشریفاتی نبودن رسیدگیها، سرعت بیشتر و هزینه کمتر و بسیاری دلایل دیگر بر میگردد.
انتخاب قانون حاکم بر ماهیت دعوی در داوری برای حل و فصل اختلاف مسأله مهمی است.
بطور خلاصه باید ذکر گردد که در داوریهای تجاری بینالمللی، اراده طرفین مبنا واساس کار است و به همین جهت است که در تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی نهایت احترام به اصل حاکمیت اراده گذارده میشود منتهی هر گاه قانون حاکم بر ماهیت دعوی بوسیلهی طرفین تعیین نشده باشد آن جاست که اختلاف نظر بوجود میآید و داورها باید تعیین کنند که چه قانونی و بر اساس چه معیاری حاکم بر ماهیت این دعوی میشود بنابراین در این جاست که اهمیت و ضرورت بررسی شیوهی تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی مشخص میگردد زیرا تا هنگامی که قانون حاکم بر ماهیت دعوی تعیین نشود داورهاو نهاد داوری به رسالت و هدف اصلیشان که همان حل و فصل و فیصله اختلاف موجود میباشد نائل نمیگردند.
ضمناً در این پژوهش سعی میشود که با نگرش جامع اشکالات، پیچیدگیها و نارسائیهای موجود حتیالامکان رفع گردد به طوری که در پایان بحث بتوان یک سیمای روشن و شفاف از این موضوع بسیار جالب به دست آورد.
حال مهمترین ابهامات و پرسشهایی که در این زمینه وجود دارد و در این پژوهش سعی شده است که به آنها پاسخهایی در خور توجه داده شود عبارتند از:
1- چه شیوههایی در زمینه تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی از نظر بینالمللی وجود دارد؟
این مطلب را هم بخوانید :
2- حقوق ایران در تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی از کدام شیوه یا شیوهها استفاده میکند؟
3- کدام شیوه یا شیوهها در زمینهی تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی در داوریهای تجاری بینالمللی، منطقیتر و مناسبتر و دقیقتر میباشد؟
به هر حال منطق، اصول و یا روشی که درانجام این پایاننامه از آن بهره گرفتیم، روش کتابخانهای بود و ما با مراجعه به کتابخانههای مختلف، منابع قابل استفاده برای پژوهش خود را شناسایی و گردآوری کردیم.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز روش توصیفی میباشد یعنی توصیف و تشریح عینی و واقعی و منظم خصوصیات موضوع. به عبارت دیگر قانون حاکم بر ماهیت دعوی را توصیف میکنیم و بیان مینمائیم که این قانون چه خصوصیاتی دارد یعنی در این تحقیق وضع موجود را بررسی کرده و وضعیت فعلی را به صورت منظم توصیف میکنیم و نتایج عین آن را گزارش میدهیم.
البته لازم به ذکر است از آنجایی که این موضوع نوپا و بدیع میباشد و ضمناً اکثر منابع آن به زبان انگلیسی و فرانسوی بوده لذا به طور جامع نهاد داوری تجاری بینالمللی در جامعهی حقوقی ایران مورد بررسی
۳-تهیه و تنظیم شروط قانونی و شروط قراردادی………………………………………………57
۴-اثر شروط قانونی و شروط قراردادی………………………………………………………………..57
۵-ضمانت اجرای عدم رعایت تشریفات قانونی………………………………………………….58
مبحث سوم- آثار قرارداد…………………………………………………………………………58
گفتارنخست- آثار عمومی قرارداد…………………………………………………………………59
الف- الزام آور بودن قرارداد………………………………………………………………………59
ب- نسبی بودن اثر قرارداد………………………………………………………………………59
۱-استثنا بر اثر نسبی بودن قرارداد……………………………………………………………60
۲-وضعیت خاص اثر نسبی بودن در قراردادهای اداری…………………………………….60
گفتار دوم- آثار اختصاصی قرارداد اداری……………………………………………………….60
الف- تعهدات پیمانکار…………………………………………………………………………….61
۱-اجرای قرارداد در موعد مقرر…………………………………………………………………61
۲-رعایت موازین فنی و اجرای دستورات کارفرما……………………………………………..61
3-بیمه کردن اموال و وسایل مرتبط با موضوع قرارداد……………………………………………..62
4-تعهدات پیمانکار نسبت به اشخاص ثالث……………………………………………………62
ب- حقوق پیمانکار…………………………………………………………………………………..63
۱-دریافت مبلغ مقرر در قرارداد…………………………………………………………………63
۲-دریافت خسارت……………………………………………………………………………….64
ج-تعهدات کارفرما(اداره)………………………………………………………………………64
۱-تهیه مقدمات لازم جهت اجرای قرارداد……………………………………………………..64
۲-پرداخت مبلغ مقرر در قرارداد………………………………………………………………….65
د- حقوق و اختیارت کارفرما(اداره)………………………………………………………………65
۱-اختیار نظارت بر نحوه اجرای قرارداد………………………………………………………..65
۲-اخذ تضمینات و اعمال آنها در صورت لزوم………………………………………………….65
مبحث چهارم- عوامل موثر در اجرای تعهدات قراردادی………………………………………….66
گفتارنخست- عوامل عمومی موثر در اجرای تعهدات قراردادی…………………………………67
الف- قوه قاهره…………………………………………………………………………………….67
ب-اثر قوه قاهره در اجرای تعهدات قراردادی…………………………………………………….67
1-مواردی که ادامه کار ممکن باشد…………………………………………………………….67
1)اثر قوه قاهره نسبت به مدت……………………………………………………………………68
2- مواردی که ادامه کار غیر ممکن یا غیر ضروری باشد………………………………………68
گفتار دوم- عوامل اختصاصی موثر در اجرای تعهدات در قراردادهای اداری…………………….68
الف- عمل حاکم………………………………………………………………………………….69
۱-مفهوم عمل حاکم……………………………………………………………………………… 69
۲-اثر عمل حاکم…………………………………………………………………………………….69
ب- امور غیرقابل پیش بینی…………………………………………………………………………..70
۱-مفهوم امور غیرقابل پیش بینی………………………………………………………………70
۲-اثر امور غیرقابل پیش بینی…………………………………………………………………………..71
۱(تعدیل قرارداد………………………………………………………………………………………71
۲(فسخ قرارداد……………………………………………………………………………………….72
مبحث پنجم- شروط ضمن عقد…………………………………………………………………………72
گفتارنخست- انواع شروط صحیح و آثار آنها………………………………………………………..72
الف- شرط صفت…………………………………………………………………………………..72
ب- شرط نتیجه……………………………………………………………………………………….73
ج- شرط فعل………………………………………………………………………………………….73
گفتار دوم- انواع شروط باطل و آثار آنها………………………………………………………………73
الف- انواع شروط باطل………………………………………………………………………………….73
۱-شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد…………………………………………………………..74
2-شرطی که درآن نفع و فایده نباشد……………………………………………………………….74
3- شرط نامشروع……………………………………………………………………………………..74
ب- آثارشروط باطل……………………………………………………………………………………….75
گفتار سوم- انواع شروط باطل ومبطل وآثارآنها…………………………………………………….75
الف- شرط خلاف مقتضای عقد………………………………………………………………………..75
ب-شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین است…………………………………..76
مبحث ششم- عدم اجرای تعهد و آثار آن…………………………………………………………..76
گفتارنخست- اجرای اجباری تعهد…………………………………………………………………..77
الف- اجرای اجباری تعهد در قراردادهای خصوصی……………………………………………..77
ب- اجرای اجباری تعهد در قراردادهای اداری…………………………………………………….77
۱-عدم اجرای تعهدات پیمانکار…………………………………………………………………….78
۱(اجرای امانی قرارداد…………………………………………………………………………….78
۲(تعلق جریمه……………………………………………………………………………………….78
۳(فسخ قرارداد……………………………………………………………………………………….79
۲-عدم اجرای تعهدات کارفرما(اداره)…………………………………………………………….79
گفتار دوم- جبران خسارت ناشی از عدم اجرای تعهد………………………………………….80
الف-مصادیق و شرایط مطالبه خسارت………………………………………………………….81
1-مصادیق خسارت……………………………………………………………………………….81
2- شرایط مطالبه خسارت………………………………………………………………………..81
1)تعین مدت برای انجام تعهد……………………………………………………………………….82
2)احراز تقصیر……………………………………………………………………………………..82
3)عدم آگاهی کارفرما از موانع تحقق عقد……………………………………………………….82
4)ورود خسارت حتمی……………………………………………………………………………….82
5)تصریح به جبران خسارت…………………………………………………………………………83
ب-نحوه تادیه خسارت……………………………………………………………………………..83
1-ازطریق دادگاه……………………………………………………………………………………….84
2-ضبط وثیقه یا تضمین…………………………………………………………………………..84
ج-نحوه تقویم خسارت……………………………………………………………………………….84
1-تعرفه های رسمی……………………………………………………………………………….85
2-وجه التزام…………………………………………………………………………………………85
3-تقویم خسارت توسط داور…………………………………………………………………………85
4-تقویم خسارت توسط دادگاه……………………………………………………………………..85
د-محل تادیه خسارت…………………………………………………………………………………..86
ه- مسول جبران خسارت…………………………………………………………………………….86
مبحث هفتم- سقوط تعهدات قراردادی……………………………………………………………..86
گفتارنخست- پایان قرارداد بدلیل انقضای مدت یا انجام کار………………………………………….86
گفتار دوم- خاتمة قرارداد بدلیل انحلال………………………………………………………………87
الف- موارد عمومی انحلال قرارداد…………………………………………………………………..87
۱-اقاله…………………………………………………………………………………………………..87
۲-ابرا…………………………………………………………………………………………………….88
۳-تهاتر………………………………………………………………………………………………….89
۴-مالکیت ما فی الذمه………………………………………………………………………………90
۵-تبدیل تعهد…………………………………………………………………………………………..90
۶-فسخ…………………………………………………………………………………………………91
۷-انفساخ……………………………………………………………………………………………….91
این مطلب را هم بخوانید :
ب- موارد اختصاصی انحلال قرارداد اداری………………………………………………………….92
۱-اقاله در قراردادهای اداری…………………………………………………………………………..92
۲-وضعیت ابرا، تهاتر در قراردادهای اداری…………………………………………………………..92
۳-موارد اختصاصی فسخ در قراردادهای اداری………………………………………………….93
۱(فسخ بدلیل وقایع اتفاقی…………………………………………………………………………93
۲(فسخ بدلیل مصالح اداری………………………………………………………………………..94
۳(فسخ از طرف پیمانکار…………………………………………………………………………….94
۴- موارد اختصاصی انفساخ در قراردادهای اداری………………………………………………….94
۱(انفساخ بدلیل ممنوعیت قانونی پیمانکار………………………………………………………….95
فصل سوم – نقاط افتراق قراردادهای اداری با سایر قراردادها…………………………………….96
مبحث نخست- معیارهای تشخیص قرارداد اداری از دیگر قراردادها…………………………96
گفتارنخست- معیارهای قانونی تشخیص قرارداد اداری از دیگر قراردادها…………………………..96
گفتاردوم- معیارهای قضایی تشخیص قرارداد اداری از دیگر قراردادها………………………………98
گفتار سوم- معیارهای علمی تشخیص قرارداد اداری از دیگر قراردادها………………………….98
مبحث دوم- تفاوت قرارداد اداری با قرارداد مدنی………………………………………………….101
گفتارنخست- تفاوت از لحاظ تشریفات………………………………………………………101
گفتار دوم- تفاوت از لحاظ صلاحیت……………………………………………………………..101
گفتار سوم- تفاوت از لحاظ مراجع رسیدگی……………………………………………………102
گفتار چهارم- تفاوت از لحاظ هدف………………………………………………………………102
گفتار پنجم-تفاوت به لحاظ برخی از اصول مهم حقوقی………………………………………103
الف- اصل آزادی قراردادی………………………………………………………………………..104
ب- اصل لزوم قراردادی…………………………………………………………………………..104
ج- اصل نسبی بودن قرارداد…………………………………………………………………105
گفتار ششم- تفاوت به اعتبار اصول مهم حقوق عمومی و اداری………………………….106
الف- اصل مداومت امور عمومی………………………………………………………………..106
ب- اصل عدم تبعیض در خدمات عمومی………………………………………………………..106
مبحث سوم- تفاوت قرارداد اداری با قرارداد تجارتی……………………………………………..107
گفتارنخست- مفهوم قرارداد تجارتی……………………………………………………………107
گفتار دوم- نقاط افتراق قرارداد اداری با قرارداد تجارتی…………………………………………107
مبحث چهارم- تفاوت قرارداد اداری با قرارداد بین المللی……………………………………108
گفتارنخست- مفهوم قرارداد بین المللی………………………………………………108
گفتار دوم- نقاط افتراق قرارداد اداری و قرارداد بین المللی………………………………109
نتیجه گیری………………………………………………………………………………………..110
پیشنهادها……………………………………………………………………………….116
فهرست منابع………………………………………………………………………………….117
چکیده:
سازمانها و موسسات عمومی در جهت به سامان رسانیدن امورشان قراردادهای گوناگونی را با اشخاص خصوصی منعقد مینمایند،اما تمامی این قراردادها،قرارداد اداری محسوب نمی گردد. اگر سازمان اداری برای انجام خدمات عمومی اقدام به انعقاد قرارداد نماید، قرارداد مذکور یک قرارداد اداری است.از آنجائی که قراردادهای اداری در راستای انجام خدمات عمومی و بر آوردن نیازهای عموم گام برمیدارند بایستی احکام ویژه حقوق اداری در مورد ایشان رعایت گردد. رعایت احکام و قواعد ناظر بر خدمت عمومی در مورد این گونه قراردادها، از یک طرف محدودیت هایی را بر قرارداد تحمیل می نماید و از طرف دیگر با اعطای امتیازات ویژه حقوق عمومی به سازمان اداری، این سازمان را در وضعیت برتری نسبت به طرف مقابل قرار خواهد داد. لذا، آثار، حقوق و تکالیف ناشی از قرارداد اداری با دیگر قراردادها تفاوت دارد. با توجه به تفاسیر فوق پرسش اساسی که مطرح می گردد این است که قراردادهای اداری از نقطه نظر مبانی و قواعد حاکم چه تفاوتی با قراردادهای خصوصی دارند. با مقایسه قرارداد اداری و قرارداد خصوصی از منظر قواعد عمومی قراردادها می توان به نقاط افتراق و اشتراک قراردادهای اداری با قراردادهای خصوصی دست یافت و معیار مشخصی در تمایز این دو نوع قرارداد ارائه کرد.قراردادهای اداری با اینکه تا حدودی تابع قواعد عمومی هستند اما به دلیل ماهیت خاص و اداریشان از احکام و قواعد ویژه حقوق اداری نیز تبعیت می کنند و به همین جهت، شناسایی قرارداد اداری از سایر قراردادها علی الخصوص قراردادهای خصوصی اداره،بسیار حایز اهمیت بوده و موجب خواهد شد که در تفسیراین گونه قرارداد ،اصول و قواعد عمومی حاکم بر قراردادها را بطور مطلق در نظر نداشته و به اصول حاکم بر حقوق اداری نیز توجه ویژه ای مبذول نماییم.
مقدمه
الف – بیان مسئله
قرارداد اداری عرصه ای است که در آن، از طریق سازکار قرارداد، منافع عمومی به منافع خصوصی گره می خورد. قراردادهای اداری دارای ویژه گی هایی هستند که آنها را از سایر قراردادها متمایز می سازد:
اولا: یک طرف قرارداد اداری بایستی نهاد عمومی باشد.
ثانیا: در طرف دیگر قرارداد بخش خصوصی داخلی یا خارجی قرار گرفته باشد.
ثالثا: قرارداد برای ارائه یک خدمت عمومی منعقد شده باشد.
رابعا: درصورت وجود دادگاه اداری حل و فصل اختلافات در مورد این گونه قراردادها در دادگاه اداری صورت پذیرد.
قراردادهای اداری از لحاظ ماهیت و اختیارات و صلاحیت مقامات اداری محدود به قانون و قواعد اداری از جمله : قانون برگزاری مناقصات مصوب 1382 ، قانون محاسبات عمومی مصوب 1366 ، قانون تنظیم برخی از مقررات مالی دولت مصوب 1380 ،آیین نامه معاملات دولتی مصوب 1342،آیین نامه های مالی معاملاتی برخی دستگاه های اجرایی، آیین نامه تضمین برای معاملات دولتی مصوب مصوب1381 و…. هستند.
علاوه بر آن، قراردادهای اداری به اعتبار برخی از اصول مهم حقوقی از قبیل: اصل آزادی قراردادی، اصل نسبی بودن قراردادها و اصل لزوم قراردادی که بر کلیه قراردادهای خصوصی حاکمیت دارند، با قراردادهای حقوق خصوصی متفاوت می باشند.
تمام قراردادهایی که یک طرف آنها دولت یا موسسه عمومی باشد نمی توانند قرارداد اداری محسوب شوند، قرارداداداری برای انجام یک امر عمومی منعقد می گردد ودر جهت تا مین منافع عام است بهمین دلیل طرف دولتی دراین گونه قرار داد، اختیاردارد که شروطی را در جهت تامین مصالح و منافع عام بر طرف مقابل تحمیل کند و به عبارت دیگر، از امتیازات حقوق عمومی بهره مند گردد.
بنابراین تمایز قراردادهای اداری از سایر قراردادهای خصوصی اداره بسیار حایز اهمیت است چرا که قواعد حاکم بر این دو نوع قرارداد با یکدیگر متفاوت می باشد، با اینکه در هر دو، یک طرف قرارداد بخش دولتی است.
ب – ضرورت انجام تحقیق
د- اتلاف…………………………………………………………………………………..61
ه) تسبیب…………………………………………………………………………………..62
ر- استیفاء………………………………………………………………………………………63
ز- قانون مسئولیت مدنی………………………………………………………………………….66
فصل دوم- شرایط و آثار قاعده…………………………………………………………………68
گفتار اول – شرایط مادی……………………………………………………………………………71
بند اول – دارا شدن……………………………………………………………………………71
الف – زمان ارزیابی دارا شدن……………………………………………………………………..72
ب – استفاده خالص یا ناخالص……………………………………………………………………..74
بند دوم- کاستن از دارایی دیگری……………………………………………………………….75
بند سوم- رابطه میان فزونی و کاستی……………………………………………………………77
گفتار دوم – شرایط حقوقی……………………………………………………………………….80
بند اول- فقدان سبب برای دارا شدن…………………………………………………………..80
بند دوم- نبود منفعت و یا تقصیر خواهان……………………………………………………….83
الف- منافع شخصی……………………………………………………………………………..83
ب – تقصیر خواهان……………………………………………………………………………..84
بند سوم – عدم امکان طرح دعوی دیگر و فرعی بودن دعوی دارا شدن بلاجهت……………..85
گفتار سوم – آثار قاعده…………………………………………………………………………….88
بند اول – میزان استفاده و غرامت………………………………………………………………….89
بند دوم – زمان ارزیابی استفاده……………………………………………………………..91
گفتار چهارم- قاعده دارا شدن بلاجهت در آینه آراء دیوان داوری ایران- ایالات متحده آمریکا…………..93
الف- دعوی بنیامین آر.ایسایاه – بانک ملت ایران……………………………………………………….93
ب – دعوی سی لند سرویس اینکورپوریتد- سازمان بنادر و کشتیرانی دولت ایران………………96
ج- دعوی فلکسی-ون لیسینگ، اینک-دولت ایران……………………………………………….97
د – دعوی اشلگل لاینینگ تکنا تکنولوژی جی.ام.بی.اچ-شرکت صنایع مس ایران……………………100
نتیجه گیری……………………………………………………………………………………103
منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………..115
مقدمه:
اصولاً برای زندگی در دنیای امروزی گریز و گزیری از تحصیل مال نیست. به عبارت ساده تر، معاش امروزی در اجتماع، مستلزم این است که شخص حداقل دارایی و امکانات ممکنه را دارا باشد. حتی با اندک تأملی میتوان گفت که رسیدن به مال و مکنت یکی از آمال نوع بشر محسوب می شود.
هر چند برخی جمله اخیر را مخصوص جوامع مادی(در مقابل جوامع معنوی و اخلاق مدار) قلمداد می کنند.
پر واضح است که دارا شدن و ثروت اندوزی از هر راه و روشی نمی تواند هماهنگ و منطبق با هنجارهای اجتماعی و دینی باشد. کلیه فعالیتهای انسان باید مبتنی بر یک سلسله اصول و ضوابط استوار گردد. به دست آوردن و تحصیل مال نیز قاعدتاً از این امر مستثنا نیست. عدول از این هنجارها در یک جامعه قانون مدار قابل قبول نبوده و شخص خاطی سزاوار ضمانت اجراهای پیش بینی شده است. مقوله ثروت اندوزی صحیح و مطابق با ضوابط و معیارهای مقرر، یکی از هنجارهایی می باشد که توسط قانونگذاران مورد تایید و حمایت واقع شده و اصل 49 قانون اساسی نیز مؤید همین مطلب است. حساسیت زیادی که جوامع به این حوزه (تحصیل مال از راه های قانونی) مبذول داشته اند؛ بدین خاطر است که ثروت اندوزی«من غیر حق» قابلیت و توان آن را دارد که زوایای پنهان و آشکار نظم و امنیت عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.«دارا شدن غیر عادلانه» و «استفاده بلا جهت» به عنوان منبع جدید تعهد در حقوق خارجی پذیرفته شده است و در نظام حقوقی کامنلا آنرا در کنار قرارداد و مسئولیت مدنی ناشی از تقصیر قرار میدهند.
این قاعده که هیچ کس نباید به زیان دیگری دارا شود، دارای مبنای اخلاقی مبتنی بر عدالت و انصاف بوده که وارد نظامهای حقوقی شده و به جهت همین مبنای
این مطلب را هم بخوانید :
علمی Archives - مجله دانشجویی پویا پژوه
اخلاقی و منصفانه سبب گشته تا در بسیاری از نظامهای حقوقی با اقبال مواجه گردد و آنرا در عداد اصول کلی حقوقی جای دهند.
ریشه این اصل به حقوق روم میرسد، پمپنیوس حقوقدان شهیر رومی در این زمینه میگوید: «این طبیعتاً غیر منصفانه است که کسی از طریق زیان دیگری دارا شود.» قاعده مزبور در قرآن مجید سوره نساء آیه 29 نیز تبلور یافته« لا تاکلو اموالکم بینکم بالباطل الد اَن تکون تجاره عن تراض منکم» یعنی « اموال یکدیگر را به باطل و ناحق مخورید مگر آنکه تجارت و معامله ای بر اساس تراضی بین شما بر قرار گردد.»
ورود این قاعده به جهان حقوقی به سادگی صورت نگرفت زیرا قواعد حقوقی میبایست کاملاً صریح و بدون ابهام باشند. بر اساس همین شرایط ورود آن در نظام حقوقی رومی- ژرمنی و نیز در نظام کامن لا به تدریج و اندک اندک صورت پذیرفت و البته هنوز هم در بسیاری از جوامع، بعنوان یک قاعده کلی تلقی نمی گردد و حقوق همیشه در قبال دارا شدن بلاجهت اشخاص به ضرر دیگری واکنش یکسان نشان نمیدهد و با لحاظ سایر نهادهای حقوقی، شرایطی را برای اعمال این قاعده مقرر میدارد.
سؤال بنیادی آن است که اگر دارایی شخصی افزایش یابد و در عین حال از دارایی دیگری کاسته شود و شخص منتفع مرتکب هیچ تقصیری نشده باشد آیا می توان به استرداد عین یا بدل ارزش انتقال یافته حکم کرد و او را ضامن شناخت؟