استان خوزستان در دهههای گذشته به دلیل مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و همچنین وقوع 8 سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو بوده است. آبادان از جمله شهرهای استان خوزستان است که ظهور و شکل گیری آن ارتباط تنگاتنگی با پدیده مهاجرت دارد و اگر بگوییم این شهر زاده مهاجرت است گزاف نگفتهایم. این شهر به دنبال تاسیس پالایشگاه نفت ایجاد گردید و در فاصله زمانی محدودی توسعه فزاینده ای پیدا کرد و به یکی از مهمترین مناطق اقتصادی و توریستی کشور تبدیل گشت. صرف نظر از آمار و ارقام در سطح عموم همیشه این مقوله مطرح میشود که به علت عدم بازسازی کامل و اصولی این شهر، ظهور پدیدههای نامطلوب جوی مانند گرو و غبار، شوری آب شرب، بروز مشکلات فرهنگی اجتماعی مانند اعتیاد، بیکاری و نبودن امنیت در سطح شهر، نبود امکانات رفاهی نسبت قابل توجهی از مردم آبادان در حال مهاجرت به دیگر شهرهای توسعه یافته و خوش آب و هوای کشور میباشند که یکی از مهمترین دلایل این مهاجرت ها عدم رضایت مردم از زندگیشان است. بنابراین در تحقیق حاضر بر آن شدیم تا تاثیر مقوله رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت از شهر آبادان را مورد بررسی قرار دهیم.
1-2 بیان مساله
مهاجرت بعنوان یکی از موضوعات محوری رشته جمعیتشناسی شناخته شده و از زمینههائی است که در مطالعات جمعیتشناسی جایگاه ویژهای پیدا کرده است. مهاجرت از عوامل اصلی تغییر و تحول جمعیت و مهمترین عامل خارجی تغییر تعداد و ساخت جمعیت میباشد.
طبق تئوری گزینشی بودن مهاجرت، همراه با هرگونه فرصتی که بهوجود میآید، بعضی از افراد مهاجرت را برمیگزینند و برخی ماندن را، این امر برحسب تصادف نیست. معمولاَ مهاجران ویژگیهایی دارند که موجب میشود زمینههای رفتن یا ماندن را در مقایسه با آنهایی که میمانند متفاوت ارزیابی کنند (اوبرای، 1370: 82). مطابق با این تئوری، حداقل در ابتدا مهاجرت گرایش دارد افراد نسبتاَ آموزش دیده، ماهر، خلاق و دارای انگیزههای بالای کاری را از جوامع فرستنده جذب کند. بررسیهای داخلی و خارجی که درباره مهاجرت انجام شده توافق دارند که تمایل و تصمیمگیری برای مهاجرت با سن، جنس، تحصیلات و رضایت از زندگی بستگی دارد. مطابق بررسی اسکلدون[1]، کسانیکه مهاجرت میکنند معمولاَ از بین افراد تحصیلکردهتر جامعه هستند، یعنی از خانوارهائی که توان صرفنظر کردن از نیروی کار خانوادگی فرزند خود را داشته و آنها را به دانشگاه میفرستند. افراد باسوادتر موقعیتهای شغلی را که در دیگر مناطق وجود دارد بهتر شناسایی کرده و با موقعیتهای جدید بهتر برخورد میکنند. اولین مهاجران از هر جامعهای به نحو تقریباَ تغییرناپذیری از نخبگان آن محل هستند (اسکلدون، 1380: 115).
مبدأهای مهاجرین که اکثراَ از نقاط کوچک و محروم هستند، سرمایهگذاری عظیمی برنیروی انسانی خود نموده ولی به دلیل نداشتن سیستمهای جذب افراد تحصیلکرده همانند؛ دانشگاهها، ادارات و صنایع بزرگ و غیره، بسیاری از نیروهای انسانی ماهر خود را از دست میدهند، که این امر مسائل مختلفی را در سطح جامعه به وجود میآورد. از نظر تحلیل ساختاری، مسائل ناشی از این الگوی مهاجرت را میتوان در سه سطح؛ محیط مبدأ، محیط مقصد و مهاجر و خانواده مهاجر بررسی نمود. گرچه بیشترین مسائل دامنگیر مبدأ میباشد، ولی نباید مسائل مربوط به مقصد و مهاجر را از نظر دور داشت.
مسالهآمیزترین جنبه این الگوی مهاجرت، محروم شدن مناطق فرستنده از نیروی انسانی ماهر با تحصیلات عالی میباشد. نیروی انسانی متخصص و ماهر در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر جامعهای نقش اساسی دارد. سرمایه مادی در هر جامعهای با نیروی انسانی متخصص و کارآمد است که به جریان افتاده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه میانجامد.
درخصوص اهمیت نیروی انسانی ماهر، ادوارد دانشن از کارشناسان اقتصاد آمریکا در تحقیقی راجع به عوامل موثر بر پیشرفت صنعتی کشورها بیان داشته که: از میان 31 عامل مؤثر در امر پیشرفت صنعتی، مهمترین عامل، پرورش نیروی انسانی متخصص میباشد. به نظر وی، پیشرفت نیروی انسانی مهمترین عامل رشد اقتصادی و پیشرفت تحقیقات و علوم عامل دوم در رشد اقتصادی میباشد (شعبانلو، 1380: 8). این الگوی مهاجرت به نوعی تداعی کننده مسئله فرار مغزها میباشد. گرچه اصطلاح «فرار مغزها» برای نخستین بار به مهاجرت عظیم مهندسین انگلیسی به ایالات متحده آمریکا نسبت داده شده بود، ولی با این اصطلاح میخواستند به اهمیت مهاجرت متخصصین و تحصیلکردهها اشاره نمایند.
همچنین مهاجرت جوانان موجب کاهش نیروی جوان و رشد جمعیت، افزایش نسبت سالخوردگی و در نتیجه افزایش نسبت وابستگی در مبدأ میگردد. طبق بررسیهای وزارت امور اقتصادی و دارایی (1375: 25)، در روستاها و شهرهای کوچک، نرخ رشد جمعیت پایینتر از نرخ طبیعی میباشد. بنابراین، این الگوی مهاجرت، برای مبدأ چیزی جز فقر، عقبماندگی و وابستگی نمیتواند بههمراه داشته باشد.
علاوه بر مسائل یاد شده، مهاجران و خانوادههایشان در محیط جدید با مسائل بیشماری مواجه میشوند. مسائل روانی، عاطفی، اقتصادی و فرهنگی میتواند ازجمله این مسائل باشد. مطالعهای که در زمینه اثر مهاجرت بر مرگومیر در هند صورت گرفته بود نشان داد که مسکن مهاجرین اغلب بهداشت و تسهیلات بهداشتی رسمی ندارند. شرایط چنین مساکنی برای امید زندگی کودکان زیانآور نشان داده شده بود. پایین بودن اقتصاد مهاجران، آنها را مجبور کرده بود که زمین را در مجاورت صنایع سنگین بدست آورند، که این امر آنها و خانوادههایشان را در معرض بیماری عفونی و تنفسی قرار میداد (Stephenson etal., 2003).
رضایت از زندگی به عنوان ارزیابی کلی کیفیت زندگی بر اساس ملاکهای انتخاب شده عبارت است از مقایسه بین شرایط زندگی با ملاکهای شخصی. افراد هنگامی سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه می کنند که شرایط زندگی آنها با ملاکهایی که برای خود تعیین کردهاند، مطابقت داشته باشند. رضایت از زندگی را میتوان به عنوان جامعترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت.
رضایت از زندگی، یک فرایند داوری است که افراد، کیفیت زندگی خود را بر اساس ملاکهای منحصر به فرد خود ارزیابی میکنند. رضایت از زندگی، یک صفت پایدار و عینی نیست بلکه به تغییرات موقعیتی، حساس بوده و بر اساس برداشت و دیدگاه خود افراد در نظر گرفته می شود.
عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند. برای مثال گیبسون (1986) تعامل اجتماعی، امونس و دینر (1985) عوامل شخصیتی، جورج (1981) سطح درآمد و طبقه اجتماعی، ویلیتس و کرایدر (1988) مذهب را در میزان رضایت از زندگی موثر دانسته اند. از طرفی رابطه رضایت از زندگی با عوامل گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته: حمید (1389)رابطه رضایت از زندگی با پیشرفت تحصیلی، کشاورز و دیگران (1388) پیش بینی کننده های روانشناختی رضایت از زندگی، صادق مقدم و دیگران (1385) رضایت از ندگی در زنان شاغل و خانه دار و… ملاحظه میشود که بررسیهای مختلف از یک سو به نقش متغیرهای متعددی در رضایت از زندگی و از سوی دیگر به تاثیر رضایت از زندگی بر پدیدههای دیگر پرداختهاند، اما پژوهشیهایی که تاثیر رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت را مورد بررسی قرار دهند کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. لذا در پژوهش حاضر تلاش میشود تا با رویکردی بین رشتهای به بررسی رابطه بین رضایت از زندگی و تمایل به مهاجرت پرداخته شود.
شهرستان آبادان در دهه های گذشته به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله افزایش زیر ساخت های صنعتی و کشاورزی و همچنین وقوع 8 سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو شده است. بطوری که روند مهاجرت در این استان از روند ویژه ای برخوردار بوده است. این شهرستان در 50 سال گذشته از نظر مهاجر پذیری و مهاجر فرستی تغییرات عمده ای داشته است. شهرستان آبادان امروزه نیز نقش قابل ملاحظه ای در فرهنگ، اقتصاد، تاریخ و جغرافیای ایران دارد چرا که با داشتن پتانسیل های مساعد طبیعی و منابع معدنی بی شمار توانسته همواره نقشی مهم و سازنده در پویایی اقتصاد ایران بازی کند. با توجه به آنچه در بالا گفته شد می توان نتیجه گرفت که افراد به دنبال رضایت بیشتر از زندگی دست به مهاجرت می زنند. بر این اساس مساله محوری تحقیق حاضر این است که چه رابطهایی بین تمایل به مهاجرت از آبادان و رضایت از زندگی وجود دارد؟
1-3 اهمیت وضرورت تحقیق
مهاجرت بهعنوان یک واقعه اجتماعی با بسیاری از وقایع اجتماعی که منبعث از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، جمعیتی و غیره جوامع هستند، در ارتباط بوده و حالتی تأثیرگذار و تأثیرپذیر (تعامل)ی با آنها دارد. شناخت این تأثیرپذیری از محرکهای اصلی آن منجمله؛ تحصیلات، جنسیت، پایگاه اجتماعی– اقتصادی، ویژگیهای روانی و شخصیتی، تجربه مهاجرتی و تجربه اقامتی افراد، دافعه مبدأ، جاذبه مقصد، هزینه های مهاجرت و شبکه مهاجرتی میتواند به برنامه ریزی درجهت استفاده مطلوب از این تأثیرپذیری بیانجامد و مسائل ناشی از این الگوی مهاجرت که جامعه بطور عام و جمعیتشناسی بطور خاص با آن مواجه است را تعدیل نماید.
اصولاَ هدف از مطالعه نگرشها و گرایشها تأثیرگذاری بر رفتار است، بدلیل اینکه انواع گرایشها بهعنوان شاخصها یا عوامل پیشگویی رفتار شناخته شدهاند. در پیمایشهای گرایش به مهاجرت، بیشترین هدف دستیابی به آستانه مهاجرتی است. «آستانه مهاجرتی» نقطهای است که فرد احتمالاَ در آن نقطه از نظر روحی، روانی و دیگر ویژگیهای فردی از موطن خویش- حداقل از نظر پیوندهای فکری– گسسته شده و از آن به بعد در تلاش برای بومگزینی جدید است. شاید بتوان با مسامحه گفت که جهت اندیشه و پیوند فکری- معنوی فرد در آستانه مهاجرتی تغییر کرده و وی را به مهاجرت راغب میسازد (کاظمیپور، 1384: 32 ؛ رجبی،1380: 9 ؛ شریفی، 1376: 15). بنابراین، با مطالعه گرایش به مهاجرت و بررسی عوامل مؤثر بر آستانه مهاجرتی افراد، میتوان از احتمال وقوع رفتاری در آینده باخبر شد و فرصت کافی بدست آورد تا بتوان این موج رفتاری را به نحو احسن سازمان داد.
بالان[2] در خصوص افزایش مطالعات مهاجرت اظهار داشته که: افزایش در مطالعات مهاجرت از دهه 1960 به بعد شاید پاسخی برای گسترش علاقه در میان سیاستگذاران و برنامهریزان در مورد رشد جمعیت و مخصوصاَ شهرنشینی باشد. پیمایشهای شهری هماکنون به اهمیت اقامتهای کوتاه مدت در شهرها حساس بوده، درحالیکه قبلاَ نادیده گرفته میشد (Balan, 1981). پیمایش صمدی ملایوسفی (1382) در زمینه تأثیر مهاجرت بر شهرنشینی کشور نشان داد که طی دو دوره 65– 1355 و 75– 1365، مهاجرت مهمترین عامل رشد جمعیت شهری سه استان هرمزگان، همدان و یزد بوده است. از بین عواملی که باعث رشد جمعیت شهری شدهاند، سهم مهاجرت 04/49 درصد بوده است.
در ایران سازمان و نهادی که مسئول ثبت اطلاعات مورد نیاز محققین درباره مهاجرت و مهاجران باشد وجود ندارد. بنابراین، از مشکلاتی که برای پیمایشهای مهاجرت پیش میآید سخت بودن دسترسی به جامعه مهاجران بوده و این امر، وقت و هزینه زیادی را برای محقق تحمیل میکند. بدینطریق، اکثر تحقیقات مهاجرتی به صورت اسنادی و کتابخانهای صورت گرفته و از طرحهای پیمایشی و قرار دادن شخص بعنوان واحد تحلیل صرفنظر میشود. در این بررسی، از طریق سنجش گرایش به مهاجرت این فرصت به وجود میآید تا بتوان در مورد مهاجران بالقوه و به عبارتی مهاجران آتی برنامه ریزی نموده و سیاستگذاران و برنامهریزان بتوانند از نیروهای حرکتی آنها به طور مطلوبی استفاده نمایند.
1-4 اهداف تحقیق
چنانچه از عنوان طرح برمیآید، هدف عمده و اصلی در این تحقیق بررسی رابطه بین تمایل به مهاجرت از آبادان با رضایت از زندگی میباشد. تعیین اهداف جزئی تحقیق موجب میشود که هدف کلی بیشتر قابل دسترس بوده و دستیابی به آن میسر گردد. اهداف جزئی و ویژه که در این تحقیق به آن پرداخته شده به شرح ذیل می باشد:
این مطلب را هم بخوانید :
1- تعیین میزان رضایت از زندگی افراد و تاثیر آن بر تمایل مهاجرت از آبادان.
2- شناخت نگرش پاسخگویان نسبت به دافعههای مبدأ و تأثیر آن برتمایل به مهاجرت از آبادان.
3- تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب ویژگیهای فردی آنان.
4- تعیین میزان رضایت از زندگی افراد بر حسب ویژگیهای فردی آنان.
5- تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب پایگاه اقتصادی-اجتماعی شان.
6- تعیین میزان تمایل افراد به مهاجرت بر حسب نگرش آنان به پدیده مهاجرت.
1-5 سوالات تحقیق
1- رضایت از زندگی در یک محیط چه تاثیری می تواند بر تمایل به مهاجرت از آن محیط داشته باشد؟
2- ویژگیهای فردی (همانند: سن، جنس، محل سکونت، مقطع تحصیلی و …) و دافعه مبدأ چه تأثیری میتوانند در تمایل به مهاجرت افراد داشته باشند؟
3- چه رابطهای بین ویژگیهای فردی (همانند: سن، جنس، محل سکونت، مقطع تحصیلی و …) و میزان رضایت از زندگی افراد وجود دارد؟
4- آیا پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد بر میزان تمایل به مهاجرت آنان تاثیر دارد؟
1-1 درصد بیسوادان درکل کشوربه تفکیک جنس و محل سکونت1355 ، 1365 ، 1375 …………………….. 4
1-2 میزان رشد و کاهش بی سوادی در قبل و بعد ازانقلاب ………………………………………………………………. 4
1-3 درصد بی سوادی برحسب سن ، جنس و محل سکونت دربین گروه های سنی 15تا34 سال ، 1375 …………. 5
1-4 درصد باسوادانی که درحال حاضر تحصیل نمی کنندبرحسب سن، دوره تحصیلی و محل سکونت 1375 … 6
1-5 درصد باسوادانی که درحال حاضرتحصیل نمی کنند برحسب سن، جنس و دوره تحصیلی ، 1375 ………….. 7
4-1 توزیع فرزندان 17تا30ساله برحسب سطح سواد وتحصیلات …………………………………………………… 50
4-2 میزانهای محرومیت تحصیلی فرزندان برحسب دوره تولد ………………………………………………………… 52
4-3 توزیع فرزندان واقع درفاصله سنی 17تا30سال برحسب وضعیت تحصیل ……………………………….. 53
4-4 توزیع خانوارها برحسب تعدادفرزندان محروم ازتحصیل به تفکیک محل سکونت ……………………… 54
4-5 توزیع کل خانوارها،خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل برحسب
تعداداعضا (بعد خانوار)………………………………………………………………………………………………………………….. 56
4-6 توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل برحسب
تعداد فرزندان ………………………………………………………………………………………………………………………………. 57
4-7 توزیع خانوارها برحسب جنس سرپرست و محل سکونت …………………………………………………………. 58
4-8 توزیع خانوارها برحسب وضع زناشویی سرپرست ………………………………………………………………….. 58
4-9 توزیع خانوارها برحسب محل سکونت ………………………………………………………………………………………. 59
4-10 توزیع خانوارها برحسب زبان محلی و قومی ………………………………………………………………………….. 60
4-11 توزیع خانوارها برحسب نوع ساختار خانواده ………………………………………………………………………… 61
4-12 توزیع خانوارها برحسب وضع شغلی سرپرست …………………………………………………………………….. 61
4-13 توزیع خانوارها ، فرزندان محروم ازتحصیل وبهره مندازتحصیل برحسب سطح تحصیلات سرپرست ….. 62
4-14 توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب میزان درآمد خالص سالانه …………………………………………………………………………………………………. 64
4-15 توزیع خانوارها برحسب نحوه تصرف محل سکونت ………………………………………………………………. 65
4-16 توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزند محروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب تعداداتاق دراختیارخانوار……………………………………………………………………………………………………. 66
4-17 توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب سطح زیربنای دراختیارخانوار……………………………………………………………………………………………….67
4-18 توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب مقدار هزینه سالانه خدمات فرهنگی ………………………………………………………………………………………. 68
4-19 توزیع فرزندان 17تا30ساله برحسب جنسیت …………………………………………………………………………. 69
4-20 توزیع فرزندان 17تا30ساله برحسب نحوه رفتار والدین با آنان ……………………………………………… 69
4-21 توزیع فرزندان محروم ازتحصیل و بهره مندازتحصیل برحسب متغیرهای مستقل اسمی ………… 72
4-22 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله بامحل سکونت خانواده ……………………………. 77
4-23 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با محل سکونت خانواده ……………………………. 78
4-24 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با نوع زبان محلی و قومی …………………………79
4-25 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با نوع زبان محلی و قومی ………………………….. 79
4-26 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با نوع ساختار خانواده …………………………….. 80
4-27 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30 ساله با نوع ساختار خانواده ………………………………. 80
4-28 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با وضع شغلی سرپرست ………………………….. 81
4-29 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با وضع شغلی سرپرست …………………………….. 82
4-30 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با نوع مالکیت مسکن خانوار……………………….. 82
4-31 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با نوع مالکیت مسکن خانوار ………………………… 83
4-32 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با نحوه رفتار پدر……………………………………….. 84
4-33 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با نحوه رفتار پدر ………………………………………… 84
4-34 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با نحوه رفتار مادر ……………………………………. 85
4-35 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با نحوه رفتار مادر ………………………………………. 85
4-36 رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30ساله با سطح سواد تحصیلات سرپرست ……………. 86
4-37 رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله با سطح سواد و تحصیلات سرپرست …………… 87
4-38 رابطه متغیرهای مستقل فاصله ای با وضعیت تحصیل فرزندان ……………………………………………….. 88
4-39 رابطه متغیرهای مستقل مقوله ای با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل درهرخانوار……………………. 93
4-40 رابطه سطح سواد و تحصیلات سرپرست خانوار با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل ……………………………… 97
4-41 رابطه متغیرهای مستقل فاصله ای با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل در خانواده ………………………………….. 98
4-42 طبقه بندی متغیر وابسته برای تنها فرزندان 17تا30 ساله براساس معادله لوجیستیک …………………………… 102
4-43 شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت تحصیل تنهافرزندان 17تا30سال درخانواده ………………………. 103
4-44 تأثیرمتغیرهای مستقل بروضعیت تحصیل تنها فرزندان 17تا30ساله درمدل نهایی لوجیستیک ……………… 105
4-45 طبقه بندی متغیر وابسته برای اولین فرزندان 17تا30ساله ، براساس معادله لوجیستیک ………………………..110
4-46 شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30 ساله ………………………………… 110
4-47 تأثیر متغیرهای مستقل بروضعیت تحصیل اولین فرزندان 17تا30 ساله ……………………………………………… 111
4-48 طبقه بندی خانوارها ازلحاظ داشتن یا نداشتن فرزندمحروم ازتحصیل براساس معادله لوجیستیک ………114
4-49 شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت خانوارها درداشتن یا نداشتن فرزند محروم ازتحصیل …… 114
4-50 تأثیر ویژگیهای سطح خانوار برداشتن یا نداشتن فرزند محروم از تحصیل ………………………………………. 116
چکیده :
دراین پژوهش، مسئله محرومیّت تحصیلیِ فرزندان درایران و عوامل تعیین کننده آن با رویکردی جامعه شناختی و جمعیت شناختی در دو سطح فرد و خانوار مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح فردی، تأثیر ویژگیهای اجتماعی – جمعیتی خانواده و برخی عوامل فردی بروضعیت تحصیل هریک از فرزندان واقع درسنین 17تا30سال و در سطح خانوار، نقش عوامل مربوط به سطح خانوار در تعیینِ تعداد فرزندان محروم ازتحصیل درخانوار، مورد اندازه گیری قرار گرفته است.
روش تحقیق در این پژوهش ازنوع تحلیل ثانویه داده ها و اطلاعاتِ مربوط به طرح «آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی – اجتماعی خانوار» در ایران است که توسط مرکز آمار ایران درسال 1380 به اجرا درآمده است. تحلیلهای دومتغیره و چندمتغیره تحقیق حاضر به کمک آزمونها و تکنیکهای آماری نظیر؛ آزمونهای کای اسکوئر و تحلیل واریانس، ضرائب همبستگی پیرسون، V کرامر ، اِتا و… ، و مدلهای رگرسیونی لوجیستیک صورت گرفته است .
نتایج تحلیلی داده ها بیانگر آنست که ازمیان عوامل متعدّد جمعیت شناختی در خانواده ها؛ در درجه اول بُعد خانوار و سپس تعداد فرزندان در خانواده ، در تعیین وضعیت تحصیل فرزندان از اهمیت خاصی برخوردارند و ازبین عوامل گوناگون اقتصادی و اجتماعی خانوارها؛ محل سکونت خانوار، میزان تحصیلات سرپرست خانوار، هزینه خدمات فرهنگیِ خانوار و تاحدودی تعلّقات قومی و نیز کیفیت مسکن خانوار، بیشترین میزان تأثیر رابربختِ بهره مندی فرزندان از تحصیلات بالاتر داشته اند. علاوه برمتغیرهای مذکور، وضعیت زناشویی سرپرست خانوار نیز براحتمال داشتن یا نداشتن فرزند محروم ازتحصیل در خانواده مؤثر بوده است .
این مطلب را هم بخوانید :
همچنین ازمیان عوامل فردی مورد مطالعه در این تحقیق؛ نحوه رفتارِ مادر بافرزند درمقایسه با رفتارِ پدر، دارای بیشترین تأثیر برعملکرد تحصیلی فرزندان ایرانی بوده و نقش چشمگیری در تعیین سطح تحصیلات فرزندان داشته است.
مقدمه :
از وظایف اساسی آموزش و پرورش عمومی در هر کشور انتقال میراث فرهنگی جامعه،پرورش استعدادهای دانش آموزان و آماده سازی آنها برای شرکت فعال در جامعه است. هیچ بخشی از فعالیتهای اقتصادی ،اجتماعی،سیاسی و فرهنگی دیده نمی شود که عملکرد آنها بی ارتباط با وضع سواد، سطح معلومات، مهارت، دانش وآگاهی های جمعیت انسانی باشد. به سخن دیگر آموزش رسمی وکسب مهارتهای علمی یکی از نیاز های اصلی مرتبط با توسعه درهرجامعه است.
در آغاز هزاره سوم، بخشی از جوانان و نوجوانان کشورمان که قرار است توسعه و پیشرفت کشور به دست آنان رقم بخورد، نه تنها در سطوح اولیّه تحصیلات متوقف شده اند بلکه توفیق ثبت نام در پایه اول دبستان را نداشته و از نعمت خواندن و نوشتن نیز بی بهره اند. در جامعه ای مانند ایران ، که توسعه همه جانبه ا ز آرزوهای صد ساله آن می باشد، کم سوادی و بی سوادی جوانان هردومسئله است.
دراین تحقیق مسئله محرومیت تحصیلی فرزندان، با نگاهی جامعه شناختی و جمعیت شناختی مورد پژوهش قرارمی گیرد و برای این منظور خانواده و خصوصیات اجتماعی-جمعیتیِ آن به عنوان مهمترین عامل و زمینه برای پرورش و رشد کیفی فرزندان، مدّ نظر قرار گرفته است. خانواده های ایرانی در فاصله سالهای 1335 تا 1365 بیشترین زاد و ولد و بیشترین رشد در بُعد خانواده را تجربه کرده اند. تعدادِ زیاد فرزندان در یک خانواده علاوه بر تقلیل منابع مادّی خانواده، توجه و حمایت والدین به هر یک از فرزندان را نیز کاهش میدهد و به قول جمعیّت شناسان، کمیّت فرزندان بر کیفیّت آنان برتری می یابد. یکی از جنبه های رشد کیفی فرزندان، فراهم کردن زمینه و شرایط مناسب جهت تحصیل و علم آموزی آنان با توجه به توانمندیشان تا سطوح مناسب و در خور جامعه ای خواهان توسعه می باشد.
در این پژوهش تئوریها و دیدگاه هایی از قبیل،کارکردگرایی، دیدگاه ستیز، نابرابری اجتماعی و مدارس، بُعد خانواده و پیشرفت فرزندان، به عنوان چارچوپ نظری تحقیق و مبنایی برای انتخاب متغیر ها وآزمون فرضیه ها مورد استفاده قرارمی گیرند.
روش تحقیق دراین پژوهش از نوع تحلیل ثانویه داده ها واطلاعات است. داده های مورد استفاده در این تحقیق مربوط به طرح « آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی خانوار» می باشد که در سال 1380 توسط مرکز آمار ایران به اجرا درآمده است. واحد تحلیلِ این تحقیق را فرد و خانوار تشکیل می دهد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانوارهای معمولی ایرانی ساکن در نقاط شهری و روستایی کشور است که دارای فرزندان 17 تا 30 سال تمام می باشند.
تحقیق حاضر در پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول مسئله اصلی تحقیق و ضرورت و اهمیت انجام این پژوهش مطرح گردیده است ، در فصل دوم به بیان دیدگاه ها و مبانی نظری و همچنین پیشینه تحقیقات انجام شده در ارتباط با مسئله تحقیق، در فصل سوم مباحث روش شناختی این تحقیق، در فصل چهارم نتایج تحلیلهای توصیفی و استنباطی داده های تحقیق، و در نهایت بحث و نتیجه گیری پایانی تحقیق در فصل پنجم ارائه شده است .
این تحقیق ماحصلِ راهنماییها، همفکرییها و زحمات بیدریغ و ارزشمند، اساتید گرانقدرم، آقای دکتر حسین محمودیان، استاد راهنما و آقای دکتر محمود قاضی طباطبایی، استاد مشاور، است. دراینجا سپاس و امتنان
در واقع، اعتبارات خرد، ابزاری پایدار، قدرتمند و کلیدی برای رفع فقر و وسیله ای برای سازگاری در جهت نیل به جنبه های فراموش شده عدالت اجتماعی مثل فقر، بیکاری و تبعیض و راهی برای توانمندسازی فقرا و رفع موانع توسعه اقتصادی است.
از آنجا که کاهش فقر و گرسنگی – امکان تحصیل برای کودکان، حداقل تا پایان مقطع دبستان، توانمندسازی زنان، کاهش مرگ و میر کودکان، مبارزه با بیماری ها، حفظ محیط زیست، مشارکت جهانی برای توسعه، تامین نیروی جسمانی مادران از اهداف هزاره سوم در نظرگرفته شده است، نقش اعتبارات خرد در این راستا، خصوصاً توانمندسازی زنان روستایی در توسعه روستایی بسیار مهم جلوه می کند. همچنین با آزمون سازگاری بین برنامه های اعتبارات خرد با سند چشم انداز 20 ساله کشور و برنامه چهارم توسعه در سطح کلان، می توان پی برد که هیچ ناسازگاری مشهودی بین محورهای تعیین شده در برنامه چهارم توسعه و مکانیزم اعتبارات خرد وجود ندارد چراکه اعتبارات خرد کاملاً مردمی هستند و همانطور که الگوی توسعه ایران برحفظ کرامت انسان ها استوار است، برنامه اعتبار خرد برنامه ای است گروهی و اجتماعی و در واقع نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می شود. (نوری نائینی، 1384)
بنابراین در کشور بعد از انقلاب، نهادهای مختلفی مانند بانک کشاورزی و کمیته امداد امام خمینی (ره)، وزارت جهاد کشاورزی این ضرورت را احساس کرده و اقدام به پرداخت اعتباراتی تحت عنوان اعتبارات خرد جهت توانمندسازی زنان روستایی نموده اند که می توان برتعدادی از آنها اشاره نمود.
مثلاً: در این راستا، طرح های زیر در بانک کشاورزی در رابطه با زنان طراحی شده و به مرحله اجرا درآمده است.
1-طرح حضرت زینب کبری (س) (خاص زنان سرپرست خانوار)
2- طرح تعمیر و بهداشتی کردن کارگاه های قالیبافی
3- پرداخت تسهیلات به شرکت های روستایی زنان
4- طرح آتیه بانک کشاورزی. (عرب مازار و سعدی، 1383، 19)
5- طرح ایران با هدف تجهیز منابع و اعتبار برای زنان ایران.
این طرح مختص زنان کشور است. افتتاح کنندگان هر یک از انواع حساب های سپرده ای یا قرض الحسنه، مشمول استفاده از امتیازات خدمات عمومی این طرح هستند. در این طرح، خدمات بانکی برای زنانی که به علت کهولت سن یا بیماری نمی توانند به شعب بانک مراجعه کنند، در محل سکونت آنان انجام می شود و موارد مصرف وام قرض الحسنه برای تامین کمک هزینه جهیزیه، تامین کمک هزینه تحصیلی (دانشگاه)، تامین کمک هزینه خود اشتغالی خود و فرزندان و تسهیلات و تعمیرات مسکن استفاده می شود. (سلطان محمدی، 1383، 27)
کمیته امداد امام خمینی (ره) نیز چه در زمینه توانمندسازی، چه در زمینه حمایتی اقداماتی برای زنان روستایی انجام داده است. از جمله طرح های حمایتی، می توان به طرح مددجویی اشاره کرد که شامل مددجویانی می شود که معمولاً بنا به عللی از قبیل بی سرپرستی، از کار افتادگی سرپرست، معلولیت سرپرست، استیصال و درماندگی و بیماری سرپرست تحت پوشش قرار می گیرند.
کمتیه امداد امام خمینی (ره) در زمینه خودکفایی مددجویان خود نیز فعالیت های مهمی را انجام داده است.
طرح ها و فعالیت هایی که جهت خودکفایی مددجویان تحت حمایت توسط این نهاد انجام می گیرد، یکی از اصولی ترین و شایسته ترین خدمات می باشد در این راستا، فعالیت های کمیته امداد در زمینه خودکفایی مددجویان حول چند محور عمده به شرح زیر است:
1-پرداخت وام خودکفایی، تهیه و واگذاری مواد اولیه و وسیله کار.
2-رسیدگی و نظارت بر فعالیت های خودکفایی خانواده های تحت حمایت
3-ارائه آموزش های فنی و حرفه ای
4- کاریابی برای مددجویان، ایجاد زمینه لازم برای جذب شدن مددجویان آموزش دیده در بازار کار.
5- پرداخت وام از محل تسهیلات تبصره های قانون بودجه.
6- پرداخت وام به زنان روستایی سرپرست خانوار (طرح حضرت زینب کبری (س)).
7- تهیه مقدمات لازم برای خودکفایی دسته جمعی و گروهی از طریق کارگاه های آموزشی و تولیدی.
8- تامین فضای خود کفایی. (گزارش آماری کمیته امداد – 1383)
دفتر امور زنان روستایی وزارت جهادکشاورزی (از دفاتر تابعه معاونت ترویج و مشارکت مردمی) نیز از سال 1379 تلاش هایی را برای ایجاد صندوق اعتبار خرد در مناطق روستایی با هدف طراحی یک الگوی بومی از اعتبار خرد که منطبق با شرایط کشور باشد، آغاز نمود. هدف اصلی این صندوق توسعه منابع انسانی و تشکیل نهادهای اجتماعی رسمی برای زنان با هدف ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی با محوریت اعتبار و پس انداز است.
از میان طرح های در حال اجرای نهادهای مختلف، برای بررسی پیامد اعتبارات خرد، ابتدا تصمیم به پژوهش در زمینه صندوق های اعتبارات خرد گرفتم و در این زمینه به روستای شادمهن از توابع فیروزکوه مراجعه شد تا پیامد این صندوق ها که در واقع نوعی بانک زنان روستایی است بر توانمندسازی زنان بررسی شود،
این مطلب را هم بخوانید :
ولی به دلیل اینکه یک تحقیق جامع در زمینه بانک پذیری روستاییان در روستای حصاربن توسط خانم دکتر شادی طلب (1380) اجرا شده بود، تصمیم به بررسی پیامد طرح حضرت زینب کبری (س) در فعالیت دامداری در زمینه توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در بویین زهرا گرفته شد.
علت انتخاب طرح حضرت زینب کبری (س) این بود که این طرح خاص زنان سرپرست خانوار روستایی است و این قشربه عنوان فقیرترین فقرا شناخته شده اند و بکارگیری صحیح اعتبارات خرد در ایجاد شرایطی برای افزایش درآمدشان مهم به نظر می رسید. هرچند که چالش هایی بر سر انتخاب زنان سرپرست خانوار به عنوان فقیرترین فقرا وجود دارد از جمله اینکه شاید توسط فرزندان بزرگسال آنها تحت حمایت قرار گرفته و وضعیت بدی نداشته باشند و یا به این علت که چون فرهنگ کارکردن در چنین خانواده هایی وجود دارد حتی دختران آنها نیز به فعالیت مشغول بوده و وضعیت خانواده از نظر مالی چندان نامناسب نباشد و یا اینکه زنان سرپرست خانوار در وضعیتی باشند که فردی تحت تکفل آنها نباشد و درآمد آنها کفاف زندگی شان را بدهد ولی با توجه به موارد گفته شده نظر غالب براین است که آنان فقیرترین فقرا هستند.
3-4- چارچوب عملی تجربه شده در دنیا و ایران: 43
3-5- چارچوب مفهومی تحقیق.. 45
4-1 معرفی طرح حضرت زینبکبری(س) 49
4-1-1 اهداف اجرای طرح حضرت زینب کبری(س) 50
4-1-2 ویژگیهای طرح حضرت زینب کبری(س) 51
4-1-3 روش اجرای طرح.. 52
4-1-4 آمار عملکرد طرح حضرت زینبکبری(س) از ابتدای اجرای طرح تا پایان شهریور 1384 بر حسب نوع فعالیت 55
4-1-5 تعداد کل تسهیلات اعطا شده طرح حضرت زینب کبری (س) بر حسب فعالیت در کشور از ابتدای طرح تا پایان شهریور 1384 …………………………………………………………………….57
4-1-6 مبلغ کل تسهیلات اعطا شده طرح حضرت زینب کبری (س) بر حسب فعالیت در کشور از ابتدای طرح تا پایان شهریور 1384…………………………………………………………………. 58
4-1-7 سری زمانی تعداد تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری (س ) از سال 1383-1373 ………………………………………………………………………………………………………………………..59
4-1-8 سری زمانی مبلغ تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری (س) از سال 1383-1373 …………………………………………………………………………………………………………………………60.
4-1-9تعداد و مبالغ وامهای طرح حضرت زینب کبری (س) طی سالهای 1383-1379 در کل کشور…………………………………………………………………………………………………………………………..61
4-1-10 تعداد تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری (س) به فعالیت دامداری به تفکیک استانی از ابتدای طرح تا پایان شهریور 1384 …………………………………………………………………..62
4-1-11 مبلغ تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری(س) به فعالیت دامداری به تفکیک استانی از ابتدای طرح تا پایان شهریور 1384 …………………………………………………………………..62
5- متغیرهای تحقیق: 63
1- متغیرهای مستقل: 63
2- متغیر وابسته: 63
6- گزارههای تحقیق: 63
7- جامعه آماری و ویژگیهای آن. 64
7-1 نقشه استان قزوین به تفکیک شهرستان …………………………………………………………………67
7-2 جدول تعداد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش طرح حضرت زینب کبری (س) در فعالیتهای مختلف در استان قزوین……………………………………………………………………………….68
7-3 تعداد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش طرح حضرت زینب کبری (س) در فعالیت دامداری در شاخههای مختلف استان قزوین طی سالهای 1383-1379……………………………….68
7-4 نمودار دایرهای سهم تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری (س) بر حسب نوع فعالیت در استان قزوین از سال 1383-1373 ……………………………………………………………….69
7-5 نمودار دایرهای سهم مبلغ تسهیلات اعطایی طرح حضرت زینب کبری (س) بر حسب نوع فعالیت در استان قزوین. از سال 1383-1373 …………………………………………… …………70
8- قلمرو مکانی تحقیق.. 70
8-1 نقشه توزیع خطوط ارتباطی در بخش بوئین زهرا………………………………………………………71
8-2. منوگرافی مختصری از روستای قشلاق چرخلو، خیارج و شهر سگزآباد………………………..72
9- قلمرو زمانی تحقیق: 73
10- روش نمونهگیری و حجم نمونه: 73
11- روش تجزیه و تحلیل دادهها: 76
12- محدودیتهای تحقیق: 76
13- شرح واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق: 76
فصل دوم:مروری بر ادبیات موضوع
مروری بر ادبیات موضوع: 78
الف – مروری بر پیشینه تحقیق: 78
ب ـ مروری بر پیشینه موضوع: 80
1- روند پیدایش برنامههای توسعه: 80
3- مبانی نظری رهیافتهای تجربه شده: 87
1- رهیافت رفاهی.. 88
2- رهیافت فقرزدایی: 90
3- رهیافت کارایی: 91
4- رهیافت عدالت: 92
5- رهیافت توانمندسازی: 93
4- تجارب کشورهای مختلف در زمینه اعتبارات خرد: 94
5- روند تحولات برنامههای اعتبارات خرد در ایران …………………………………………………….97
فصل سوم.
الف. داده های موجود در اسناد تحقیقات گذشته: 103
ب. آمارهای رسمی : 103
ج. مدارک و اسناد سازمانی: 104
فصل چهارم
1-1-تحلیل توصیفی ……………………………………………………………………………………… 106
1-2- تحلیل استنباطی: 108
4-1 جدول فراوانی نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار ، میانگین ، انحراف استاندارد و انحراف استاندارد میانگین ………………………………………………………………………………………………………109
4-2 آزمون لون وt …………………………………………………………………………………………………. …109
4-3 جدول بررسی اثر سن بر نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار ………………………………..111
4-4 جدول ادغامی سن بر نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار ……………………………………..112
4-5 جدول بررسی آزمون خی – دو وF ……………………………………………………………………….112
4-6 جدول بررسی اثر تحصیلات بر نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار…………………………113
این مطلب را هم بخوانید :
4-7 جدول ادغامی بررسی اثر تحصیلات بر نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار ……………114
4-8 جدول بررسی آزمون خی – دو و F…………………………………………………………………….114
4-9 جدول بررسی اثر تعداد افراد تحت تکفل زنان سرپرست خانوار بر نوع فعالیت………..116
4-10 جدول ادغامی بررسی اثر تعداد افراد تحت تکفل بر نوع فعالیت ……………………………117
4-11 جدول آزمون خی – دو وF ………………………………………………………………………………..117
2-1- مواردی از مشاهدات و مصاحبات صورت گرفته در چند روستای بوئین زهرا 118
فصل پنجم.
1) نتیجه گیری: 123
2) مشکلات و نارسایی های طرح حضرت زینب کبری (س) 127
3) پیشنهادها. 129
3-1- سخن آخر : 132
فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………..133
پیوست
تاریخ قومی. 145
نگرشها و هویت قومی. 146
احساس تبعیض… 149
تعصب.. 149
رفتارهای قالبی یا کلیشهای 150
هویت قومی در برابر هویت ملی؟ 153
هویت فراملی و فرو ملی. 154
تحولات عراق و هویت قومی – ملی. 155
فصل ششم. 158
بحث و نتیجهگیری.. 158
نتیجه گیری. 159
خلاصهی نتایج به دست آمده 161
منابع و مأخذ. 163
منابع فارسی. 164
منابع لاتین. 169
مقدمه
توجه به هویت در علوم اجتماعی و حتی علوم انسانی امروز به وضوح از گفتگوهای فلسفی دربارهی هویت فراتر رفته است. بحثهای انتزاعی فلسفه در مورد کیستی ما و ” ما هو ” در علوم اجتماعی امروز یا به کلی فراموش شده یا تنها به عنوان بخشی از مقدمهی بحثهای میآید. علوم اجتماعی امروز فارغ از مفهوم و معنای لغوی یا فلسفی هویت به نقش هویت در زندگی اجتماعی یا حتی هویت فردی میپردازند که ناگزیر بر زندگی اجتماعی تأثیر میگذارد.
هویت یکی از مفاهیم عمدهای است که انسان در سراسر زندگی اجتماعیاش با آن درگیر بوده است. در طول زمان علاوه بر هویتهای فردی و پایهای طبیعی ، افراد انسانی خود را با هویتهای گوناگون اجتماعی مانند هویت خانوادگی و خویشاوندی ، هویت شغلی و مالی ، هویت سرزمینی یا نژادی ، هویت قومی یا ملی و … تعریف کردهاند.” زندگی اجتماعی انسان بدون وجود راهی برای دانستن اینکه ” دیگران ” کیستند و بدون دانستن ” ما ” کیستیم ، غیر قابل تصور است “.(جنکینز، 1381:8)
از همین روست که پایهای ترین مفاهیم علم انسان شناسی و حتی پیش از آن، اندیشهی انسان شناختی ( ما قبل تاریخ علم انسان شناسی ) ، مفاهیم “خود” و “دیگری” هستند. اینکه ” من ” کیستم بدون آگاهی از کیستی “دیگری ” ممکن نیست. دو مفهوم “خود” و “دیگری” را میتوان با مفهوم “هویت” و “دیگربودگی” انطباق داد. (کیلانی ،1996 و لمبارد 1994، در فکوهی 1381:22) به زبان دیگر ” تأکید اولیه انسانشناسان آنچنانکه همواره گفتهاند فهم غیریت [ دیگری ] فرهنگی است.” ( جنکینز در بالمر ، 1381:165)
از میان همه ی این هویتها ، بعد از شکل گرفتن اشکال مدرن دولت-ملت، هویت ملی و قومی یکی از اشکال مهم هویت انسان اجتماعی است. این دو هویت ، گرچه همیشه در برابر هم قرار نمیگیرند، یعنی تعلق به یکی نشان دهنده ی عدم تعلق به دیگری نیست، اما می توان گفت که همیشه رابطه ی کاملا نزدیک و تنگاتنگی با هم دارند.
پارامترهایی که برای مطالعه و پاسخ به پرسشهای این تحقیق ، بیش از هر چیز مورد توجه است، بررسی هویت ملی، هویت قومی و ویژگیهایی است که در میزان تعلق ملی مهم است.
این پژوهش بر آن است که پیش از همه با یافتن عوامل موثر بر میزان تعلق ملی، و مؤلفه های هویت ملی و قومی جمعیت آماری خود، به این پرسش پاسخ دهد که آیا شناختی که گفتمان عامه از هویت ملی ، قومی و تعلق ملی دارند، همان شناختی است که گفتمان های موجود دیگر یعنی گفتمان روشنفکری(شامل گفتمان میان انجمن های فرهنگی و نشریات کرد زبان )و یا حتی گفتمان سیاسی –نظامی کردی دارند، یا متفاوت است و اگر متفاوت است چه عواملی این تفاوت را به وجود آورده اند.
” هویت های مختلف به شیوه های پیچیده ای با هم تلاقی می کنند.نهاد ها –همچون هویت ها – فراورده های آنچه مردم به انجام آن مبادرت می کنند، هستند، و در عین حال به عمل آنان شکل می دهند. با این حال نهادها در هیچ تعبیری ، در هیچ چیز فراتر از عمل مردم موجودیت نمی یابند. در واقع نهادها همان فرایندهای مستمر نهادینه کردن هستند که به طور جمعی به مثالی بدل شده باشند “.(جنکینز،1381:214)
هویتها از نظر روانی برای افراد و ادامهی زندگی اجتماعی مهم و حیاتیاند ، اما آنچه باعث میشود مفهوم هویت برای متفکران علوم اجتماعی دارای اهمیت شود، این است که هویتها در رفتار مردم نقش دارند. مثلاً اگر فردی خودش را یک کرد تصور کند تلاش میکند که همانند یک کرد عمل کند ؛ و همین عملکرد اجتماعی فرد است که دانشمندان علوم اجتماعی را تشویق به تحقیق در مؤلفههای هویتی افراد، گروههای اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی میکند.” اما مفهوم هویت به همان اندازه که حیاتی است ، مبهم هم هست “( هانتیگتون،1384:41) تعریف هویت دشوار است و در بسیاری از روشهای معمول اندازهگیری نمیگنجد.
هویت به تصوراتی از خصوصیات فردی و تمایز مربوط میشود که توسط یک بازیگر اجتماعی حفظ و القا شده و به واسطهی روابط با ” دیگران ” شکل گرفته اند.
(Katzenstein. Peter J ،1996:59)
در این پژوهش ضمن رد واژهی ناسیونالیسم قومی که موجب سردرگمی میشود و کسانی چون کونور (در احمدی ، 1378:38) و یا دستوره (1380) آن را به کار برده اند، از واژهی قومگرایی استفاده میشود. دلایل رد این اصطلاح که لوئیس اشنایدر نیز (1969) از آن انتقاد کرده است را در فصل دوم میآوریم.
آنچه قرار است در این پایان نامه بدان پرداخته شود وضعیت قوم کرد است، سیاستهای کلی و کلانی وجود دارد که دولتهای ملی خود را ناچار میدانند که آنها را به اجرا در آورند تا مانع تنشهای قومی شوند. اما سیاستهای خرد تری نیز وجود دارند که بسته به موقعیت خاص هر قوم باید در نظر گرفته شود ، به عنوان مثال وضعیت اقوام کرد و ترک و بلوچ در ایران از نظر تنشها و تحرکات قومی کاملاً با هم متفاوت است.(احمدی ، 1378) در همین راستا گروههای مختلف اقوام کرد از ساکنین استان کردستان گرفته تا کردهای کلهر کرمانشاه و کردهای آذربایجان غربی هر یک نیز وضعیت متفاوتی دارند که سیاستهای متکثری را میطلبد. همین دیدگاه است که در شرایطی که پیشتر نیز هویت قومی و ملی اهالی بخشهایی از مناطق کرد نشین مورد مطالعه قرار گرفته است ، ما به سراغ منطقهی کردنشین دیگری برویم.
در ایران اقوام کردی داریم که هریک با داشتن زبان متفاوت و دینی ، محیط زیست ، محیط اجتماعی و محل زندگی ، رابطه ی منحصر به فردی را با دولت مرکزی و در نتیجه بقیه اقوام ایجاد می کنند. گروه های قومی که با توجه به شرایط ویژه ای که طی آن خود و هویت قومی و ملی خود را تعریف می کنند، میزان تعلق ملی شان متفاوت است و به همان نسبت هم خواسته ها و تحرکات قومی متفاوتی دارند. به همین دلیل هم محقق بر آن است ضمن بررسی تعلق ملی آنها، به شناخت آنها از خود و دیگری، هویت قومی و هویت ملی پی ببرد.
طرح مسأله
در چهارچوب سیاسی
ایران کشوری است که به خاطر موقعیت ویژه اش در تنوع قومی[1] و تحرکات قومی گریزی از مرکزی – که از زمان تشکیل دولت ملی [2] ، کمابیش همیشه با آن مواجه بوده است ( احمدی ،1378: 91-93 ) – نیاز اساسی به شناخت موقعیت خود به عنوان یک جامعهی چند فرهنگی [3] دارد. شناختی که طی آن از یک سو، بتوان طی آن به حقوق اقلیتهای قومی احترام گذاشت و از سوی دیگر دولت مرکزی یکپارچگی خود را تضمین کند.
گرچه وجود کشوری به نام ایران سابقهی چند هزار ساله دارد ، در حقیقت سابقهی وجود دولت در ایران به هزارهی ششم پیش از میلاد میرسد ( فکوهی a . 1380) ( فکوهی در برتون ، 1380:13) و انسجام این مجموعهی اقوام در این تاریخ چند هزار ساله برای حفظ موجودیت سیاسی کشور کافی بوده است ، اما بعد از شکل گرفتن دولت ملی ایران به مفهوم مدرن آن ، گرایشهای قومی گریز از مرکز شکل جدیدی به خود گرفته است . این گرایشها به صورت تحرکات قومی مورد نظر ما –” که تا پیش از این بیشتر به صورت تحرکات ایلی و قبیلهای بوده است ” ( احمدی ، 1378:92 )- از سالهای 1320 آغاز شده است و تا کنون [4] نیز با شدت و حدت متفاوتی ادامه داشته است.
آنچه مشکلات قومی ایران را دو چندان کرده است ، موقعیت ویژهی ایران در خاورمیانه است . مرز ایران تقریباً در همه جا مرزی است میان اقوامی که در دو طرف مرز اشتراکات قبیلهای ، خویشاوندی ، زبانی و فرهنگی دارند . ( ن. ک . به نقشه شماره 1) اقوامی که از نظر فرهنگی بیشتر خویشاوند اقوام آن سوی مرز هستند تا مردم داخل مرزهای رسمی کشور. در شرق بلوچهای سیستان و بلوچستان ، خویشاوند بلوچهای پاکستانند، در شمال ترکمنها ، همسایه کشور ترکمنستان ، در شمال غربی آذریها همسایهی آذربایجان و جنوب غرب اعراب خوزستان در همسایگی فرهنگی و مکانی اعراب به سر میبرند. همین موقعیت ویژه است که شبکهی خبری عربی الجزیره را وا میدارد که طی درگیریهای اخیر اهواز در اخبار خود به عنوان یک واقعیت عنوان کند که «اهواز در سال 1925 میلادی ضمیمهی ایران شد
این اقوام که مرزهای سیاسی آنها را از هم جدا کرده است آنقدر انسجام دارند که یک اتفاق در گروه قومی همسان در کشور همسایه باعث تشنج در همان گروه در ایران میشود.[5]
تحرکات قومی ترکمنها در شمال کشور به خاطر عدم دخالت همسایهها و ضعف گروههای قومی با برقراری مجدد اقتدار دولت مرکزی ایران بعد از جنگ جهانی دوم به پایان رسید ( عسکری خانقاه ، 1374) تحرکات شرق کشور نیز به دلیل ضعف گروههای قومی آن سوی مرز که محرک اصلی بلوچها هستند به راحتی آرام شدهاند (حمدی ، 1378:118 )، تحرکات شمال غربی و جنوب غربی نیز با توافق و قراردادهای بینالملی [6] آرام میشوند.
در این میان اقلیت قومی کرد به دلیل موقعیت ویژهاش در خاورمیانه ، در ایران نیز وضعیت ویژهای دارد. آنها را با قراردادهای بینالمللی نمیتوان به آرامش فرا خواند، آنها در عراق ،ترکیه ، سوریه نیز بدون دولت و با شدت و حدت متفاوت خواهان خودمختاری هستند. کردها بزرگترین گروه اقلیت خاورمیانه هستند، کردستان ایران در غرب کشور بخشی از ناحیه کردنشین بزرگتری است که جنوب ترکیه ، شمال عراق و شرق سوریه هم شاملاش می شود. گرچه فعالیتهای سیاسی –نظامی کردستان ایران در مقایسه با کردستان عراق و ترکیه خشونت کمتری دارد ولی در ایران مسائل زبانی و مذهبی و فرهنگی ودر نتیجه تحرکات قومی کردها در ایران بیش از ترکها ، بلوچها وعربهای ایران است.( احمدی،1383:76) ” کردها را بسیاری ، بزرگترین گروه مردم بدون دولت میدانند. ” (برتون،1380:105) قدرت دولت مرکزی ایران مانع شده است که ایران یوگسلاوی یا نزدیکتر برویم افغانستان دیگری شود ، اما در طول همین دوره به هرحال همیشه تحرکاتی وجود داشته و آنچه در این میان فراموش شده است تلاش برای یافتن راه حلی فرهنگی برای حفظ حاکمیت ملی و تقویت اتحاد اقوامی است که قرنها با هم زیستهاند و تاریخ گواه امکان همزیستی مسالمتآمیزشان است.
در چهارچوب فرهنگی
” الگوی فرهنگی- قومی کشور ایران ، الگوی پیچیدهای متشکل از گروههای قومی ، زبانی ، مذهبی، نژادی، فرهنگی ، و منطقهای را به نمایش میگذارد ، تا جایی که به جرأت میتوان ادعا کرد این تنوع و پیچیدگی، خصیصهی بنیادی جامعهی ایران است “. (مقصودی، 1380:16)
این تنوع به خودی خود یک خصیصهی منفی نیست. ” قومیت آشکارترین شکل و منبع خرده فرهنگهاست ” و خرده فرهنگها میتوانند به اعتلای فرهنگ جامعه کمک کنند . اما در برخی موارد ویژگیهای فرهنگی مانند قومیت یا مذهب باعث جدایی مردم از یکدیگر (گاهی به صورتی بسیار تراژیک ) میشود. مثلاً یوگسلاوی سابق در جنوب شرقی اروپا را در نظر بگیرید . از جمله عواملی که آتش ناآرامیها این کشور را در سالهیا اخیر دامن زد کثرت و گوناگونی فرهنگی بود. این کشور کوچک که مساحت آن نصف انگلستان است ، قبل از فروپاشی 25 میلیون نفر جمعیت ، دو نوع خط ، سه مذهب ، چهار زبان ، پنج ملیت ، و شش جمهوری سیاسی داشت و از جانب هفت فرهنگ مختلف محاصره شده بود. ستیز فرهنگی که این کشور را به سوی جنگ داخلی سوق داد نشان دهندهی آن است که خرده فرهنگهای مختلف درون یک جامعه فقط منبعی برای تکامل و رشد فرهنگی نیستند ، بلکه منبعی برای تنش و خشونت نیز میباشند.
اما آنطور که جنکینز میگوید : ” قومیت به شباهت و تفاوت “ما ” و ” آنها ” متکی است. شناسایی قومی به شیوه یا خاص سرنوشت فرد را به جمع گره می زند که ممکن است پیامدهای مهمی داشته باشد .” (جنکینز، 1381:110) این پیامدهای مهم گاه میتواند پیامدهای مهم سیاسی باشد که گاهی مواقع تا تبدیل شدن به پیامدهای نظامی هم پیش میروند.
با توجه به آنچه گفته شد، مسألهی بحرانهای قومی در ایران گرچه به خودی خود یک مسألهی سیاسی و مطرح در علوم سیاسی نیز هستند، اما تقلیل این امر به تنها یک امر سیاسی اشتباهی است که در نه تنها به نادیده گرفتن حقوق اقوام مختلف منجر میشود ، تاوانش را در دراز مدت دولت مرکزی نیز پرداخت خواهد کرد. چرا که ” در جوامع چند قومی مانند ایران یکی از مهمترین عوامل تهدید کنندهی یکپارچگی ، رفتار تبعیض آمیز با قومیتهاست. تبعیض و بیعدالتی از یک سو سبب تشدید تعصبات و پیشداوریهای منفی در بین اقوام می گردد و از سوی دیگر زمینه را برای تشدید تضادها و کشمکشهای قومی فراهم میآورد” (یوسفی ، 1383:49) رفتار تبعیض آمیز با قومیتها در ایران به دلیل اینکه قومیتها در ایران ریشهی نژادی ندارند و تضادها تاریخی نیستند ، در بسیاری از موارد ناخواسته اتفاق میافتد.
در شرایط کنونی آنچه بیش از هرچیز بر اهمیت و حساسیت مطالعات قومی افزوده است ، انقلاب در عرصهی اطلاعات و ارتباطات است که به مسائل قومی ابعاد برون مرزی منطقهای و بینالمللی بخشیده است. شرایطی که باعث از بین رفتن مرزهای جغرافیایی ، ارتقای سطح آگاهیهای عمومی و شناخت بهتر افراد نسبت به هویتهای فردی و اجتماعی شده است. کمرنگ شدن مرزهای جغرافیایی افزایش کمی و کیفی امکان برقراری ارتباط با گروهها و اقوام هم ریشه و هم تبار در آن سوی مرزها شده است.
از سوی دیگر تاریخ درگیریها و گرایشهای سیاسی کردها نشان میدهد که ” روابط فرهنگی میان کردها و فارسها مانع بروز گرایشهای قوی سیاسی مرکز گریز بوده است ” (احمدی ،1378:90)
این مطلب را هم بخوانید :
ضرورت و اهمیت تحقیق
در این بخش لازم است فارغ از اینکه ما به این موضوع بپردازیم یا نه ، اهمیت و ضرورت کارکردی پرداختن به چنین مسألهای را مورد بحث قرار دهیم . این بحث را باید در چند سطح مورد توجه قرار داد:
اهمیت هویت در جهان در حال تغییر امروزه ، مسألهای آشکار است ، چرا که فضا( و مکان ) ، زمان و فرهنگ به عنوان عوامل شکل دهندهی هویت ( گل محمدی ، 244- 1383:228) به سرعت در حال تغییرند.
هانتیگتون در کتاب خود ” چالشهای هویت در آمریکا” ، ذیل عنوان بحران جهانی هویت میگوید، امروزه مدرنیزه سازی ، توسعه اقتصادی، شهر نشینی و جهانی سازی مردم را وادار کرده است تا در بارهی هویت ملی خود تجدید نظر کنند. هویتهای منطقهای و فرهنگی ” دیگر ملی” از هویتهای گسترده تر ملی، در حال پیشی گرفتن هستند. ( هانتیگتون ، 1384:29)
این تغییر سریع هویتها باعث شده که امروزه کشمکشهای هویت بنیان[7] ، به عنوان یکی از سر فصلهای مطالعات علوم اجتماعی در آید.
قومیتها و تعلقات قومی معمولاً وقتی در علوم اجتماعی و حتی روانشناسی اجتماعی مورد توجه قرار میگیرند که گروه قومی گروه اقلیت[8] نیز باشد.( گرچه این بدین معنا نیست که گروههای اکثریت کمتر قومی هستند) در اواخر جنگ جهانی دوم ، لوئیس ویرث در مقالهای تحت عنوان مسألهی گروههای اقلیت، گروههای اقلیت را دستهای از مردم تعریف میکند که به دلیل داشتن ویژگیهای فیزیکی یا فرهنگی متفاوت از اعضای دیگر جامعه منجر میشوند و اعضای گروههای دیگر جامعه به ویژه اعضای گروه اکثریت با آنها رفتارهای تبعیض آمیز میکنند. (Wirth.L.1985:345) رفتار ویژهی جامعه با گروههای اقلیت به عنوان گروههای آسیب پذیر، باعث این توجه آکادمیک شده است.
از ابتدای قرن بیستم در شرایطی که بسیاری از مردمی که به عنوان قبایل یا بومیها مورد مطالعهی انسان شناسان اجتماعی قرارگرفته بودند حالا دیگر در پی جنبشهای آزادی ملی ملت یا کشمکشهای قومی دولتهای پسا استعماری، قوم محسوب میشدند. آنها که پیش از این یک قبیله بودند ، حالا تبدیل شده بودند به اقلیتهای قومی[9] . از سوی دیگر. بسیاری از گروههای قومی به شهرها و مناطق مرکزی کوچ کردند. جایی که آنها با مردمی با رسوم ، زبان و هویتهای دیگری ، مواجه شدند، این گروه نیز از سوی جامعهشناسان و انسانشناسان شهری مورد توجه قرار گرفتند.
و بالاخره تعداد زیادی از اعضای گروههای قبیلهای سابق نیز، به اروپا و امریکای شمالی مهاجرت کردند. جایی که روابطشان با جامعهی میزبان به طور گستردهای به وسیلهی جامعهشناسان، روانشناسان و انسانشناسان اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته و میگیرد. به طور کلی رابطهی دولت به عنوان نمایندهی اکثریت با گروههای قومی به عنوان گروههای اقلیت یکی از زمینههای اصلی تحقیقات علوم اجتماعی است.
همانطور که پیشتر در طرح مسأله دربارهی وضعیت ویژهی ایران در تنوع قومی و نیز شرایط کردها اشاره شد کردها به گواه تاریخ ایران ، حساسترین مطالبات قومی را از ابتدای تشکیل دولتهای ملی داشتهاند. تشکیل دولت مستقل مهاباد و مبارزات گاه مسلحانهای که تا اوایل انقلاب به طول انجامید گواه این ضرورت است.