4-9- عملکرد دانه 46
4-10- شاخص برداشت 48
4-11- گلوتن دانه 49
4-12- فسفر دانه 50
4-13- همبستگی بین صفات مورد بررسی 50
4-14- نتیجهگیری 53
4-15- پیشنهادات 53
4-16- فهرست منابع 54
چکیده:
به منظور بررسی تاثیر کود زیستی فسفات بارور 2 بر عملکرد گندم آبی رقم الوند آزمایشی در سال زراعی 89-1388 در منطقه پاتاوه واقع در شهرستان دنا انجام گردید. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار اجراء گردید. تیمارها شامل، 1- کود بارور2 به روش بذرمال 2- کود بارور2 به روش محلول پاشی 3- کود بارور2 به روش بذرمال +کود فسفاته 4- کود بارور 2 به روش محلول پاشی + کود فسفاته 5- کود فسفاته بدون بارور 2 بعنوان شاهد بودند. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد خوشه در واحد سطح (مترمربع)، طول سنبله، ارتفاع گیاه، میزان گلوتن دانه، تعداد دانه در سنبله، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، وزن هزار دانه، شاخص برداشت و فسفر دانه بود. نتایج نشان داد که اثر تیمارها بر تمامی صفات به جزء شاخص برداشت معنیدار بود. در اکثر صفات مورد ارزیابی تیمار کودی کاربرد کود بیولوژیک فسفات بارور 2 به روش بذرمال به همراه مصرف کود سوپر فسفات تریپل نسبت به سایر تیمارهای کودی برتری داشت. تیمار محلولپاشی فسفات بارور 2 نیز در اکثر صفات کمترین مقدار بود.
واژههای کلیدی:
فارسی: عملکرد، گندم آبی الوند، کود زیستی، کود فسفات بارور 2.
فصل اول: مقدمه
1-1-کلیات
شرایط امروز جهان از نظر تولید محصولات کشاورزی و تغذیه جهانی بیش از هر زمانی در گذشته، پیچیده و بغرنج شده است. برای تأمین امنیت غذای بشر باید تولید محصولات کشاورزی افزایش یابد. افزایش تولید با افزایش سطح زیر کشت یا با افزایش عملکرد در واحد سطح میسر میشود که گزینه اول بسیار محدود است و این امر سبب توجه هرچه بیشتر به افزایش عملکرد در واحد سطح گردیده است.
گندم بیش از همهی گیاهان دیگر در جهان کشت میشود و در جهان درهیچ ماهی از سال وجود ندارد که در آن محصول گندم بدست نیاید و یا کشت نشود. در دنیای امروز گندم نه تنها یک ماده غذایی اساسی و مهم است بلکه از لحاظ سیاسی نیز از اهمیتی هم پایه نفت وحتی برتر از آن برخودار است (بهنیا، 1373). در سطح دنیا نزدیک به 52% زمین های قابل کشت دنیا به کشت غلات اختصاص دارد که 3/1 این مقدار زیر کشت گندم است (امام، 1383). گندم مهمترین گیاه زراعی روی زمین است (1976 Martin,). گندم از نظر میزان تولید، مهمترین گیاه زراعی در جهان بوده و تولید آن در سال 2010 به حدود 674 میلیون تن رسیده است (FAO,2010). ایده مصرف کودهای شیمیایی یکی از راهکارهای افزایش عملکرد است. در سالهای اخیر مصرف کودهای شیمیایی به صورت غیر معقول افزایش
یافته است، به طوری که در سال 1998 مصرف این کودها به 365 میلیون تن در سال رسیده است، که با رشدی 65/3 برابری نسبت به چهل سال پیش روبرو است. اگر روند مصرف کودهای شیمیایی به همین روال ادامه یابد، زندگی بشر در آیندهای نزدیک با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد شد. این معضل در کشورهای جهان سوم بیشتر به چشم می آید.
کشور ما نیز به دلیل شرایط آب و هوایی حاکم بر آن از جمله کمبود بارندگی و نوسانات زیاد آن، دارای اکوسیستم شکنندهای است. از دیگر سو بهره برداری از اراضی کشاورزی به صورت غیر اصولی در حال انجام است. یکی از راهکارهای حل این مشکل، تغییر مدیریت کشاورزی غیر اصولی رایج، به مدیریت پایدار کشاورزی است. کشاورزی پایدار مدیریتی است که ضمن برخورداری از پویایی اقتصادی، می تواند موجب بهبود وضعیت محیط زیست و استفاده بهینه از منابع موجود شود. علاوه بر این کشاورزی پایدار با رعایت اصول اکولوژیکی میتواند ضمن ایجاد توازن در محیط زیست، زمینه بهره وری طولانیتری را برای انسان فراهم سازد. یکی از ارکان کشاورزی پایدار استفاده از کودهای زیستی در بوم نظامهای زراعی با هدف حذف یا کاهش مصرف کودهای شیمیایی است. کودهای زیستی شامل مواد نگهدارندهای با جمعیت متراکم یک یا چند نوع ارگانیسم مفید خاکزی و یا به صورت فراوردههای متابولیک این موجودات است که به منظور تأمین عناصر غذایی مورد نیاز گیاه در بوم نظام زراعی به کار میروند. اولین کود زیستی درسال 1895 در آمریکا با نام نیتراژین[1] تولید شد. بعد از آن کودهای بیولوژیکی متفاوتی به صورت عمومی و خاص جهت محصولات کشاورزی تولید گردید. اما به دلیل اثرات سریعتر کودهای شیمیایی و سهولت کاربرد و قیمت نسبتاً ارزان، موجب کم توجهی به استفاده از کودهای زیستی گردید. اما در سی سال اخیر آنچه ضرورت تغییر در نظامهای متداول را توجیه میکند و حرکت به سوی نظامهای کشاورزی پایدار، از جمله سیستمهای جایگزین در راستای کشاورزی پایدار و ارگانیگ را تسریع میکند، شامل مواردی از جمله بروز مسائل زیست محیطی به دلیل استفاده از مواد شیمیایی و آثار سوء آنها بر کیفیت مواد غذایی، تخلیه منابع غیر تجدید شونده مثل انرژی فسیلی و منابع سنگ فسفات، آلودگی منابع آب به وسیله نهادههای شیمیایی، کاهش تنوع زیستی، کاهش میزان باروری خاک و افزایش فرسایش خاک میباشد.
در مزارع، فسفات به شکل کودهای آلی و یا کودهای شیمیایی فسفاته به خاک اضافه می شود.ظرفیت تثبیت فسفر درخاکهای مختلف با توجه به خصوصیات فیزیکی ،شیمیایی،زیستی، اقلیم ومدیریت زراعی متغیر است.(آستارایی، 1375).قابلیت دردسترس بودن فسفر بستگی به عوامل زیادی چون PH ، تهویه خاک، رطوبت ، دما، میزان ماده آلی، مقدارآهن، الومینیوم و منگنز محلول وغیرمحلول، نوع ماده حاوی این عنصر، فعالیت ریزسازواره ها و روش های زراعی دارد. (بای بوردی، 1379). در اثر کمبود فسفر رنگ اندامهای هوایی گیاه سبز تیره گردیده و رشد آن کند خواهد شد و برگها از قسمت نوک به تدریج می میرند و این وضعیت به طرف قاعده برگ پیشروی می نماید. (خدابنده، 1382). تثبیت فسفر در خاکهای رسی نسبت به خاکهای شنی بیشتر است. اندازه ذرات کود شیمیایی در تثبیت فسفر تاثیر دارد، هر چه اندازه ذرات بزرگتر باشد میزان تثبیت فسفر موجود در آن بیشتر است.
کودهای زیستی، کودهای حاوی ریزسازواره های مفید در تغذیه گیاه می باشند که می توانند مشتمل بر گروه های مختلف از قبیل باکتریها، قارچها، اکتینومیست ها و مانند آن باشند. امروزه استفاده از این کودها در جهت گام برداشتن به سوی کشاورزی پایدار واستفاده از اثرات مفید آنها رو به افزایش است. (آستارایی و کوچکی، 1375). در دسترس بودن فسفر برای گیاهان تاحد زیادی به شرایط زیستی و شیمیایی بستگی دارد که در خاک رخ می دهد . در عرصه عمل ،تثبیت سریع کودهای شیمیایی فسفره تحت شرایط موجود خاک به فرم های غیر محلول مشکل جدی است. (Shekher et al, 2000).
در طبیعت گروهی از ریزسازواره های حل کننده ی فسفات وجود دارند که رها سازی تدریجی فسفر و تبدیل آن به شکل قابل جذب گیاه نیاز به کودهای فسفاته شیمیایی را کاسته و کارآیی آنرا بالا می برند. (بای بوردی1379، آستارایی، 1375). یکی از سازوکارهای تبدیل فسفات به شکل معدنی و محلول،ترشح اسیدهای آلی مانند اسیدهای استیک، پروپیونیک، لاکتیک، فوماریک، سوکسنیک است. (آستارایی 1375، Rodriguez and Fraga, 1999).
جداسازی باکتریهای حل کننده فسفات واستفاده از آنها به عنوان کود به عنوان راهکاری برای کاهش مصرف کودهای شیمیایی و بنابراین کاهش آلودگی زیست محیطی به شمار می رود.
در ایران تولید کودهای زیستی با فاصله زمانی حدود 100 ساله نسبت به کشورهای توسعه یافته آغاز شده است، یکی از عناصر پر مصرف در گیاهان فسفر است. با اینکه مقدار متوسط کل فسفر در اغلب خاکها (12/0%) زیاد است. اما به دلیل تثبیت آن به علت تغییرات اسیدیته خاک از حدود خنثی (که دارای بیشترین حلالیت است) به صورت نامحلول در می آید. اغلب خاک های مناطق خشک و نیمه خشک ایران آهکی میباشد که در نتیجه تثبیت فسفر خاک افزایش می یابد. عوامل یاد شده باعث کاهش قابلیت جذب فسفر در خاک شده است که به طبع آن سبب افزایش مصرف کودهای شیمیایی فسفره میشود. افزایش مصرف کودهای فسفره همراه با افزایش تثبیت آنها در خاک میباشد، که با وجود مصرف کودهای فسفره کمبود آن در محصولات زراعی مشاهده میشود. تنوع گیاهی نیز از نظر قدرت جذب فسفر دخیل است به گونهای که گیاهان دارای ریشه گسترده نسبت به گیاهان دارای ریشه سطحی از نظر جذب فسفر کارآمدتر هستند. اکثر خاکهای ایران داری کمبود فسفر میباشد که این کمبود به وسیله مصرف کودهای شیمیایی فسفاته میشود. میزان مصرف کودهای شیمیایی فسفر در ایران در حدود 750 هزار تن در سال میباشدکه 250 هزار تن از این مقدار در داخل تولید وبقیه آن با واردات این کود جبران میشود
تولید کودهای شیمیایی فسفره به دلیل هزینههای زیاد تولید، کاهش منابع خاک فسفات، تولید مواد سمی انبوه در حین فرآوری کودهای فسفره و عناصر سنگین سمی موجود در کود فسفره (مانند کادمیم) عواملی هستند که تولید کودهای فسفره را محدود نموده است.
استفاده از کودهای زیستی به عنوان مکمل یا جایگزین کودهای شیمیایی می تواند بسیاری از مشکلات ناشی از مصرف کودهای شیمیایی را برطرف سازد. در
این مطلب را هم بخوانید :
حق برکاردرنظام حقوقی ایران و بین المللی
سالهای اخیر منابع کود بیوفسفات (خاک فسفات، گوگرد، ماده آلی و ریزجاندارن) و بیوفسفر (ریزجانداران و مواد نگهدارنده) با کیفیت و قیمت نسبتا مناسب و عوارض زیست محیطی کمتر در دسترس قرار گرفته است. علاوه بر این سهم عمدهای از کودهای فسفره مورد استفاده در کشور، وارداتی بوده که با توسعهی مصرف کودهای زیستی صرفه جویی ارزی قابل توجهی را فراهم میسازد.
1-1- هدف از اجرای این پژوهش
1- بررسی اثر کود فسفات بارور-2 بر عملکرد گندم رقم الوند
2- بررسی روش های مختلف کاربرد کود فسفات بارور-2 بر عملکرد گندم رقم الوند
3- بررسی اثر کود فسفات بارور-2 بر میزان مصرف کودهای شیمیایی فسفاته
1-2- فرضیات پژوهش
1- کود زیستی فسفات بارور-2 موجب افزایش عملکرد میشود.
2- کود زیستی فسفات بارور-2 موجب مقاومت به ورس در گیاه میشود.
چکیده:
بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف کود اوره و آزوسپیریلوم بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا چیتی آزمایشی در سال 1390 بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو عامل کود اوره و آزوسپیریلوم در چهار تکرار اجرا شد. کود اوره شامل چهار سطح 0، 60، 90 و 150 کیلوگرم در هکتار و آزوسپیریلوم شامل دو سطح 0 (شاهد) و 500 گرم در هکتار بود. پس از تهیه بستر کاشت، کودهای فسفره و پتاسه تماماً و نصف کود اوره بهعنوان استارتر به زمین داده شد و آزوسپیریلوم آماده و پس از قرار دادن بذور در محلول آب قند، بذور با میکروارگانیسم آغشته شده و بهصورت ردیفی در کرتها با دست کاشته شدند در طی مراحل کاشت تا برداشت، اندازهگیریهای لازم انجام شد. بررسی نتایج حاصله نشان دادکه اثر کود بیولوژیکی آزوسپیریلوم برکلیه صفات بهجز تعداد ساقه در مترمربع، وزن هزاردانه، وزن تر اندام هوایی و عملکرد بیولوژیک، در سطح احتمال 1 درصد معنیدار و اثر کود اوره برکلیه صفات بهجز میانگین تعداد ساقه در مترمربع و وزن هزاردانه در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود. اثر متقابل کود بیولوژیکی آزوسپیریلوم و کود اوره نیز در کلیه صفات مورد مطالعه بهجز میانگین تعداد ساقه در مترمربع و وزن هزاردانه در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود. ضمناً اثر متقابل این دو کود بر وزن تر اندام هوایی در سطح 5 درصد معنیدار بود. حداکثر عملکرد دانه به میزان 25/2337 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار 3N2A (500 گرم درهکتار کود آزوسپیریلوم و 90 کیلوگرم در هکتار کود اوره) و حداقل آن به میزان 25/1255 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار 3N1A (عدم مصرف کود آزوسپیریلوم و 90 کیلوگرم در هکتار کود اوره) بود.
کلمات کلیدی: لوبیا چیتی، اوره و آزوسپیریلوم
مقدمه
حدود 8000 سال قبل از میلاد مسیح، انسان برای تأمین غذای خود از طریق کشت غلات به صورت سازمان یافتهای اقدام به کشاورزی نمود. به زودی انسان آموخت که در همان زمین نمیتواند به طور پایانناپذیری گیاهان مختلف را کشت کند و این موضوع او را به فکر راهها و روشهایی برای بهبود حاصلخیزی خاک واداشت. شواهد اولیه حاکی از آن است که رومیها و آریائیها کتابهای دستنویس فراوانی در رابطه با بهبود کشت گیاهان برای کشاورزان داشتهاند. برای مثال رساله کولوملا تحت عنوان کشاورزی که حدود 60 سال بعد از میلاد مسیح نوشته شده است، شامل تشریح عملیات مختلف کشاورزی است که در امپراطوری روم برای نسلهای متمادی از آنها استفاده میشده است.در همین اثنا، عدهای در رابطه با مواد غذایی خاک که گیاهان از آن تغذیه میکردند کنجکاو شدند. در قرن شانزدهم برناردپالیزری، ادعا نمود که بقایای گیاهی حاوی نمک یا موادی است که رشد گیاهان را تقویت میکند. درحالی که جان باپتیستاوان هلمونت معتقد بود که آب مبنای اصلی رشد گیاهان است. بعدها این فکر که عناصر اصلی محلول در آب موجود در خاک در حقیقت عامل رشد گیاه است توسط آزمایشات جون وودوارد به اثبات
رسید. برخی دیگر از دانشمندان هوموس را بهعنوان تقویت کننده رشد گیاهان تلقی نمودند (آستارائی و کوچکی؛ 1375).
در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه، تامین نیاز غذایی مردم از مهمترین مشکلات فراروی بشر میباشد. بنابراین توجه به افزایش کمی و کیفی تولید محصولات زراعی در همه کشورها امری ضروری میباشد بهطوریکه بیشتر کشورهای دنیا قسمت قابل توجهی از بودجه سالیانه خود را به بخش کشاورزی و تحقیقات مربوطه اختصاص میدهند که در این زمینه تا حدودی به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست پیدا کردهاند (بحرانی، 1379).
فرضیات:
استفاده ازکوداوره اثرمعنی داری برعملکرد گیاه لوبیادارد؟
استفاده از باکتری آزسپیریلوم به طور معنی داری باعث افزایش عملکرد دانه در لوبیا می گردد؟
استفاده از باکتری آزسپیریلوم به طورمعنا داری باعث عملکردبیولوژیکی درلوبیا می گردد؟
اهداف:
بررسی ومقایسه اثرآزسپیریلوم بررشدلوبیا
بررسی اثرکاربردآزسپیریلوم وکود ازته برعملکرد دانه لوبیا
بررسی اثرکاربرد آزسپیریلوم ازته برعملکرد بیولوژیکی درلوبیا
-2- کلیات
1-2-1- اهمیت حبوبات
انسان به طور متوسط روزانه 2800 کالری انرژی نیاز دارد. ولی در کشورهای پیشرفته مصرف روزانه کالری 3500 و در کشورهای جهان سوم این میزان به 2200
این مطلب را هم بخوانید :
دانلود تحقیق در مورد رضایت از زندگی
کالری برای هر نفر در روز میرسد. (مجنون حسینی، 1379). میزان پروتئین در اکثر حبوبات بین 32-18 درصد است (آرنون، 2002). بهطور متوسط رژیم غذایی خصوصاً در جهان سوم بیشتر نشاسته است و کمبود پروتئین در تغذیه میلیونها نفر انسان در کشورهای توسعه نیافته، امروزه یکی از مشکلات میباشد (مجنون حسینی، 1381). حبوبات به دلیل دارا بودن درصد قابل توجهی از مواد پروتئینی از ارزش غذایی نسبتاً بالایی برخودار میباشد (آیکروید و دوقتی، 2003). پروتئین که یکی از مواد غذایی عمده در تغذیه جانوران محسوب میشود، از دو منبع گیاهی و حیوانی قابل تأمین است. میزان پروتئین در غذای حیوانی معمولاً کمتر از میزان پروتئین در منابع گیاهی است. ولی پروتئینهای موجود در غذاهای حیوانی به علت داشتن تعداد و مقدار اسید آمینه بیشتر، با ارزشتر از پروتئینهای گیاهی است. از طرفی، تولید پروتئین حیوانی از پروتئین گیاهی مشکلتر و گرانتر است. لذا در کشورهایی که به دلایل اقتصادی و یا مذهبی قادر به استفاده از گوشت و فرآوردههای دامی نیستند، حبوبات میتوانند منبع عمده پروتئین را تشکیل دهند. مطالعات حاکی از آن است که قسمتی از کمبود پروتئین را میتوان به وسیله مصرف حبوبات خصوصاً لوبیا جبران نمود. حبوبات علاوه بر تأمین پروتئین، به علت وجود باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن هوا در ریشه، در حاصلخیزی خاک مؤثر میباشند. در کشورهای پیشرفته، نیز به عنوان مکمل غذایی دارای مصرف زیادی است (مجنون حسینی، 1379).
4-14- نتیجهگیری 50
4-15- پیشنهادات 50
فهرست منابع 51
چکیده:
به منظور تعین اثر سطوح مختلف کود اوره و کلرید سدیم بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم آبی رقم الوند آزمایشی در سال 1388 در منطقه دشتروم واقع در شهرستان بویراحمد انجام گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام گردید. عاملهای آزمایش شامل کود اوره در چهار سطح (0N0 =، 100N1 = ، 200N 2 =، 400 N3 =کیلوگرم در هکتار) و کلرید سدیم در سه سطح (0,S0= S2 =200 ,S1 =100کیلوگرم در هکتار) با 12 تیمار مورد بررسی قرار گرفت. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد سنبله در واحد سطح ( مترمربع)، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، طول سنبله، ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، شاخص برداشت بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که اثر کلرید سدیم بر تمامی صفات به جزء شاخص برداشت معنیدار بود و همچنین اثر اوره بر تمامی صفات
معنیدار بود. بر همکنش اوره و کلرید سدیم فقط بر عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، تعداد سنبله در واحد سطح ( مترمربع) و تعداد دانه در سنبله معنیدار بود.
واژه های کلیدی: عملکرد، گندم آبی الوند، کود اوره، کلرید سدیم
1-1-کلیات
گندم[1] گیاهی تک لپهای از راسته گلومیفلورا[2]، خانواده گرامینه[3]، طایفه هوردآ[4] و از جنس تریتیکوم[5] است. گندم یکی از دیرینهترین و پرارزشترین گیاهان روی زمین میباشد که روی هم رفته سطح زیر کشت آن نزدیک به یک هشتم زمینهای زراعی جهان را تشکیل داده است سطح زیرکشت و تولید سالیانه گندم در جهان بیش از سایرغلات میباشد. گندم گیاهی است که اهمیت اقتصادی آن چه از نظر تولید و چه از نظر تغذیه در دنیا بیش از سایر محصولات کشاورزی میباشد. به همین دلیل تحقیقات زیادی در ایران و جهان در مورد افزایش محصول آن صورت میگیرد. توسعه سطح زیر کشت و افزایش عملکرد محصول در واحد سطح دو استراتژی مهم برای بالا بردن میزان تولید هر گیاه می باشد برای تکامل مناسب گیاهان تأمین نیتروژن آنها در هر یک از مراحل رشد لازم است .تنها دادن کود زیاد و یا مناسب کافی نیست بلکه تأمین مداوم نیتروژن برای گیاه از اهمیت بیشتری برخورداراست، اگرچه مصرف نیتروژن برای غلات در چند مرحله توصیه میشود اما باید توجه داشت که این عمل در مناطقی که پراکنش باران مناسب باشد امکانپذیر خواهد بود در مناطق خشک مصرف نیتروژن بلافاصله قبل از مرحله گلدهی گندم موفقیتآمیز نخواهد بود و دادن کود نیتروژن به صورت سرک در موقع گلدهی یا بعد از آن دارای اشکالاتی میباشد ازجمله اینکه به علت رشد رویشی گندم رفت وآمد وسایل کودپاشی مشکل بوده و باعث صدمه دیدن گیاهان میشود (سیادت و همکاران، 1376).
شوری پس از خشکی از مهمترین و متداولترین تنشهای محیطی درسطح جهان است. بخش قابل توجهی از اکوسیستمهای طبیعی و زراعی دنیا تحت تنش شوری قرار دارد در ایران معادل 25 درصد مساحت زمینهای کشور دارای شوری است امروزه به علت استفاده بیرویه از منابع طبیعی و بکارگیری تکنولوژیهای نامناسب در تولید محصولات کشاورزی بویژه در رابطه با آب آبیاری بخش قابل توجهی از زمینهای کشاورزی در مناطق خشک با پدیده شوری مواجه هستند. کودهای ازته از جمله کود اوره اثر قابل توجه و معنیداری بر روی عملکرد کمی و کیفی گیاهان بخصوص گندم آبی دارد. این امر در خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک کشور که دارای میزان کمی مواد آلی میباشد حائز اهمیت زیادی است. بدون مصرف کود ازته از جمله کود اوره عملکرد گندم در حد پائینی است و برای زارعین مقرون به صرفه اقتصادی چندانی نیست. از طرفی در خاکهای شور، وجود املاح محلول بخصوص کلرید سدیم نقش مهمی در کاهش عملکرد دارد. تعیین سطوح مناسب این نمک در خاک که مانع کاهش محصول نگردد، یافته مهمی خواهد بود.
1-2- اهداف پژوهش
1- بررسی اثر مصرف کود اوره بر عملکرد دانه و بیولوژیک گندم آبی رقم الوند به منظور تعیین بهترین تیمار کودی.
2- بررسی اثر کلرید سدیم بر عملکرد بیولوژیک و دانه گندم آبی رقم الوند.
3- بررسی اثرات برهمکنش کود اوره و کلرید سدیم بر عملکرد بیولوژیک و دانه گندم آبی رقم الوند.
1-3- فرضیات پژوهش
1- افزایش اوره تا ا سطح 450 کیلوگرم در هکتار سبب افزایش معنیدار عملکرد بیولوژیک و دانه گندم آبی رقم الوند میگردد
2- مصرف کلرید سدیم باعث کاهش عملکرد کمی و کیفی دانه و بیولوژیک گندم میشود
2-1- آثار شوری بر زندگی بشر
شواهد تاریخی نشان میدهند که انسان به دلیل تخریب منابع حیاتی، هیچگاه نتوانسته است بیش از 800 تا 2000 سال یک تمدن پیشرفته را در یک مکان معین توسعه دهد. این مشکل به دلایل مختلف و از جمله در نتیجه از بین رفتن مداوم زمینهای قابل کشت پدید آمده است. هم اکنون نیز این مسئله به عنوان یکی از مشکلات عمده تهدیدکننده کشاورزی در سطح بینالمللی و بالاخص در عرضهای جغرافیایی پایین مطرح است. یکی از دلایل از بین رفتن بسیاری از زمینها، افزایش
بیش از حد تنش شوری است. در اکثر مقالات مربوط به مقاومت به شوری گیاهان، از شوری به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در کشاورزی جهان نام برده شده است. ولی با این حال وسعت زمینهای تحت تاثیر شوری نامعلوم است.
فلاورز و یو (Flowers and Yeo, 1995) شوری را به عنوان یک اصطلاح عمومی در نظر گرفتهاند که بیانگر حضور مخلوطهای متنوعی از نمکهای خاک میباشند. افزایش نمک در خاک باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای مردم جهان مخصوصاً در نواحی خشک و نیمه خشک شده است، چرا که تولید محصولات کشاورزی به آب آبیاری وابسته میباشد. نیاز اعلام شده برای افزایش تولید غذا به همراه مشکل شور شدن زمینها و نیز با توجه به این حقیقت که بشر در آینده نمیتواند زمینهای کشاورزی را رها نماید و به سراغ زمینهای جدید برود، همه نشانههای خوبی برای تغییر اولویتهای کاری و تحقیقاتی کشاورزی در سالهای آینده میباشند. همین طور که افزایش جمعیت ادامه مییابد و زمینهای کشاورزی بیشتری تحت سیستمهای آبیاری قرار میگیرند، شوری اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این زمینه چه کاری را میتوان در آینده انجام داد و چه نقشی را اصلاح نباتات و فیزیولوژی گیاهی میتواند ایفا کند؟ اینها سوالاتی است که ذهن متخصصین را به خود مشغول نموده است. علاوه بر اینها اگر جنبههای زیبا شناختی و نیز آثار اجتماعی و فرهنگی شوری بر زندگی انسان مورد توجه قرار گیرد، ملاحظه میگردد که شوری به نوعی با تمام جنبههای زندگی انسان عجین شده است. لذا بررسی تاثیر شوری بر کشاورزی تنها یکی از جنبههای متنوع تاثیر این پدیده جهانی است.
2-2- آثار فیزیولوژیک تنش شوری بر جنبههای مختلف رشد
پتانسیل اسمزی بالای محلول خاک و غلظت بالای املاح موجود در خاک که عامل سمیت یونها (به علت افزایش یونهای سدیم و کلر در خاک و جذب بیش از حد مورد نیاز گیاه) و به هم زدن تعادل یونها یا کمبود تغذیهای در گیاه هستند، به طور بالقوه برای گیاه خطرناک میباشند. میر محمدی میبدی و قرهیاضی (1380) و اشرف و مکنیلی (Ashraf and McNeilly, 2004) بیان کردند که گیاه در عمل، در مناطق شور با سه مشکل اساسی مواجه است:
2-3- تغییر در تعادل عناصر غذایی
شوری ممکن است از طریق به هم زدن تعادل یونی و اثر بر روی تغذیه گیاه، رشد گیاه را محدود نماید. اگر ظرفیت کاتیونی خاک بیش از 40 تا 50 درصد با سدیم اشباع شود، اختلالات تغذیهای ایجاد میگردد (میر محمدی میبدی و قرهیاضی، 1380). افزایش سدیم باعث کاهش میزان کلسیم، منیزیم و پتاسیم در گیاه میشود (دهداری، 1383). به دلیل فراوانی و غالبیت دو یون Na+ و Cl– در خاک و آبهای شور، از جذب بسیاری از عناصر پرمصرف و کممصرف کاسته میشود. از این رو نسبت بالایی از نسبت یونهای Na+/Ca2+ ، Na+/K+ ،Ca2+/Mg2+ و Cl–/Na2+ در بافت گیاهان بوجود میآید. گراتان و گروی (Grattanand Grievi, 1999) و مارشنر (Marshner, 1995) گزارش دادند که از کل عناصری که جذب گیاه میشود، نیتروژن به تنهایی سهمی در حدود 80 درصد دارد. ایشان بیان نمودند که Cl– مانع جذب و آسیمیلاسیون نیترات میگردد و Na+ از جذب پتاسیم جلوگیری میکند.
2-4- ساز و کارهای مقاومت به شوری
تحمل به شوری غالباً به پیچیدگیهای فیزیولوژیکی و آناتومیکی ساختار گیاه بستگی دارد. این حقیقت، یافتن راهحلی را که از طریق آن بتوان تحمل به شوری گیاهان را در سطح وسیع افزایش داد، مشکل میسازد. عوامل زیادی نظیر گونه گیاهی، درجه حرارت محیط، ترکیب نمکهای خاک یا آب، مرحله رشد گیاه، متغیرهای محیطی و واریته گیاه، بر روی تحمل و مقاومت گیاه در برابر شوری اثر میگذارد (میر محمدی میبدی و قرهیاضی،1380). فلاورز و همکاران (Flowers and et al, 1977) و ویسل (Waisel, 1972) روشهای مختلف مقاومت گیاهان در برابر شوری را به تنظیم نمک و تحمل نمک تقسیمبندی کردند. شکل (2-1) چگونگی مقاومت به شوری گیاهان را بصورت شماتیک نشان میدهد.
| شکل 2-1: نمایش شماتیک روشهای مختلف مقاومت گیاهان در برابر شوری |
(Flowers and et al, 1977 Waisel, 1972
4-1-2-3- اثر سطوح مختلف رطوبت بر عملکرد بیولوژیک.. 52
4-1-3- شاخص برداشت.. 53
4-1-3-1- اثر سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب بر شاخص برداشت.. 53
4-1-3-2- اثر نوع خاک بر شاخص برداشت.. 55
4-1-3-3- اثر سطوح مختلف آبیاری بر شاخص برداشت.. 55
4-1-4- تعداد سنبله در گلدان. 57
4-1-4-1- اثر سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب بر تعداد سنبله در گلدان. 57
4-1-4-2- اثر نوع خاک بر تعداد سنبله در گلدان : 58
4-1-4-3- اثر سطوح مختلف آبیاری بر تعداد سنبله در گلدان. 59
4-1-5- تعداد دانه در سنبله. 61
4-1-5-1- اثر سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب بر تعداد دانه در سنبله. 61
4-1-5-2- اثر نوع خاک بر تعداد دانه در سنبله. 62
4-1-5-3- اثر سطوح مختلف آبیاری بر تعداد دانه در سنبله. 62
4-1-6- وزن هزار دانه. 64
4-1-6-1- اثر سطوح مختلف سوپرجاذب بر وزن هزار دانه. 64
4-1-6-2- اثر نوع خاک بر وزن هزار دانه. 65
4-1-6-3- اثر سطوح مختلف آبیاری بر وزن هزار دانه. 66
4-1-6-4- اثرات متقابل خاک و آبیاری بر عملکرد دانه. 68
5- فصل پنجم: نتیجه گیری کلی و پیشنهادات
5-1- نتیجه گیری. 72
5-2- پیشنهادات.. 74
فهرست منابع. 75
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر کاربرد سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب A-200 بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم رقم شهریار در سطوح مختلف تنش خشکی در دو نوع خاک با بافتهای متفاوت در منطقه چیتاب، در 40 کیلومتری غرب یاسوج در سال 88-1387 در گندم رقم شهریار انجام گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل
و در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار به صورت گلدانی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل: آبیاری در سه سطح (FC، 0.7FC و 0.5FC) تیمار خاک در این پژوهش به منظور بررسی تأثیر کاربرد سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب A-200 بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم رقم شهریار در سطوح مختلف تنش خشکی در دو نوع خاک با بافتهای متفاوت در منطقه چیتاب، در 40 کیلومتری غرب یاسوج در سال 88-1387 در گندم رقم شهریار انجام گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار به صورت گلدانی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل: آبیاری در سه سطح (FC، 0.7FC و 0.5FC) تیمار خاک در دو سطح (بافت سنگین و بافت سبک) و پلیمر سوپرجاذب در چهار سطح (0، 1، 2 و 4 گرم پلیمر سوپرجاذب در کیلوگرم خاک) بودند. نتایج نشان داد سطوح مختلف پلیمر سوپرجاذب بر عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد سنبله، وزن هزار دانه و تعداد دانه در سنبله اثر معنیداری داشت. با افزایش مقدار سوپرجاذب عملکرد دانه افزایش یافت. اثر نوع خاک بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک در سطح 1 درصد معنیدار بود. در خاک با بافت سنگین، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک بیشتری به دست آمد. اثر سطوح مختلف تنش خشکی بر عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد سنبله، وزن هزار دانه و تعداد دانه در سنبله در سطح 1 درصد معنیدار گردید. بالاترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک مربوط به تیمار FC بود و با افزایش تنش عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک کاهش یافت. تنش خشکی با کاهش اجزای عملکرد بخصوص تعداد سنبله و تعداد دانه در سنبله باعث کاهش عملکرد دانه شد. بر همکنش پلیمر سوپرجاذب، نوع خاک و تنش خشکی برای هیچکدام از پارامترهای اندازه گیری شده معنیدار نشد. حداکثر میانگین عملکرد دانه به طور جداگانه از مصرف 4 گرم پلیمر سوپرجاذب در کیلوگرم خاک، خاک با بافت سنگین و تنش خشکی FC به دست آمد.
واژه های کلیدی: خاک، پلیمر سوپرجاذب، گندم، عملکرد و تنش خشکی.
مقدمه
خشکسالی وکمبود منابع آب یکی از مهم ترین معضلات دنیای امروز میباشد که توسعه کشاورزی را با محدودیتهای جدی مواجه نموده است. کمبود آب نه تنها برای کشاورزی و باغداری که برای سایر مصارف ازجمله شرب، صنعت و مصارف بهداشتی به مشکل روزافزون قرن جاری تبدیل شده است. آب عامل عمده در تولید محصولات کشاورزی، اکولوژی و محیط زیست سالم و تأمین مواد غذایی برای جمعیتی است که با افزایش روزافزون خود به بهرهبرداری بیرویه ازمنابع و آلوده سازی آن پرداخته است (ظهوریان مهر، 1385؛ چاتزوپلوز و همکاران، 2000). در کشور ایران اقلیم خشک و نیمه خشک اغلب مناطق را تحت تأثیر قرار داده و خصوصاً خشکسالیهای اخیر بر مشکل کم آبی افزوده است. هریک از گیاهان بطور اعم و گیاهان زراعی به طور اخص دارای حداقل نیاز آبی برای رشد و تولید عملکرد مطلوب حتی تحت شرایط گلخانهای میباشند. درصورتی که حداقل نیاز آبی بنا به دلایلی فراهم نشود، گیاه مواجه با تنش خشکی شده در صورت مصادف شدن تنش مزبور با مراحل رشد حساس به کمبود آب، نظیر جوانهزنی بذر و مرحله گلدهی، میتواند صدمات جبران ناپذیری به محصول وارد آید (یزدانی و همکاران، 1368).
بر اساس آمار موجود بیش از 90 درصد آب مصرفی، در بخش کشاورزی مصرف میگردد از این مقدار63 درصد آن با شیوهای غلط و سنتی آبیاری به هدر می رود (کیخایی، 1381؛ گنجی خرم دل، 1381). بنابراین استفاده بهینه از آب در این بخش نقش مهمی در حیات بشریت ایفا می کند، زیرا علاوه بر افزایش منابع آب قابل شرب باعث افزایش سطح کشت در مناطق خشک گردیده و افزایش تولید را به همراه خواهد داشت. در اکثرمناطق کشور ما نزولات جوی بسیار اندک و به صورت پراکنده است و میانگین بارش های سالانه 200 تا 250 میلیمتر است و اکثراً در غیر فصل زراعی اتفاق می افتد و از حیز انتفاع خارج میشود و گاهی هم باعث تخریب و فرسایش اراضی مفید کشاورزی میشود. در این مناطق گیاهان زراعی و باغی اکثراً در تنش خشکی واقع میشوند (معاونی و چنگیزی، 1386).
تنش خشکی زمانی اتفاق میافتد که آب قابل دسترس در خاک رو به نقصان باشد و شرایط جوی هم باعث بیشتر شدن تبخیر و تعرق در گیاهان شود و این شرایط ممکن است مدت بیشتری دوام داشته باشد که در این صورت رطوبت خاک در حد نقطه پژمردگی خواهد بود و عمل جذب و انتقال آب عملا ًقطع میشود و گیاه دچار مرگ میگردد و راندمان تولید در محصولات کشاورزی کاهش چشمگیری مییابد و تأمین غذا برای جمعیت رو به رشد جهان به صورت مشکل و مسئلهای بغرنج خواهد بود (معاونی و چنگیزی، 1386).
اگر تنها تأمین غذای کافی برای جمعیت رو به رشد جهان مد نظر باشد، توجه به روشها و شیوه های آبیاری جدید و روش های به زراعی برای بکارگیری هر نوع تمهیدات با هدف استفاده بهینه از منابع آب موجود، جهت دستیابی به حداکثر تولید در امر کشاورزی مسئلهای اجتناب ناپذیر و ضروری خواهد بود. در این صورت بایستی بهره وری مصرف آب در بخش کشاورزی از 7/0 کیلوگرم تولید به ازای هر لیتر آب مصرفی به 8/1 کیلوگرم تولید به ازای هر لیتر برسد (اله دادی و همکاران، 1384؛ اله دادی، 1381؛ اله دادی و همکاران، 1384). این امر زمانی تحقق مییابد که با مدیریت صحیح آب و خاک و استفاده از فنون پیشرفته قادر به حفظ و ذخیره بارندگی های پراکنده و سایر منابع محدود آب در خاک باشیم.
گندم مهمترین گیاه زراعی روی زمین است (مارتین و لئونارد، 1950؛ امام، 1383). معروف است که هر روز در نقطهای از کره زمین کاشت و در همان روز در نقطهای دیگر برداشت میشود. این امر حاکی از توانایی سازش بسیار زیاد این گیاه با اقلیمهای گوناگون است. به گونهای که گندم را از فنلاند در نیمکره شمالی تا آرژانتین در نیمکره جنوبی کشت میکنند. در سطح جهانی نزدیک به 52 درصد زمینهای قابل کشت دنیا (یعنی معادل 707 میلیون هکتار) به کشت غلات اختصاص دارد که یک سوم این مقدار (نزدیک به 232 میلیون هکتار) زیر کشت گندم است (سالفر، 1994). سابقه کشت گندم به 10 تا 15 هزار سال پیش از میلاد میرسد (آرنون، 1927؛ سالفر، 1994؛ امام، 1383). اجداد وحشی گندم در منطقه خاورمیانه، غرب ایران، شرق ترکیه و شمال عراق پیدا شده و هم اکنون هم در این مناطق وجود دارند (اوانز و همکاران، 1975).
امروزه گندم غذای اصلی مردم بسیاری از کشورها میباشد. به طور متوسط 15% تا 16% زمینهای زیر کشت جهان به این محصول اختصاص داده میشود . به طوری که بیش از 20% کالری مورد نیاز جمعیت جهان را تأمین میکند (بوشوک و راسپر، 1994).
مقدار تولید جهانی بر اساس آمار فا ئو بیش از 600 میلیون تن و در میان کشورهای عمده تولید کننده؛ آمریکا، کانادا و ترکیه بالاترین عملکرد در واحد سطح را دارند (www.fao.org) به طور کلی 75% گندم جهان به مصرف خوراک انسان، 15% به مصرف خوراک دام و 10% بقیه برای مصارف بذری مورد استفاده قرار میگیرد. در ایران نان حاصل از گندم مهمترین منبع غذای روزانه مردم است و بالغ بر 40% کل انرژی مورد احتیاج را تأمین می کند. مصرف سرانه نان در مناطق شهری تا سال 1375 (مرکز آمار ایران) 151 کیلوگرم و در مناطق روستایی 210 کیلوگرم سالانه برآورد شده است (اقتصاد مزرعه، 1388؛ حبیب پور، 1388).
این مطلب را هم بخوانید :
سازمان خواربار ملل متحد ( فائو) اعلام کرد میزان تولید جهانی غلات تا پایان سال 2009 میلادی با 3 درصد کاهش به کمتر از 2219 میلیون تن خواهد رسید بر اساس همین گزارش مصرف سرانه غلات در جهان 153 کیلوگرم است. میزان ذخایر جهانی غلات در سال 2009، 528 میلیون تن بود که پیشبینی میشود در سال 2010 با بیش از 7 میلیون تن کاهش به 521 میلیون تن برسد. بر اساس اعلام فائو تولید گندم ایران در سال 2009 – 2008 معادل 8/9 میلیون تن بود که نیاز به 6 میلیون تن گندم وارداتی داشت. ذخایر گندم ایران تا پایان سال 2009 معادل 3 میلیون تن و مجموع نیاز سالانه گندم ایران 7/15 میلیون تن است. چین با تولید 111میلیون تن در مقام اول آسیا قرار دارد و ایران دوازدهمین تولید کننده بزرگ گندم جهان است (اقتصاد مزرعه، 1388).
ایران گرچه در سال 1383 برای اولین بار به خودکفایی در تولید گندم رسید ولی این خودکفایی به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی پایدار نبود و همچنان برای تأمین گندم نیازمند به واردات این کالای استراتژیک میباشد.
از کل اراضی تحت کشت گندم در کشور 36% زراعت آبی و 64 % زراعت دیم را تشکیل می دهد. گندم آبی 71% و گندم دیم 29 % تولید را شامل میشود (غفاری و همکاران، 1386).
یکی از عوامل محدود کننده رشد گیاهان از جمله گندم، کمبود رطوبت است. اصطلاح تنش کم آبی عموماً به شرایطی اشاره دارد که آب در دسترس جهت رشد و توسعه مطلوب گیاه ناکافی است و آن را با محدودیت مواجه میکند. میزان کمبود آب در گیاهان به وسیله موازنه بین فراهمی آب در ناحیه ریشه (بارندگی و آبیاری) و خروج آب از مسیرهای متفاوت (روان آب سطحی، نفوذ آب و تبخیر و تعرق) معلوم میشود (تارومینگ کنگ و کوتو، 2003). چنانچه فراهمی آب برای ریشه با مشکل مواجه شود یا سرعت تعرق بسیار بالا باشد، گیاه تنش خشکی را تجربه خواهد کرد (ابر و شارپ، 2003). افزایش تنش خشکی میتواند باعث تغییرات اکوفیزیولوژیک در گونه های مختلف شود. این امر رشد بقای گیاهان را تحت تأثیرقرار خواهد داد و در دراز مدت بر روند فراوانی و توزیع گونهها اثر خواهد گذاشت (اگایا و پنولاس، 2003).
تولید موفق محصولات زراعی در شرایط آب و هوایی خشک، مستلزم اعمال روش های مدیریتی مناسب میباشد. برخی مواد نظیر: بقایای گیاهی، کودهای دامی، کود کمپوست و هیدرژولهای پلیمری سوپرجاذب میتوانند مقادیر متفاوتی آب در خود ذخیره نموده و قابلیت نگهداری و ذخیره سازی آب را در خاک افزایش دهند. آب ذخیره شده در این مواد در مواقع کم آبی در خاک آزاد شده و مورد استفاده ریشه گیاهان قرار می گیرد. مواد اصلاح کننده جدیدی که به تازگی کاربرد وسیعی در دنیا پیدا کردهاند پلیمرهای سوپرجاذباند. این پلیمرها ضمن برخورداری از سرعت و ظرفیت زیاد جذب آب به مثابه ((آب انبارهای مینیاتوری)) عمل کرده و در هنگام نیاز ریشه، به راحتی آب را در اختیار آن قرار میدهند. پلیمرهای سوپرجاذب ضمن بالا بردن ظرفیت نگهداری آب در خاکهای سبک میتوانند مشکل نفوذپذیری خاکهای سنگین را نیز مرتفع کنند. پلیمرهای سوپرجاذب بر میزان نفوذ آب در خاک، وزن مخصوص ظاهری و ساختمان خاک و نیز میزان تبخیر از سطح خاک تأثیر میگذارند.
در این راستا گزینش رویکردهای جدید مدیریتی در کشور و بهرهگیری صحیح از آنها می تواند به کمک کشاورزی کشور بشتابد. بیشک بهرهگیری از ترکیبات سوپرجاذب[1] یکی از انواع مدیریت های پیشنهادی جهت کاهش مصرف آب و یا افزایش راندمان آبیاری جهت مناطق خشک میباشد. پلیمرهای سوپر جاذب با جذب مقادیر قابل توجه آب (200 تا 500 میلیلیتر به ازای هر گرم وزن خشک پلیمر) و افزایش قدرت نگهداری آب در خاک، آن را به مرور در اختیار ریشه گیاه قرار میدهد و به کمک آن ها میتوان 50 تا 70 درصد مصرف آب آبیاری را کاهش داد. با بهره گرفتن از سوپرجاذبها به تنهایی یا در کنار سایر روش های
500 میلی گرم در لیتر و همچنین محلول پاشی سولفات روی با غلظت 4 در هزار حاصل شد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، کاربرد کندکننده رشد سایکوسل 500 میلی گرم در لیتر و سولفات روی 4 در هزار به منظور کنترل رشد رویشی و افزایش کمی و کیفی محصول باقلای رقم برکت در منطقهی ممسنی قابل توصیه است.
واژههای کلیدی: باقلا، رقم برکت، سایکوسل، سولفات روی، عملکرد، پروتئین
باقلا[1] یکی از بقولات زراعی بسیار قدیمی است. بذرهای این گونه از محلهای مربوط به عصر نوسنگی در اسپانیا و اروپای شرقی و همچنین مکانهای عصر مفرغ در سوئد و ایتالیا کشف شده است. Vicia faba حدود 1800 سال قبل از میلاد در اروپا کشت میشده است (پارسا و باقری، 1387).
منشأ باقلا در ناحیهی مدیترانهای جنوب غرب آسیاست و بسیار نزدیک به جنس vicia phiniama که به صورت وحشی در الجزایر میروید، میباشد (کوچکی و بنایان اول، 1388). احتمالآً مرکز ثانویهی آن افغانستان و اتیوپی میباشد. به طور کلی از آنجا که بقایای به دست آمده مربوط به حدود 2000 تا 3000 سال قبل از میلاد در حوزه مدیترانهای کشف شده است، اهلی شدن بایستی 1500 تا 2000 سال قبل از آن انجام شده باشد. مطابق شواهد باستان شناسی به نظر میرسد که محتملترین ناحیهی اهلی شدن باقلا مدیترانهی شرقی و خاور نزدیک باشد. طی اهلی شدن، باقلا توسط انسان به نواحیی که از نظر اقلیمی متفاوت بوده و در عین حال شباهتهایی نیز داشتند، منتقل شد. باقلا به طور وسیعی در مناطق معتدله و ارتفاعات بلند مناطق گرمسیری (مانند نواحی شمالی در آمریکای لاتین و اتیوپی) کشت میشود. این محصول در آمریکا، آفریقای شرقی و هاوایی وجود دارد و تنوع وسیعی از تیپهای آن کشت میشود. ارقام دانهریز در شمال اروپا، درهی نیل، اتیوپی، افغانستان، شبه قارهی هند و آمریکای شمالی غالب است. در بیشتر مناطق دیگر نظیر حوزه مدیترانه، آسیای غربی، چین و آمریکای لاتین، تیپهای دانه درشت اهمیت بیشتری دارند. در اغلب کشورهای پیشرفته، باقلا بیشتر به منظور تغذیهی دام استفاده میشود، در حالی که در برخی از کشورهای در حال توسعه هنوز هم به عنوان غذای انسان مورد کشت و کار قرار میگیرد (پارسا و باقری، 1387).
باقلا یکی از مهمترین محصولات زمستانهی دارای ارزش غذایی بالا در جهان است. دانههای بالغ باقلا منبع خوب پروتئین (حدود 25 درصد دانههای خشک)، نشاسته، سلولز، ویتامین ث و مواد معدنی هستند (Hamilton, 2005)؛ بنابراین این گیاه اهمیت فزایندهای برای غذای انسان و حیوان در آینده دارد. با توجه به این مسئله بهبود ساختار گیاه، مولفههای مربوط به عملکرد و همچنین کیفیت عملکرد دانه (که به واسطهی محتوای کلی کربوهیدرات و پروتئین نشان داده میشود)، از جمله مواردی میباشند که در تحقیقات در زمینه حبوبات از جمله باقلا مد نظر محققان قرار میگیرد (Ibrahim et al., 2007).
تنظیمکننده های رشد گیاهی به خاطر تاثیر در رشد و نمو در غلظتهای خیلی کم شناخته شده اند (Jules et al., 1981). در این میان تاثیر تنظیمکنندگی رشد کلرمکوات کلراید نخستین بار توسط تولبرت (1960)، در طیف وسیعی از گیاهان به اثبات رسید. هدف اولیه از کاربرد کلرمکوات کلراید در تولید گیاهان زراعی به اثر ضد خوابیدگی آن محدود میشود. نتایج پژوهشهای بعدی نشان داد که کاربرد کلرمکوات کلراید حتی در غیاب خوابیدگی[2] (ورس) هم باعث افزایش عملکرد در دانه میگردد (Ma and Smith, 1992). از طرف دیگر عناصر ریزمغذی در گیاهان زراعی با تاثیر بر فرایندهای رشد و نموی، شاخصهای کمی و کیفی آنها را تغییر می دهند (بابائیان و همکاران، 1387). مصرف عناصر ریزمغذی علاوه بر نقشی که در افزایش عملکرد کمی و کیفی محصولات کشاورزی دارند، در سلامتی انسان و دام، که از مواد اولیهی گیاهی استفاده می کنند، نیز تاثیر بسزایی دارند (پارسا و باقری، 1387). در مطالعات صورت گرفته مشخص شده است که اکثر خاکهای ایران دارای pH بالا و مقادیر زیادی آهک هستند (ملکوتی و غیبی، 1376؛ غیبی، 1376). در این نوع خاکها حلالیت عناصر ریزمغذی کم است و همین امر منجر به کاهش قابلیت در دسترس بودن این عناصر برای عمدهی گیاهان زراعی میشود (ملکوتی و غیبی، 1376؛ Sigh et al., 1996). در این میان روی از جمله عناصر کم مصرفی است که کمبود آن در خاکهای زراعی ایران هم به دلیل موارد ذکر شده در بالا و هم عدم رواج مصرف کودهای محتوی روی عمومیت دارد (ملکوتی و طهرانی، 1378).
با توجه به مطالب بالا و به دلیل تحقیقات کمی که در مورد اثرات عناصر کم مصرف از جمله روی و همچنین کندکننده های رشد گیاهی مانند سایکوسل بر روی گیاه باقلا صورت گرفته است، انجام بررسی در چنین زمینههایی می تواند کمک قابل توجهی به شناخت بهتر و بیشتر اثرات این مواد بر روی گیاه باقلا در جهت افزایش کمیت و کیفیت محصول داشته باشد.
اهمیت اقتصادی و غذایی باقلا
باقلا یکی از مهمترین محصولات زمستانهی دارای ارزش غذایی بالا در جهان است (Ibrahim et al., 2007). این گیاه از نظر اهمیت بعد از لوبیا، نخودفرنگی و نخود در مقام چهارم قرار دارد و به عنوان یکی از حبوبات اصلی در کشورهای چین، مصر، اتیوپی، شمال سودان، منطقهی مدیترانه و ارتفاعات آمریکای لاتین کشت میشود. باقلا در ایران نیز در استانهای گیلان، مازندران، گلستان، لرستان و خوزستان کشت میشود. کل سطح زیر کشت باقلا در کشور حدود 9573 هکتار است که حدود 7398 هکتار آن به صورت کشت آبی و حدود 2176 هکتار به صورت دیم عمدتاً در شمال کشور کشت میشود. استان لرستان با سطح زیر کشت 2130 هکتار در مقام اول و استانهای گلستان، مازندران، خوزستان و گیلان در مکانهای بعدی قرار دارند. کل تولید باقلا در ایران حدود 13757 تن است که استان لرستان با تولید 4032 تن باز هم در مقام اول و استانهای گلستان، مازندران و خوزستان در مکانهای بعدی قرار دارند. کمترین مقدار تولید و سطح زیر کشت مربوط به استانهای قم، خراسان شمالی و سمنان است. باقلا در کشورهای صنعتی به عنوان غذای دام از جمله اسب، خوک، ماکیان و کبوتر و در کشورهای در حال توسعه به عنوان غذای انسان مطرح است. ارزش غذایی باقلای سبز کم و بیش مانند نخودفرنگی و لوبیا است، اما ممکن است به عنوان سبزی مصرف شود یا به صورت خشک شده یا حتی کنسرو شده نیز استفاده شود. در هندوستان دانههای خشک شدهی آن مانند بادام زمینی مصرف میشود. کاه آن به عنوان فرش و یا به عنوان سوخت در قسمتهایی از سودان و اتیوپی کاربرد دارد (کاظمی پشت مساری، 1388). علاوه بر این باقلا خواص دارویی برای بیماریهای سنگ کلیه، مرض کبد و بیماریهای چشمی دارد (Akcin, 1988).
در کنار این کاربردها، ویژگیهایی از قبیل عملکرد بالا، دانههای کوچک، فاکتورهای غیر تغذیهای کم، توانایی بالای سازگاری با کشاورزی مدرن، طول عمر انبارداری، انتقال آسان و قیمت پایین، این گیاه را برای کشاورزان، کارخانهداران و از نظر تغذیهای جالب ساخته است (Duc, 1997). از نظر ارزش غذایی، باقلا یکی از منابع مهم پروتئین و انرژی برای بسیاری در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین و یک جایگزین خوب برای پروتئین گران گوشت و ماهی میباشد (Ibrahim et al., 2007). بذور بالغ
باقلا سرشار از پروتئین، نشاسته، سلولز، ویتامین و مواد معدنی هستند (Hamilton, 2005).
با وجود ارزش غذایی بسیار قابل توجه باقلا و کیفیت بالای پروتئین آن و اگر چه تاریخ استفاده از باقلا به عنوان غذا بسیار طولانی است، اما هنوز به طور جهانی پذیرفته نشده است. بیشترین مصرف غذایی آن در مدیترانهی شرقی و مناطق شرق میانه است، اما در همین مناطق نیز مردم فقیر از آن استفاده میکنند. نکتهی مهم در ارزش غذایی باقلا وجود اسید آمینهی لیزین است که از جمله اسید آمینههای ضروری بوده و بدن قادر به ساخت آن نیست. 8/1 درصد از وزن باقلا اسید آمینهی لیزین است. جداول زیر به ترتیب اسید آمینههای موجود در باقلا (جدول 1-1)، مقایسه ترکیبات آن با سویا (جدول 1-2) و درصد ترکیبات مادهی خشک آن (جدول 1-3) را نشان می دهند (کوچکی و بنایان اول، 1388).
جدول 1-1- اسید آمینههای موجود در باقلا بر اساس درصد کل ازت موجود در دانهی آن
| اسید آمینه | درصد | اسید آمینه | درصد |
| اسپارتیک | 4 | متیونین | 4 |
| ترئونین | 5/0 | لیزین | 6/0 |
| سرین | 3/0 | ایزولوسین | 1/0 |
| آسپاراژین | 21 | لوسین | 1/0 |
| گلوتامیک اسید | 2/1 | تیروزین | 3/0 |
| گلوتامین | 8/5 | فنیل آلانین | 5/0 |
| پرولین | 4/2 | هیستیدین | 7/0 |
| گلیسین | 1 | آرژنین | 6/35 |
| آلانین | 7/3 | آلفا آمینو بوتیریک اسید | 4/0 |
| والین | 5/0 | تریپتوفان | نادر |
مأخذ: زراعت حبوبات، کوچکی وبنایان اول(1388)
جدول1-2- مقایسه بین ترکیبات سویا و باقلا
| درصد | سویا | باقلا |
| رطوبت | 25 | 5 |
| پروتئین | 95/90 | 86 |
| خاکستر | 4/2 | 2/5 |
| نشاسته | بسیار کم | 4/0 |
| چربی | 1/20 | 9/0 |
مأخذ: زراعت حبوبات، کوچکی و بنایان اول(1388)
جدول 1-3- درصد ترکیب ماده خشک در بذر باقلا
| ترکیب | زمستانه (%) | بهاره (%) | |
| پروتئین خام | 5/26 | 4/31 | |
| پروتئین خالص | 24 | 2/28 | |
| فیبر خام | 9 | 8 | |
| خاکستر | 4 | 4 | |
| سیلسیم | 1/0 | 1/0 | |
| کلسیم | 19/0 | 16/0 | |
| فسفر | 68/0 | 66/0 | |
| منیزیم | 13/0 | 13/0 | |
| پتاسیم | 22/1 | 14/1 | |
| سدیم | 02/0
| 01/0 | این مطلب را هم بخوانید : بایگانیهای دیجیتال مارکتینگ و سئو - علم سرا - دنیای علم و تکنولوژی |
مأخذ: زراعت حبوبات، کوچکی و بنایان اول(1388)
-3- فرضیات تحقیق
1. کاربرد سطوح مختلف سایکوسل به صورت محلول پاشی می تواند باعث کنترل رشد رویشی و افزایش عملکرد رقم باقلای برکت شود.
-4- اهداف تحقیق
بررسی اثر کاربرد کندکننده رشد سایکوسل بر کنترل رشد رویشی و افزایش عملکرد در رقم باقلای برکت.
بررسی برهمکنش سایکوسل و سولفات روی بر ویژگیهای رویشی و اجزای عملکرد رقم باقلای برکت.